سلام خیلی اعصابم خرابه اومدیم مسافرت شمال منو همسرم دوتا دیگه از دوستامون ما یه دختر دو سال و نیمه دارم اونا یه پسر یک سال و نیم روز دوم مسافرت اون پسربچه دست دخترمو گاز گرفت تا دو روز مثل سوختگی بود رو دستش بچم اینقدر گریه کرد که حد نداشت بعد اون پسر بچه خیلی لجبازه خیلیم جیغ بد میزنه به دخترم نگاه میکنه جیغ میزنه دخترم اینقدر میترسه گریه میکنه هرچی میگم توام جیغ بزن زدت توام بزن میگه نه نی نی نازه دیگه امروز روز چهارم که باهمیم ترس بچم شد هزار برابر خوراکی گرفتیم بشینیم بیرون بخوریم دخترم می‌ترسید بخوره همینکه بچم یه چیزی برمی‌داشت اون پسر بچه جیغ میزد دخترم پشت من قایم میشد سرشو قایم میکرد بغلم بغض میکرد بعد یواشکی خوراکی میزاشت دهنش همینکه می‌دید پسره میاد خوراکی رو مینداخت حتی اونی هم که تو دهنش بود هم مینداخت یعنی هیشکی نمیفهمه چی میگم انگار چاقو زدن به جیگرم اینقدر گریه کردم میخواستم بمیرم

۱۶ پاسخ

وای خدا منو ببخشه 🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️🤦🏻‍♀️
ولی من تحمل نمیکردم و غیر ممکن بود نیشگون نگیرم ازش 🤦🏻‍♀️الان دیس لایکا شروع مبشه
چیکار کنم ،دست خودم نیس کسی بچمو بزنه سگ هار میشم

سلام
خب عزیزم‌ وقتی دخترتون اذیت میشد
باید از دوستاتون جدا میشدین

دیگه بچه ست کاری هم نمیشه کرد وقتی دوتا خونواده باهم رفتین اونم با بچه کوچیک این سختی هارو هم داره،مطمین باش اون مادره هم الان شرمنده ست و داره اذیت میشه

اعصاب منم خراب شد خب روز دوم جدا میشدید جای دیگه میگرفتید

اگه ادم بزرگ باشه واقعا روانی میشم من فقط زبونی کسی به بچم چیزی بگه برا همیشه از زندگیم پرتش میکنم بیرون
شوهر عمه دخترم گفت وای من حوصله صدای اینو ندارم فکر نمیکرد که من حواسم هست و میشنوم الان ۶ ماهه نگاشم نکردم اصلا سمت خونه مادرشوهرمم نمیرم که اگه اون باشه باهاش چشم تو چشم بشم باور کن از دور ببینمش بدنم داغ میشه اعصابم خراب میشه سردرد میشم بهم میریزم
ولی حالا بچه کوچیک از نادونیشه اونم نمیفهمه اشکال نداره ولی به شوخی تو هم یه دعواش بکن بگو اذیت دخترم بکنی میخورمتاااااا با اخم بگو اونم کمتر اینکارو میکنه
پسر خواهرشوهرم اینجوری بود دخترمو میزد به سوهرم گفتم اگه دعواش نکنی خودم میکنم ۴ سال بزرگتر از دخترمه یکی دوبار بهش تذکر دادیم دیگه جرات نمیکنه

ببخشید روح روان بچه ات مگه مهم نیست وقتی دیدی می ترسه کاش جدا اتاق می گرفتین

آخی طفلی ولی عزیزم اون بچس نمی‌فهمه تو نذار دخترتو گاز بگیره مطمئنا پدرومادرشم نمیتونن جلوشو بگیرن چون خیلی بچس نمیفهمه

مگه از قبلترش باهم رفت وآمد نداشتین که رابطه بچه هاتون بدونین چجوریه

اصلا نباید اینجوری بادوتا بچه این سنی مسافرت رفت زهرمیشه

اون‌ بچه مادر نداره
این چه مادیه که اجازه داده بچه اش بیاد سمت بچه شما
منم دوتا بچه کوچیک دارم اجازه نمیدم سمت بچه های هم سن یا کوجیکتر خودشون برن چون میدونم اینام بچه ان و سرشون که نمیشه همو میزنن وبلایی سرهم میارن
باید ازشون مراقبت کرد

پدر مادرش باید رسیدگی کنن
و در قدم دوم هم پیش خودت نگهدار نذار بهش نزدیک بشه

عزیزم میدونم سخته ولی درک کن پسر من دقیقا همینه ک میگی چ کنم بکشمش ب حرفم نیس

وای قشنگ درکت میکنم منم تابستون گذشته دقیقا همین بلا سرم رفت اونم بچش یکسال از کارن بزرگ تر بود مامانش هم لال فقط فکر خوشگذرونی من باید حواسم می‌بود به بچه خودم و اون که اذیت نکنه کارن را .آخرشم دعوام شد باهاش با قهر تموم شد

خوب وقتی میبینی همچین بچه و پدر مادرین که براشون اهمیت نداره خو جدا شید گشتو گذارتونو کنید شامو ناهارتون باهم باشید چه لزومی داره چون باهم رفتین مسافرت بیست چهاری باهم باشید بچتو داغون کردی

من میفهمم خیلی بدم میاد من بودم یه غرش میکردم تا اون بچه هم بترسه

اشکال نداره اینا بچن نمیفهمن

سوال های مرتبط