۳ پاسخ

عزیزم منو جاریمو خواهر شوهرم بچه هامون چند ماه اختلاف سنی دارن بچه ی خواهر شوهرم یه مدتی بچه ی ما هارو گاز می‌گرفت ما هیچی نمیگفتیم منو جاریم همش پیش بچه ها بودیم که مبادا بزنه بچه ی مارو یا گاز بگیره دیگه اونم الان خوب شده هیچی نگو پشت بچت باش

دختر من از دخترخواهرشوهرم خیلی کتک میخورد(الان یکم کمتر شده) همه بهم میگفتن تو هم یاد بده بهش که کتک بزنه
دقیقا همینی که الان گفتی
من بهشون گفتم دلم نمیخواد بقیه رو بزنه
اگه یاد بگیره اونو بزنه بقیه ی بچه هارو هم میزنه
بهش یاد دادم وقتی اون میاد سمتش،ازش دور بشه
یا وقتی داره میاد بزنتش دستشو بگیره جلوش که نتونه بهش نزدیک بشه و موهاشو بکشه

نذار باهم بازی کنن تا جایی که ممکنه
وقتی هم خواستن بازی کنن شش دانگ حواستو بده بهشون که دعواشون نشه
من اصلا موافق زدن نیستم به دخترت یاد بده اگر کسی خواست برنتش دستشو بگیره که نزنه

هروقتم فرصت پیش اومد بگو بچه من کوچیکتره دعواشون بشه خطرناکه ، بزرگتر بشن باهم بیشتر بازی میکنن( اینجوری داری میگی بچت در خطره😉)

سوال های مرتبط

مامان رُزا🦋 مامان رُزا🦋 هفته هجدهم بارداری
فرزندپروری پوشک مای بی بی بچه زایمان بارداری
سلام مامانا شاید چیزی که میگم از نظر شما چیز خیلی کوچیکی باشه ولی چند روز ذهن من رو مشغول کرده اون دسته بچه های که چه حق باهاشون باشه چه نباشه مادراشون ازشون دفاع میکنند وقتی بهشون چه چیزی بخواد که حتی برای خودشون نباشه هرطور شده میدن به باهاتون تا اروم بشن کلا اعتماد بنظر بیشتری دارن و تو بزرگسالی بیشتر بهشون احترام میزارن الان یه موقعیت رو براتون میگم شما بودید چیکار میکردید من همیشه به دخترم میگم اسباب بازی ات مال خودته اگه دوست نداشتی اشکال نداره به کسی نده و بهش میگم جایی هم رفتیم اونا هم دوست نداشتن بهت نمیدم چند روز پیش رفتیم خونه کسی یه دختر داره چند ماهی از دخترم کوچیکتره دختر من عروسکش رو برداشته بود بعد اون گفت بهم پس بده مامانش گفت دخترم خیلی عروسکش رو داشت همش بغلش منم از دخترم گرفتم بهش پس دادم یه چیز دیگه دادم به دخترم ولی بازم دخترم گریه کرد دو سه روز پیش اونا اومدن خونه ما بعد دخترمون سر یه کیف که برای دخترم بود دعوا کردن اون دختر بچه از زورش استفاده میکردم دختر منم گریه میکرد منم تو آشپزخونه اومدم وقتی رسیده داشت دست دختر منو از کیف جدا میکرد که رزا خانوم برو یه کیف دیگه برای خودت بیار دخترمم یه دفعه کیف رو ول کرد خیلی بهم برخورد منم رفتم کیف رو ازشون گرفتم گفتم میزارم تو اتاق که دعوا نکنند بنظرتون رفتار صحیح این موقع ها چیه
مامان جانان مامان جانان ۲ سالگی
مامان نخودی مامان نخودی ۲ سالگی
خانوما مامانا من به راهنمایی شما احتیاج دارم
ببینید من یه برادر زاده دارم حدودا دوسال بزرگتر دختر خودمه خیلی هم دوسش دارم
ولی یه مشکل هست این بچه دختر منا اذیت میکنه بازی میکنن ها ولی یه وقتایی یه رفتار هایی میکنه که لج دخترم در بیاره مثلا خوراکی من بیشتر مال تو کمتر دخترم بگه من رنگ صورتی دوست دارم میگه نه نباید صورتی دوست داشته بازی وسایلش برمیداره میگه نمیدم میبرم یا چنین کارایی که دیگه دختر من حرصی و عصبی شده وقتی کنار اون باشه عصبی میشه خودش میزنه یا موهاش میکشه
از طرفی زنداداشم هیچوقت قبول نمیکنه بعضی کارای دخترش بده میگهداره بازی میکنه و مشکل از دختر توعه که تاب اوریش کمه
اگه هم به دخترش تو بگیم بهش برمیخوره اگه بگیم کارت بده میگه نه دخترمن کار بد نمیکنه اگه بگیم وسیله خودشه بهش بده میگه مگه خوردش ما دیگه نمیایم خونتون ،اگه من پیش دخترم نباشم وسیلش به دخترش نده اروم میگهدختر بد هاپو بیاد بخورتت که چند شب بچه دیگه رو تختش نمیخوابه میگه هاپو میاد یا چنین رفتار هایی
میگه دختر من خونه خودمون آزااااده مثلا فرشاش پر ابرنگ
من این مدل تربیت دوست ندارم من برای دخترم مرز تعیین میکنم تو خونمون قانون داریم
زنداداشم خیلی خودش عاقل و بالاتر میدونه
گاها با مامانم خیلی تند و با لحن بد حرف میزنه
بخدامن خیلی دوسشون دارم میتونم دعوتش نکنم یا جایی هستن نرم من فقط احترام میزارم
میان خونمون دختر داداشم همه جا سرک میکشه خوراکی پیدا میکنه این سری سرماخورده بود پفک میخواست زنداداشم میگه چرا جای دیگه نمیزاری خب من چمیدونم میره ته کابینت نگاه میکنه
خلاصه زنداداش اگه تو دوستام هستی با خودتم....
#بارداری#گهواره#فرزندپروری#سونوگرافی#آنومالی