فرزندپروری پوشک مای بی بی بچه زایمان بارداری
سلام مامانا شاید چیزی که میگم از نظر شما چیز خیلی کوچیکی باشه ولی چند روز ذهن من رو مشغول کرده اون دسته بچه های که چه حق باهاشون باشه چه نباشه مادراشون ازشون دفاع میکنند وقتی بهشون چه چیزی بخواد که حتی برای خودشون نباشه هرطور شده میدن به باهاتون تا اروم بشن کلا اعتماد بنظر بیشتری دارن و تو بزرگسالی بیشتر بهشون احترام میزارن الان یه موقعیت رو براتون میگم شما بودید چیکار میکردید من همیشه به دخترم میگم اسباب بازی ات مال خودته اگه دوست نداشتی اشکال نداره به کسی نده و بهش میگم جایی هم رفتیم اونا هم دوست نداشتن بهت نمیدم چند روز پیش رفتیم خونه کسی یه دختر داره چند ماهی از دخترم کوچیکتره دختر من عروسکش رو برداشته بود بعد اون گفت بهم پس بده مامانش گفت دخترم خیلی عروسکش رو داشت همش بغلش منم از دخترم گرفتم بهش پس دادم یه چیز دیگه دادم به دخترم ولی بازم دخترم گریه کرد دو سه روز پیش اونا اومدن خونه ما بعد دخترمون سر یه کیف که برای دخترم بود دعوا کردن اون دختر بچه از زورش استفاده میکردم دختر منم گریه میکرد منم تو آشپزخونه اومدم وقتی رسیده داشت دست دختر منو از کیف جدا میکرد که رزا خانوم برو یه کیف دیگه برای خودت بیار دخترمم یه دفعه کیف رو ول کرد خیلی بهم برخورد منم رفتم کیف رو ازشون گرفتم گفتم میزارم تو اتاق که دعوا نکنند بنظرتون رفتار صحیح این موقع ها چیه

تصویر
۵ پاسخ

نظر شخصی من اینه که تو دعوای بچها دخالت نکنیم بهتره
قبلش به بچه توضیح بده ولی دیگه اون لحظه کاری نکن
اینا بچه ن اگه قرار باشه بزرگترها دخالت کنن که هیچی از زندگی یاد نمیگیرن همش منتظر میمونن یکی بیاد مشکلاتشون رو حل کنه
من خودم اصلا دخالت نمیکنم کسی هم دخالت کنه میگم ولشون کن خودشون از فکرشون یا زورشون استفاده کنن و یه چیزی درس بگیرن از زندگی

من از اون مادرایه بیشعوریم که دخترم حتی اگه کاره بدی کنه سرزنش نمیکنم دعوا نمیکنم اتفاقا میگم افرین خوب کردی🤣حتی شده موهای خواهرامو کشیده.

منم اکثراً میگیرم و به هیچ کدوم نمیدم دختر منم هر چیزی دست بقیه ببینه میخواد بگیره برا همون به بقیه بچه‌ها هم میگم اگه وسیله شون رو نمیخوان بدن به دخترم ببرن قایم کنن

دخترتون کامل حرف میزنه؟؟

ببخشید خیلی غلط املایی دارم بخاطر کیبورده

سوال های مرتبط

مامان لیانا مامان لیانا ۲ سالگی
سلام مامانا امید که حال دلتون خوب باشه
میخواستم یکی از تجربه های خودمو که بعد دو سالگی دخترم متوجه شدم باهاتون به اشتراک بزارم
من قبلا با دخترم خیلی حرف میزدم‌و توضیح میدادم که اینکار زشته و نباید انجام بشه اینکار خوبه خلاصه گاهی متوجه میشد گاهی نه یه بار که بردم دکتر برای چکاپ موقع معاینه حتی قد و وزن هم فقط جیغ زد و‌گریه میکرد چند ماه بعدش که دوباره رفتیم دکتر همون مطب دکتر بهش توضیخ دادم میخوان قد و وزن بگیرن و دکتر معاینه کنه نیم ساعتی طول کشید و این تایم بهش توضیح دادم وقتی نوبت دخترم شد مثل خانم رفت قد و وزنشو گرفتن و معاینه کردن دکتر هم بهش جایزه داد بخاطر خوش اخلاق بودنش همسرم گفت اگه راست میگی با توضیح‌دادن گریه نکرد برای آزمایشش هم آماده کن چون برای آزمایش هم مثل معاینه کلی گریه و جیغ میزد منم به دخترم میگفتم میریم پیش دکتر اینجا آمپول میزنه درد نداره تا دستت خوب بشه ببینیم و اینطوری توضیح میدادم روز آزمایش شد دخترم حتی نهدتمها نترسید نه جیغ زد نه چیزی پرستاره میگفت اولین بچه ای میبینم گریه نمیکنه خلاصه دیدم با آماده کردن ذهنش میشه هرکاری رو انحام بدیم بدون اینکه بترسه برای پوشک هم ذهنشو آماده کردم درحالی که قبلا یه بار اقدام کرده بودم و تو یه روز سه بار خطا داشت سرویس هم نمیرفت بعد اینکه ذهنشو من و اطرافیان آماده کردیم دخترم سه روز پیش گفت پوشک نمیخوام و منم نزدم و الان روز سومه بدون پوشکه یکبار خطا داشت این سه روز و‌اونم بخاطر کوتاهی من بود خلاصه تجربه من اینه با آماده کردن ذهن بچه ها بعد دوسالگی میشه کارای که سخته و ازشون میترسن رو بدون ترس انجام بدن و ما هرکاری کنیم از چیزی بترسیم اونا هم میترسن
مامان دلنیا مامان دلنیا ۳ سالگی
توروخدا کمک دختر من خیلی آرومه از بچگی همینجور بوده خیلی خوب با بچه های دیگه بازی میکنه ها ولی چند تا از بچه های فامیل هستن بهش زور میگن یا میزننش همسن هم هستن دختر من اصلا نمیتونه از خودش دفاع کنه پدر مادرهای اونا هم چیزی نمیگن به بچه هاشون منم چندبار میتونن مگه دعوا کنم آخه شوهرمم قطع ارتباط نمیکنه خودش هم رودروایسی داره چیزی نمیگه ولی من نگران دخترمم ،از وقتی از اینا کتک خورده دیگه راحت نمیره سمت بچه ها بازی کنه میترسه از دور وایمیسه نگا میکنه رو بچم برچسب خجالتی و ترسو میزارن درصورتی که اصلا اینطور نیس طفلک چند شب پیش هم رفتیم خونه یکی از اقوام دخترم ی گوشه وایساده بود بچه اینا عین وحشیا رف موهای دخترمو کشید اونم چیری نگف دفعه دوم باز رف من بهش حرف زدم دفعه سوم باز رف کشید موهای بچمو شوهرم رف بی‌بیارتش یهو دخترم شروع کرد به جیغ کشیدن طفلک خشمشو اینطور خالی می‌کرد یک ربع جیغ گشید داشت از حال میرف خودمم دست و پام می‌لرزید به سختی آرومش کردیم فامیل هم نمیگن بچه های خودشون عین وحشیا تربیت شدن که میگن بجه تو تو خونه تنهاس بلد نیس با بچه های مردم بازی کنه ،ینی راضیم به دخترم یاد بدم در حد مرگ بگیره بزنتشون ولی بچم اینطور نیس دلش نمیا چی کنم من با اینا
مامان فراز مامان فراز ۲ سالگی
سلاااام
اومدم یه موردی و باهاتون به اشتراک بزارم که بسیار برای خودم مفید بوده.
قطعا شده که بچه هاتون یه رفتار یایه عادت بد داشته باشن که هرچه قدر هم بگین نکن،نریز و....تاثیری که نداره هیچ بدترم میکنه شرایط و.
حالا راه کار چیه؟
خیلی ساده و خیلی دوست داشتنی.
قصه گفتن!
بله دقیقا همینه، قصه بگین براش.اونم نه دقیقا وقتی اون کار یا عادت و انجام داد،بزارین توی یه فرصت آروم و مناسب. قبل خواب ظهر،قبل خواب شب،
قصه چه جوری ساخته میشه؟ مثلا دختر عادت داره اسباب بازی هاش و میشکنه!
قصه این شکلی جون میگیره، یه دختر خوبی بود که بابا بابا و مامانش توی یه خونه قشنگ زندگی میکردن، فضای قصه باید رنگی و دلچسب باشه،بعد به اسباب بازی هاش جون بدین، که دردشون میاد و کم‌کم از خونه میرن.
در واقع واقعیت هارو در قالب داستان بگین، تاکیدن بدون ترسوندن.بدون برچسب پسر بدی بود دختر بدی بود. در آخر هم به خاطر کار خوبش تشویقش کنین.
این روش معجزه میکنه. کیف میکنی وقتی میبینین تاثیرش و. قصه رو بار ها و بارها بگین براش.میبینین کم‌کم موقع شکستن اسباب بازیش خواهد گفت الان بشکنم دردشون‌میاد! میرن... و دیگه تکرار نمیکنه کارش و