۹ پاسخ

آقا نریزین سرم ها
به نظرم عب نداره بذار یکم شیطون تر باشه
زیادی مهربون بودن همیشه خوب نیست
بزرگتر بشه حقشو میخورن.

همه بچه ها دل پاک دارن دیگه ولی پسر بچه به دختر کلا روند تکاملیشون فرق میکنه دخترا لطیف تر هستن کلا
ولی چیزه خاصی نیست بچه ها باید یاد بگیرن از خودشون دفاع کنن

بزار یکمم بزنه دختر من قبلا هر کی اذیتش میکرد میزد چند وقت بود که منو میزد هی گفتم نکن مامانی نازه بوس کنن الان میره مادرشوهرمم میزنه بعد بوسش میکنه دختر خواهر شوهرم از دختر من 8 ماه کوچیکه حالا اون دختر منو میزنه جالب اونجاست اون میزنه این میره بوسش میکنه ازین بابت خیلی ناراحت میشم یبار خونه مادر شوهرم اینا بودیم دختر خواهر شوهرم دوتا دستشو برده یود بالا که اینو بزنه دختر منم از ترسش نشسته زمین چشاشو بسته دستشو گرفته جلوش که نزنه اینو یعنی‌ دلم واسش کباب شدااا خودمو نععلتت میفرستم کع این بچرو من چیکار کردم هر کی هر چی میگه بگه الان یادش میدم که هر کی تورو زد توعم بزنه موهاشو بکشش یعنی ازون موقع عذاب وجدان منو کشته میگم چرا اون دختری که میتونست از حقش دفاع کنه الان اینجوری شده

ولی من خوندم میگن اصلا اصلا ب بچه ها نگید گناهه
اشتباهه
درسته
بذارید هرچی خودشون میدونن انجام بدن
اینطوری اعتماد ب نفسشپن بالا میشه
آخه بچه دو ساله چه می‌دونه گناه چیه بگی گناه داره نزن
بذار بازی کنند این میزنع یبار اون میزنع
دوستی میکنن

عزیزم بچه هستن خوب یه چیزبگم زیادبهش گیرنده بذارکمی پروبزرگ بشه فرداپس فرداخودت میگی کاش ترسوبارش نمیاوردم

حالا پسر من شیطونه میرنه فقط ولی یاد نمیده چون بلد نیس فک میکنه بازی هس چون میخنده

بچه ها مثل هم نیستن هر کدوم یه اخلاق دارن شما اشتباهه مامان باباهای ما رو نکن کلمه گناه به شدت مخربه حس عذاب وجدان رو توی وجودش پرورش نده

بچه ان رفته رفته درست مبشن دختر من یه پا گنگستره زورشم ب کسی نمیرسه ها یه مثال هست ها می که ب ترکی گوجو چاتانی ورور گوجو چاتمیانا داش اتیر این دختر منه

پسر منم بی دفاعه دلش ب بقیه میسوزه
اما شوهرم انقد باهاش کشتی گرفت انقد بهش یاد داد
الان هرکی میزنتش اینم یکی میزنه بعد میگه بی حاسا ینی بی حساب شدیم🤣
اما شما فکرت درگیر‌نباشه اون مادرم میدونه بچه ان خب

سوال های مرتبط

مامان ☆پناه جان☆🤍 مامان ☆پناه جان☆🤍 ۲ سالگی
موضوع سره تاثیر کارگاه رو بچست
اون اوایل ک من پناهو میبردم کارگاه شوهرم خب نمیدونست اینجور جاها چین ک
ازبس ک دوربریا میگفتن بچه انقدی چی کلاسه چقد پول حروم میکنین الان بچه چی میفهمه شوهرم مبگف فاطمه بخدا منم دارم شک میکنم ب این ک تاثیر داره یا ن
من پناهو از ۱۰ماهگی بردم دوترمش ک رد شد گفتم میخای یمدت نبرمش گف اره یکی دوماه نرو
اخلاق بچه تواون دوماه انقد بدشده بود ک داشتیم میترکیدم همش بازی جدید میخاست دوروبرش بچه میخاست ک ما نداشتیم تا دیدم شوهرم میگ میخای دوشیفته کن ولی ببرش😂
یمدت ک بگذره قشنگ خلاقیت بچه ها خودشو نشون میده
من ک خیلی خیلی راضیم
مربی پناه میگ ببرش کارگاه کودک مستقل ولی من حس میکنم پناه اماده نیس ی ترم دیگ همین مادرو کودک میبرم فعلا
دوتااز مربیاش هردوهمنظرن راجع ب کلاس بردن پناه هردوگفتن براساس هوش پناه ۳سال و ۵ماه اینا ببرش موسیقی چون پناه قشنگ ریتم طبلک زدنو چوبکو بلده و ۳سال و ۸ ماه اینا گفتن بره زبان
تا ببینم اونموقع خدا چی میخاد
مربی پناه سری قبل ک گله رفتارشو کردم بهم گف مامان جان دخترمن ای کیو فوق العاده بالایی داره هوشش خیلی زیاده شما برو خودتو درمان کن ک انقد عصبی نباشی🥲🥲🥲
مامان رُزا🦋 مامان رُزا🦋 هفته هفدهم بارداری
فرزندپروری پوشک مای بی بی بچه زایمان بارداری
سلام مامانا شاید چیزی که میگم از نظر شما چیز خیلی کوچیکی باشه ولی چند روز ذهن من رو مشغول کرده اون دسته بچه های که چه حق باهاشون باشه چه نباشه مادراشون ازشون دفاع میکنند وقتی بهشون چه چیزی بخواد که حتی برای خودشون نباشه هرطور شده میدن به باهاتون تا اروم بشن کلا اعتماد بنظر بیشتری دارن و تو بزرگسالی بیشتر بهشون احترام میزارن الان یه موقعیت رو براتون میگم شما بودید چیکار میکردید من همیشه به دخترم میگم اسباب بازی ات مال خودته اگه دوست نداشتی اشکال نداره به کسی نده و بهش میگم جایی هم رفتیم اونا هم دوست نداشتن بهت نمیدم چند روز پیش رفتیم خونه کسی یه دختر داره چند ماهی از دخترم کوچیکتره دختر من عروسکش رو برداشته بود بعد اون گفت بهم پس بده مامانش گفت دخترم خیلی عروسکش رو داشت همش بغلش منم از دخترم گرفتم بهش پس دادم یه چیز دیگه دادم به دخترم ولی بازم دخترم گریه کرد دو سه روز پیش اونا اومدن خونه ما بعد دخترمون سر یه کیف که برای دخترم بود دعوا کردن اون دختر بچه از زورش استفاده میکردم دختر منم گریه میکرد منم تو آشپزخونه اومدم وقتی رسیده داشت دست دختر منو از کیف جدا میکرد که رزا خانوم برو یه کیف دیگه برای خودت بیار دخترمم یه دفعه کیف رو ول کرد خیلی بهم برخورد منم رفتم کیف رو ازشون گرفتم گفتم میزارم تو اتاق که دعوا نکنند بنظرتون رفتار صحیح این موقع ها چیه