۳ پاسخ

مصداق بارز از اون ور بوم افتادن همینان
چطور دلشون میاد انقد راحت حق خوری کنن

منم یه تجربه از این روانشناسا دارم که میگفتن میخوایی جایی برید با بچه خداحافظی کنید😅
یه بار داشتم میرفتم دکتر پسرمو گذاشتم پیش مامانم بعد دم در باهاش خداحافظی کردم
دو ساعتی که من دکتر بود پسرم همچنان گریه کرده و جیغ و داد هیچ جوره اروم نمیشده
دیگه پشت دستمو داغ کردم که فعلا بدون خداحافظی برم وقتی کار داشتم

اره پارک ماهم ازین مادرای نفهم داره اصلا نمیفهمن مکان عمومیه پنج دقیقه سوار کن بمون تو نوبت باز .من اصلا نمیزارم بچه ای خیلی تو نوبت وایسه ولی بعضیا بویی از خوبی نبردن فقط بچه خودشونو بچه میدونن .حق الناسه به شدت

سوال های مرتبط

مامان مهتا کوچولو🌙🐣 مامان مهتا کوچولو🌙🐣 ۲ سالگی
خانمایی که بچتون همسن دختر منه اخلاقشون چجوری شده؟؟
دختر من چن روزه باز موقع تعویض پوشک از دسشویی که میایم دیگه نه پوشک میشه نه شلوار بیشتر از دو بارم اصرار کنم یا بخام از اتاق بیام بیرون یه جیغایی میزنه و گریهایی میکنه.. میگم باشه پوشک و شلوار پا نکن
یه سره جیغ و گریه میکنه میگه بیا میرم اتاق میگه نهه برو رفتن رو مبل دراز کشیدم انننقدر جیغ و گریه کرد اومد بیرون ینی شدیدااا بیس دیقه ولش کردم دیدم آروم نمیشه نمیذاشت برمم پیشش عصبی شدم زدمش باز همچنان جیغ و گریه... هرچیم میگم پاشو آماده شیم بریم بیرون پارک فروشگاه و.. باز جیغ میزنه و میگه نههه دهنش خشک شده بود از صبحم فقط چنتا لقمه نون پنیر خورده بود گفتم بیا غذا بخوریم بازم جیغ و گریه..
اومدم گرفتمش گفتم اگه آروم نگیری میندازمت بیرون از خونه بغلش کردم گذاشتمش پشت در بلکه آروم بگیره هی باهاش حرف زدم دیدم فایده نداره آوردمش تو یکم که تن صداش آرومتر شد بغلش کردم و بوسش کردم و ناز و... دیگه گفتم ببین خسته شدی گشنتم شده میخای بریم تو ماشین غذا بخوری کم کم آروم گرفت غذاشم یکم خورد رفتیم دور بزنیم خابید تو ماشین

انقدررر پشیمونم که زدمش و انداختمش تو ایوون و.. از طرفی نمیدونم این مواقع چیکار کنم😪 هیچی جواب نمیده نه بغل و نوازش نه بی محلی نه سرزنش و...

بچهای شمام اینجورین
روزی دو سه بار سر یه موضوعی و پوشک این بساطه اعصاب نمونده برام

فرزندپروری، پوشک
مامان مهتا کوچولو🌙🐣 مامان مهتا کوچولو🌙🐣 ۲ سالگی
بچها مشاور کودک آنلاین سراغ ندارین؟؟
گفته بودم مهتا تو جمع و خونه کسی اصلا نمیاد بریمم جیغ و گریه مگر اینکه محیط باز باشه اول از همه هم بریم جای آشنا باشه بعد کم کم مهمونا اضاف شن بچه هام باشن نیم ساعت وایسه..
عصری باغ بابام بودیم اونجارو دوس داره بعد که مهمونا اومدن شب شد سردم بود نمیومد بریم داخل ظرف خوراکیشم انداخته بود تو خاک بخاطر همونم خیلی لج گرفت و جیغ و گریه وحشتناک خلاصه بردمش تو با چنتا شکلات اینا آروم شد یکم ولی هی میگفت بریم خونه و گریه 🤦🏻‍♀️
1ساعتی نگهش داشتم دیگه گفتم شوهرم ببردش با ماشین دور بزنه که نرفت و بدتر گریه کرد.. اومدیم بیایم خونه پدرشوهرم میگه باز میخاین ببرینش کنج خونه😑 گفتم خب مگه نمیبینین گریه میکنه بند نمیشه بقیه هم اعصابشون خورد میشه.شوهرم درومده بهم میگه دل به دلش نده منم گفتم باشه پیش تو بمونه من میرم داخل ببینم تو چیکار میکنی اونم پشت سرم اومد تو🤐 با بچه ای که کل ساختمونو گذاشته رو سرش جیغ و داد و.. عصبی شدم زدمش زیربغل اومدم ماشین برگشتیم
شوهرم میگه هیچجا دیگه نباید بریم تا خوب بشه این اخلاقش میگم اینجوری که این هیچ وقت درست نمیشه با مربی کلاس مادرکودکش گفتم گف زیاد تو جمع ببرینش و پارک و خانه بازی و..
میبرمش دوماهه پارک و بیرون ولی فایده نداره حتی دیروز خونه بابامم دعوت بودیم یه سره گریه کرد زود برگشتیم

والا کم آوردم بخدا موندم این چرا اینجوری سرم میاره😪 😭 انقد گریه کردم و زدمش نمیدونم دردمو به کی بگم چیکار کنم و..

فرزندپروری، پوشک شیرخشک