۸ پاسخ

کلاس مادر کودک ، مادر هم همیشه حضور داره
مهرکودک قضیه اش فرق داره

چه واجبه بچه ای که نمیتونه از خودش دفاع کنه ببرین بزارین مهد بسپارین به کسی که نمیشناسین

گلم ببخشید سوال میپرسم کارگاه مادر کودک رو باید برم مهد بپرسم هست و قیمتش چجوریه؟؟؟؟؟؟؟

من هشت جلسه چهارصد میدم البت یه جای دولتی هسش خصوصی ها پرسیدم هشت جلسه ۱۲۰۰

هم گرونه من ۸ جلسه ۱۵۰۰ میدم هم رفتارشون اصلا طبیعی نیست

اینکه پنج جلسه دوتومن یکم زیاده
شیراز هشت جلسه این قیمت هست البته اگر گرون نشده باشه
دوم اینکه بنظرم خوب نبوده و بی تجربه بودن چون من خواهرم خودش مهدکودک معلم هست میگه اول بچه رو ادابت میکنیم با مادر و کم کم حضور والد کم میکنیم تا وابستگی بره
اینکه یه دفعه ای ببرن و با گریه زیاد بازم تحویل ندن بنظرم بی تجربگی مربی می‌رسونه

اصلا طبیعی نیست بچه من مهد می‌ره اصلا اینجوری نیست
به هیچ عنوان اونجا بچتو تزاری
چه بیشعوری بوده

اینجا بیست جلسه ۴ تومن می گیرن .از ۹تا ظهر .

سوال های مرتبط

مامان هدیه خدا مامان هدیه خدا ۲ سالگی
باورم نمیشه بچم از الان میگه اینجا نمیام اونجا نمیام
میگم لباس بپوش بریم بیروووون میگه نمیام ، میگم بریم فلان جا ، جاهایی که خیلی دوست داره میگه نمیام گریه میکنه کلی وقت نمیزاره لباس بپوشم ،
مثلا قرار بود بریم خونه مادربزرگم همه خاله هام اینا دور هم جمع بودن ، خیلی دوست داشتم برم ، هرکاری کردم نپوشید نیومد ، جیغ و گریه فقط ، حتی گفتم ببین اونجا بچه ها هستن بازی میکنین باهم ، اسم دوستاشو که دفعه پیش بازی کرده بودن گفتم براش ، گفت نه ، گفتم پس اینجا تنها بشین اونجا همه دارن بازی میکننا ، تنها باید بشینی اینجا گفت نمیام ، دیگه گفتم بشین تا من کارامو بکنم پس ، گریه کرد کلیییییی وقت منم محلش ندادم گفتم میخواستی بیای بریم الان به جا گریه بازی میکردی ، دیگه کارامو کردم اومدم بغلش کردم باز میگفت دلم نمیخواد برم
گفتم کجا دوست داری بری مامان دلت میخواد ببرمت پارک گفت نه نمیخوام 😭
چرا نمیخواد از خونه در بره اصن

فرزندپروری مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب ترک پوشک کامل بچه شیرخشک مادروفرزند مادروکودک شیرمادر شیرخشک شیرشب
مامان گندم مامان گندم ۲ سالگی
خیلی روانم بهم ریخته من خر گفتم امروز بریم بیرون یکم روحیم باز شه رفتیم تو پاساژی دخترم گریه میکرد که خودم از پله برقی برم من گوش نکردم بغلش کردم گفتم میفتی مادر شوهر احمقم وقتی آمدم پایین آمد بزور دست دخترم گرفت گفت بده ببرمش من هنوز آمد رو پله اول که شبیب به طبقه پایین بود پای دخترم بزاره دوتاشون افتادن خدا رحم من کرد که دخترم خودش گرفته بود پرت نشد پایین به هزار تا جیغ داد مادر شوهرم دخترم کشیدم 😔بعد از روی عصبانیت از خر بازی مادر شوهرم آروم پشت دخترم زدم که نگاه با لج بازی تو الان بدبخت میشدم یک مردی آمد انقد حرف زد به من چرا با بچه اینطور رفتار می‌کنی هر خانمی اونجا بود روشون به من کج کردن آخه نمی‌دونن من چی میکشم جراعت ندارم تنها جای برم دم در آمار میگیره صبح به صبح به بهونه الکی میاد خونمون که بچم سیخ کنه که بیا بریم خونمون بیرونم میریم همش هر چی دخترم بگه میاد مخصوص دستش میگیره انجام میده یا زود میاد برمیدارع میگه بخر اینم یک دختر لوسی شده کارش با گریه از ظهر حالم خیلی بده مغزم انگار یکی کوبیده اگه بلایی سرش میومد از طرفی حرفهای اون آقا 😔