۳ پاسخ

مهراب کلا خوشش نمیاد کسی دست به اسباب بازی هاش بزنه شوهرم دعواش میکنه ولی من نظرم اینه اصلا نباید تو بازی بچه ها دخالت کرد فقط اگر خواستن هم رو بزنن باید مراقب باشیم همین

ی سری چیزا غریزیه

همین الانشم پسرم چیزی میخواد همچین داد و بیدادی راه میندازه که نگو😂 بچه های فامیلم البته باهاش کنار میان چیزی بخواد بهش میدن بازی میکنه

سوال های مرتبط

مامان علی مامان علی ۱۳ ماهگی
واقعا یه مادر خوشحال ، مادر بهتریه .
من از سال 87شاغل بودم و مداوم سرکار میرفتم. پسرم که به دنیا اومد خیلی تنها بودم. مادرم سنش بالاست . و قبلا دو بار سکته مغزی کرده . اصلا توان نداشت . خواهر هم ندارم. مادرشوهرم هم فوت کرده. خواهر شوهر هم تهران نیست . خیلی تنهایی برام سخت بود. داشتم افسرده میشدم. پسرم که بزرگ تر شد دیدم باید خودم رو نجات بدم. و خب برای من که کسی رو نداشتم حتی برای نیم ساعت پسرم رو نگه داره انتخاب سخت بود . پسرم عاشق بچه هاست .هر وقت میرفتیم پارک عااااشق بچه ها و بازی کردن باهاشونه. خیلی گشتم و بلاخره یه مهدکودک پیدا کردم . الان سه روز در هفته از ساعت ده تا دوازده پسرم میره مهد . خودم صبحانه اش رو میدم، پوشکش رو عوض میکنم . میبرم مهد . ذوق میکنه وقتی میرسیم دم در . ساعت دوازده هم میرم دنبالش . برای نهار و خواب ظهر کنار خودمه . الان حالم خیلی بهتره. خودم هیجان دارم واسه وقتایی که واسه خودمهو دو ساعت چیزی نیست ولی برای من نجات دهنده است . خیلی لذت بخشه . یه وقتایی فقط اون دو ساعت رو میرم با ماشین واسه خودم میچرخم . میرم پیاده روی همون اطراف مهد .
این راهکار برای من جواب داد. نه خودم افسرده موندم و نه پسرم مجبور شد با یه مادر افسرده بی حوصله باشه . با بچه ها بازی میکنه . حتی میان وعده هم که نمیخورد ، براش میذارم و توی مهد کنار بچه ها میخوره . وقتی فیلم خوردنش رو دیدم باورم نمیشد که کنار بچه ها با چه ذوقی میوه اش رو میخورد .
اگه خسته این، اگه افسرده این سعی کنین خودتون رو نجات بدین. نمیگم راه من رو برین. هر کس شرایط و باورها و عقایدش فرق میکنه. فقط میگم خودتون رو از این روزمرگی و افسردگی نجات بدین اگه دچارش هستین