۱۰ پاسخ

یه سوال داشتم شما نامه بستری داشتی یا همینجوری رفتی بیمارستان امام حسین قبولت کردن؟

چه خوب عزیزم خدا نی نی تو حفظ کنه، من از زایمانم راضی بودم تجربه امو بخون 😍😊

دکترت کی بود

عزیزم از اپیدورال بگو چطور بود چقد تاثیر داشت رو روند زایمان هم تاثیر داشت یا ن

دکترت این شیافارو‌داد یا خودت گرفتی؟

عزیزم کدوم بیمارستان زایمان کردین

من که تا ماما همراهم رسید زایمان کردم 😄😄

الهی شکر
ان شاء لله خودت و نی نی سالم و سلامت باشید

میشه بگی قبل زایمان از چند هفته چه ورزش هایی کردی تروخدا ایناروهم بگو

عزیزم برش اینا هم نخوردی؟

سوال های مرتبط

مامان آدرین مامان آدرین ۴ ماهگی
مامان 🍯آرن🐻 مامان 🍯آرن🐻 ۹ ماهگی
❌پارت 3 شرح زایمان❌
دیگه ماما که عوض شد معاینه کرد گفت 5سانتی ولی دهانه رحمت خیلی نازکه افاسمانت عالیه دیگه 8سانت که رسیدم گفتن شروع کن زور زدن روی تخت عادی پاهامو بالا جمع میکردم زور میدادم دو سه بار جامو عوض کرد ماما همراهم یکم رو تخت دراز کشیده زور میزدم یکم چمباتمه رو زمین که دیگه گفت دارم موهای بچه رو میبینم چند تا انقباض دیگه زور خوب بزن بریم رو تخت زایمان دیگه ماما شیفت هم اومد خواهر شوهرم و مامانمم بیرون کرده بودن دوتایی شروع کردن کمک واسه زور زدن انگشتم میذاشتن که به انگشت زور بدم
دیگه گفت خوبی پاشو بیا رو تخت زایمان همون دو قدم فاصله رو دوبار چمباتمه نشستم به زور دادن زورا خودش میومد خیلی فشار میاورد دیگه رفتم رو تخت همش میگفت بد زور میدی کمه باید حداقل15ثانیه زور بدی اگه اینجوری زور بدی هم زیاد برش میخوری هم زایمانت طولانی میشه دیگه منم شروع کردم نفس عمیق میگرفتم زور محکم و طولانی میدادم تقریبا 5دقیقه رو تخت بودم بچه اومد اصلا حس نمیکردم موقعشه حس میکردم یه کوچولو سرش دم واژنه ولی ظاهرن برش داد و بچه سر خورد بیرون🫠اونم راس ساعت 9 تقریبا 20دقیقه هم بخیه طول کشید که فقط دو سه تا رو حس کردم یکم دردشو
اینم بگم اصلا داد نزدم فقط چند بار تو دردای خیلی شدید ناله میکردم و دست به دامن خدا میشدم
و فقط نفس میکشیدم و اصلولی نبود فقط تند تند نفس میکشیدم که بیشتر از دهان بود هم دم هم بازدم
ولی فکر کنم به خاطر اون اکسیژنه بود از7سانت تقریبا تا وقتی رفتم رو تخت زایمان اصلا چشامو باز نکردم مثل خواب بودم همه حرکت رو انجام می‌دادم ولی تماما با چشم بسته حتی اون وسط خوابم میدیدم😶و اینجوری بود که تموم شد و راحت شدم الانم همش فکر میکنم اون لحظه ها یه کابوس بوده و واقعی نبوده
مامان دنیز🩷🌊 مامان دنیز🩷🌊 ۱۲ ماهگی
مامان کایرا✨️ مامان کایرا✨️ ۱۲ ماهگی
مامان 👼اقا مَهدی🩵 مامان 👼اقا مَهدی🩵 ۶ ماهگی
تجربه زایمان
پارت ۳
به شوهرم گفتن کیک ابمیوه بیاره اونم اورد گفتن بخور اب میوه باز کردم از دردستم افتا ریخت رو لباسام و پرستار امد گفت ساعت ۵دوباره معایت میکنم
تا ۵ شد معاینه کرد رسیده بود ۷ الی ۸ سانت رسیدم بردنم بستری سرم وصل کردن و پرستارا میگفتن هر وقت دردت گرفت زور بزن تا اخرین زورت من زور میزدم و ماما ها بهم میگن بیشتر و بیشتر درحدی زور زدم احساس کردم چشام در امدن خواستن ببرم اتاق پوزیشن اما منم خیلی زور زدم بعدش بردنم تخت زایمان اونجا هم هر موقعه دردم میومد زور میزدممم دیگه اخرین زورمم نفسم قط میشد میگفت زورتووو ول نکنن زورر بزننن برش زدنم بچه کشیدن صدای بچم شنیدم احساس کردم کل دردام رفت خیلی راحت شدم 😍خیلیی لحظه ایی قشنگ بود صدای بچمو شنیدم واقعا یه حس عجیبه بچمو از پیشم بردن ماما دیگه منو بخیه زدن و بدنم لرزش خیلی شدید گرفت تا ۵ساعت این لرزش رو داشتم خلاصه بعد ۲ ساعت هم بچم اوردن پیشم گفتن شیرش بده من داشتم شیرش میدادم خوابیده رو تخت یه دفعه به اختیاری ادرار کردم رو خودم مثانه ام پر پربود بعدش ماما ها امدن بالا سرم معاینم کنن بهشون گفتم رو خودم ادرار
مامان هانا🎀 مامان هانا🎀 روزهای ابتدایی تولد
پارت هشتم تجربه زایمان طبیعی بیمارستان امام رضا
ساعت ۱۰ شده بود و هروقت می‌گرفت هنوزم همون کارهارو میکردیم کمکم اجازه ورزش داده بودن و دستگاه قطع کرده بودن ماماهمراهم ورزش های خوبی میداد ولی من نمیتونستم همکاری کنم واقعا از شدت درد زیاد لرزش داشتم انقباض هام یک دقیقه بود تقریبا وقتی نمیموند ک استراحت کنم دوتا پرستار پاهامو گرفته بودن و میگفتن فقط زور بزن سر بچه دیده میشه چیزی نمونده فول شی دکتر اومد بعد از معاینه گفت چند دقیقه دیگه ببرین تو اتاق زایمان و ماماهمراهم گفت مثل موقع اردار بشین و هروقت گرفت زور بزن ک البته بخوام و نخوام احساس زور میومد و یکجورایی مجبور ب زور زدن بودم دیت خودم نبود
همونکارو کردم بعد از ۵ تا زور سریع گفتن بیا پایین فولی تقریبا بردن اتاق زایمان و تا اونجا نمیتونستم راه برم احساس می‌کردم سر بچه وسط پامه
رفتم رو تخت زایمان و گفتن زور بزن
و تو همون حین برش دادن ک کاملا متوجه بودم ولی شاید باورتون نشه اصلا درد نداشت چون دردخودم شدیدتر بود متوجه نشدم دردش رو فقط یکم سوخت و صداش اومد 🫠

فرزندپروری زایمان طبیعی بارداری
مامان دریا🌊🩷 مامان دریا🌊🩷 ۶ ماهگی