۱۴ پاسخ

عزیزم زن خلق شده واسه عذاب، مگه نمیدونی😂

آخ آخ عزیزم دورت بگردم چقد تک تک کلمات این متنت و حالی که الان داری رو با تمام وجودم درک میکنم. منم هردوتا پسرم همینجوری بودن دومی الان ۶ ماهشه و مثل شما تا ۳ ماهگیش واقعا نه روز داشتم نه شب کلا ۳ ماه تو بغل و در حال شیر خوردن بزرگ شد. با وجود اینکه مادرم هم کمکم میکرد و پسر بزرگم رو نگه می‌داشت بازم تو شبانه روز ۲ ساعت میتونستم بخوابم فقط. از خودم‌ و زندگی و هرچی بچه بود متنفر شده بودم آخرم پسرم شیرخشکی شد چون علاوه بر کولیک شدید رفلاکس هم داشت. الان ۶ ماهشه واقعا تازه دارم یکم نفس میکشم و از وجودش و خنده هاش لذت میبرم

چه روزای بدی بود

دانلودکن صدای سشوار یا صدای آب
کنار بچه صدا رو پخش کن تا ده دقیقه بعد از خوابیدنش صدا رو بزار که بخوابه
دختر من اینمدل میخوابید

عزیزم حق داری واقعا خیلی سخته
امیدوارم خدا اونقدر بهت توان و انرژی بده این روزهای سخت پشت سر بزاری🥺

دختر منم رفلاکسی شدید بود بلاها ک نکشیدم چشمش یکی داستانش بسته بود چرک میکرد از ۶ ماهگی بیخوابیشو کشیدم تا ۲ سالگی همسایه هامونم گرفتار بودن از جیغاش کاملا یه مریض روحی روانی شدم ک با تموم وجودم از بچه دار شدن مجدد متنفررر شدم و اصلا فکرش بهم حالت تهوع میده

کاش بچه که بدنیا میومد، از سینه پدر شیر میومد اونا باید شیر میدادن😂😂 چقدر خوب میشد

نوزاد منم تا ۴ صبح بیداره نق میزنه منم شرایط روحی خوبی ندارم حال بد و کم خوابی امونمو بریده واقعا حالتو درک میکنم😥

خدا قوت عزیزم
دختر منم کولیک شدید داشت و یکی از دلایل تک فرزند موندنش که ۹۹ درصد رو در بر میگیره همین کولیکه من از یک ماهگی ب دخترم گریپ میچکسر خارجی و روزی ۴ قطره پدی لاکت میدادم ساعت ۷ شب شروع میکردم به ماساژ شکم و اروم پاهای دخترمو رو مثل دوچرخه ورزش میدادم و با روغن زیتون چرب میکردم یک قطره روغن زیتون داخل ناف میریختم چون شیرم سنگین بود بعد از شیر دهی یه قاشق اب جوشیده ولرم میدادم و حتما باد گلو رو میگرفتم
رژیم غذایی رو رعایت میکردم حتما تو خونه با کالسکه میچرخوندمش تو پتو و ماشین اروم میشد
من یادمه سه شب رو تو خیابون تو ماشین خوابیدیم از کولیک دخترم تا صبح شد رفتم خونه مادرم 😬🙄

به معنای واقعی خواسته دهن زن صاف شه
حالا بچه من نمی‌خوابه دیوونم کرده

سخته ولی میگذره چن ماه اول اینجوریه
یاد خودمم افتادم چقد سر پسرم زجر کشیدم هیچ جوره آروم نمیشد

اتفاقات مال اوایل زندگی بچه هست کم کم خوب میشه تا سه ماهگی کامل برطرف میشه انشالله

چقد قشنگ مادري و سختي هاشو تعريف كردين
الهي خدا بهتون قوت بده

نوزادتون چند وقتشه؟ گريپ ميكسچر خارجي رو امتحان كردين؟ دوتا بچه هامو من از همين گريپ ميكسجر بهشون ميدادم واقعا اروم ميشدن

عزیزم به کنار بحث جدا واگر بچه بخاطر زردی بستری بشه دهن مادر سرویس میشه

سوال های مرتبط

مامان نیکو مامان نیکو ۵ سالگی
💕💕

تفاوت های مادر کافی با مادر کامل!
قسمت سوم


* مادر کافی نقش های مختلفی بجز مادری دارد (در حال انجام پروژه های مختلف هستم)
* مادر کامل تنها نقشش نگهداری از کودک است (من فقط باید مراقب بچم باشم، نمیتونم کار دیگه ای انجام بدم)

* مادر کافی ارتباط عاطفی با همسر خود را حفظ میکند (امروز برنانه ریزی کردم که ناهار رو با هم بخوریم عزیزم!)
* مادر کامل ارتباط عاطفی با همسر ندارد (من بدون بچم آب هم نمیتونم بخورم، چه برسه برم رستوران)

* مادر کافی به خود اهمیت میدهد (امروز کلاس ورزش دارم)
* مادر کامل خود را وقف کودک میکند (اصلا وقت ندارم موهامو شونه کنم)

* مادر کافی برای تربیت کودک آموزش میبیند (کارگاه فرزند پروری ثبت نام کردم و دارم از مشاوره کمک می گیرم!)
* مادر کامل برای تربیت کودک از آزمون و خطا استفاده میکند (خودم میدونم چی به صلاحه بچمه، احتیاج به کمک کسی ندارم!)

* مادر کافی باغبان است (شرایط رشد را فراهم میکنم)
* مادر کامل صنعتگر است (من برات انجام میدم)
شما مادر کافی هستین یا مادر کامل؟
مامان Ryan مامان Ryan ۵ سالگی
سلام
من بچه دومم بدنیا اومده و بدجور افسرده ام تحملش برام سخت شده پر از حس عذاب وجدانم و از هیچی لذت نمیبرم بیشتر روزا وانمود می‌کنم خوشحالم ، وانمود می‌کنم که از وجود بچه هام لذت میبرم اما تو دلم پر از غمه یه غم خیلی سنگین با وجود اینکه کمکی دارم و مامانم بنده خدا ۲۴ ساعته بهمون رسیدگی میکنه ولی بازم میخوام از غم زار بزنم و گریه کنم
یه چیزی که خیلی آزارم میده اینه که احساس گناه دارم که چرا دخترم اسفند بدنیا اومد همش به خودم میگم دست خودم بوده و میتونستم یکی دو ماه بعد اقدام کنم که آخر سال نباشه ، میارم از تیر شروع شد و خیلی عذاب کشیدم مخصوصا که هوا گرم بود و برق هم میرفت دیگه بدتر می‌شد اوضاعم خیلی خیلی مامانم اذیت شد همینطور پسرم اگه ویارم تو هوای خنک تر بود کمتر می‌شد الان با گریه دارم مینویسم عذاب وجدان اینکه همه رو اذیت کردم داره دیوونه ام میکنه 😔
چرا یکی دو ماه بعد حامله نشدم که دخترم سال جدید باشه مثل پسرم چرا تو اون شرایط که مامانم اینا خودشون درگیر مسایلی بودن من به مشکلاتشون اضافه کردم دارم از خودخوری دیوونه میشم دلم می‌خواد برم روانپزشک بهم دارو بده دیگه تحملشو ندارم