۶ پاسخ

خواهرمن مک میزدتاشب عروسیش بعدش پیشش زشت امددیگه انجام نداد

دختردایی منم مییمکید انگشتش رو ترکش نمیکرد تا هفت هشت سالگی بود فک کنم مجبور شدن یه مدت همون انگشتش رو گچ گرفتن تا از سرش بپره

قبلا پستونک میخورد؟

سلام عزیزم خوبی میدونی چیکار کنی روانشناس نبر برو از داروخونه تلخک بخر بزن قبل از خواب بمال رو انگشتش بزار خشک بشه اینقدر تلخه مثل زهرمار.یه مدت ک اینکارو کنی بدش میاد نمیخوره

الان چنددسالشه برادر زاده منم میمکه دب چیزای نرم مث ملخفه حوله یا ی چیزی باید تودستش باشع ک بخوابه

وای داداش من تا همین الان میخوره 13سالشه
حتما ببرش

سوال های مرتبط

مامان ملیکا 🌛❤️ مامان ملیکا 🌛❤️ ۲ سالگی
ببخشید یکم غر دارم اگر اعصاب و حوصله ندارین رد کنید 🙏👌

واقعا دیگه خسته شدم از وضعیت خواب این بچه تا ساعت ۳ صبح بیداره
۳ میخوابه باز ۶ بیداره
اونم باید روماپام باشه دیگه گردن و کمر پا نمونده برام
شیر که نمیخوره
غذا که نمیخوره
درست که نمیخوابه
از دیوار راست هم میره بالا
هرکی میبینش میگه بچت میخواسته پسر بشه دختر شده از بس فضوله
امروز صبح هم که با جیغ و گریه ساعت ۶ بیدار شده خانم که سوخته پاهاش از صبح فقد گریه میکنه و جیغ میزنه و تو بغله که راهش ببرم
وسط این همه بدبختی رفتم از تو کمد رختخواب هاشو بیارم دیدم کمد باز نم زده رختخواب هام همه خیس و کپک زده
همه رخت خواب هام نو حتی یک بار هم استفاده نشده تو این ۴ سال😑😑😑
۴ ماهه پیش این اتفاق افتاد ولی بهتر بود همه رو بازکردم شستم اونموقع هرچی به همسر گفتم برو فوم بگیر فوم بزن لج کرد پلاستیک زد این چندوقت هم بارندگی زیاد بود عرق کرده خیس شده این اتفاق افتاده 🤐🫡
باز همه رو باز کن بزار بشور رخت خواب ها هم وسط اتاق تا خشک بشه اقا فوم بزنه😅
خونم بازار شام همسرم امروز میگه خونه رو تو این چهار سال
(بقیه تایپیک اینجا جا نشد )
مامان آقا کارن🧡 مامان آقا کارن🧡 ۲ سالگی
سلام عشقای من
اومدم تجربه از شیر گرفتن کارنو رو بگم براتون🧡😍کاری که فکر میکردم یه چیز غیر ممکنه😂انقد که وابسته بود
در این حد که این چند شب که شیر نمیخوره و می‌خوابه اولین بارمه😂همیشه زیر سینه باید انقد میخورد تا می‌خوابید 😂
من از هجده ماهگی که دکترش گفت کم کم بگیرمش شروع کردم اول هر نیم ساعت فقط شیر روز رو کنترل کردم تا منظم شه
میومد برای شیر نمی‌دادم تا یکساعت یبار بشه بعد یه هفته میشد دو ساعت تا رسید به چهار وعده ،بعد خواب صبح ،ظهر قبل خواب،عصر بعد خواب،شب قبل خواب و تو خواب هم که بی نهایت بار
هر یه هفته یه وعده رو حذف میکردم تا همین هفته پیش که رسید به دو وعده در روزش یبار قبل خواب ظهر و یبارم قبل خواب شب
موقع خواب شب بغلش میکردم یه لالایی تکراری می‌خوندم تا بهشون عادت کنه بدون شیر هم بفهمه این روند خوابه
تا پنج روز پیش
از پنج روز پیش دیگ ندادم تو بیداری شبا خیلییییی گریه میکرد
اولین شب قشنگ نیم ساعت گریه کرد و چون روز هم نخوابیده بود ساعت سه دیگ واقعا بیهوش شد ،ساعت شش که نق زد تو خواب سینمو دادم خورد و هفت صبحم یبار خورد و باز دیگ ندادیم تا شب شب دوم به نیم ساعت رسید گریش
جوری گریه میکرد که دلم خون میشد ولی گفته بودم نمی‌دم و ندادم تو خوابشو یبار دادم چون یبار بیدار شد
شب سوم بیشتر گریه کرد چون صبحش زودتر بیدار شده بود و اون شب دیگ ندادم سه بار بیدار شد هر بار بغلش میکردم حرف میزدم بفهمه من هستم اونم خودشو سمت تشک میکشید یه ربع کمتر راه میبردمش و میذاشتمش زمین پشتشو میکرد می‌خوابید هر بار کمتر از قبل گریه میکرد
تا شب چهارم که میشه دیشب
روتین خوابشو که شامل ماساژ دادن و حرف زدن و پوشک عوض کردن و لباس اداکه تو پاسخ