۴ پاسخ

پمپ درد نداشتی؟

میشه عکس نینیت رو بزاری😍🤍

شیاف خودش میدن؟

ب سلامتی انشالله پیر عاقبت بخیر شن

سوال های مرتبط

مامان پرنسس مهوا 🌸🩷 مامان پرنسس مهوا 🌸🩷 ۹ ماهگی
پارت دوم تجربه سزارین دیگه پاهام شروع کرد به گرم شدن و دکتر سریع برش هارو رو شکمم میزد درد نداشتم ولی میفهمیدم که دارن شکمم رو میبرن راستی از اتاق عمل هم یک نفر فیلمبرداری میکرد یک میلیون پرداخت کردیم و گفتیم فیلمبرداری کنن وقتی صدای گریه دخترمو شنیدم همه دنیا یادم رفت نفسمو رو صورتم گذاشتن دکتر بخیه رو زد و منو بردن ریکاوری از همون ریکاوری یه سوزش های ریزی پایین شکمم حس میکردم درحالی که پاهام سر بود ولی کم کم حس شکمو کمرم داشت برمیگشت بیست دقیقه بعدش بردنم داخل بخش همسرمو مامانم منتظرم بودن با دیدنم چشماشون پر ذوق شد بردنم داخل اتاق و خدمات برام پد و شیاف گذاشتن کم کم دردام شدید میشد خیلی سعی میکردم تو خودم بریزم که مامانمو همسرم استرس نگیرن ولی تا بابامو دیدم دیگه نتونستم جلوی خودمو بگیرم اشکام میومد دردا تا وقتی شکمم کار نکرد و شروع نکردم به مایعات خوردن بود ولی از بعد کار کردن شکمم کم کم سبک تر شد ولی بازم درد داشتم مخصوصا موقع بلند شدن نشستن ( ادامشو پارت بعدی میذارم)
مامان نقل نارگیلی مامان نقل نارگیلی ۱ ماهگی
تجربه زایمان با سرم فشار
پارت‌دوم
۷ونیم صبح روز جمعه بیمارستان بودم. معاینه شدم گفتن ۲ ونیم سانتی. از ۸ونیم صبح سرم فشار رو برام شروع کردن ولی هیچ دردی نداشتم. دکترم نزدیک ۱۱صبح اومد بالاسرم معاینه تحریکی دردناک عجیبی انجام داد برام و کیسه آبمم پاره کرد گفت مجبورم اینکارو کنم که زایمان کنی.
اونموقع دکترم‌گفت ۳سانتی ولی دهانه رحمت سفته ممکنه زود پیشرفت نکنی.
از وقتی کیسه آبم پاره شد دردام شروع شد و کم کم شدید میشد تا ساعت ۱۲ ظهر قابل تحمل بود و به مسخره‌بازی میگذروندم.
ولی از ۱۲ ظهر شدید شد دردام به حدی که ناهار آوردن نتونستم بخورم. از شدت درد دستامو گاز می‌گرفتم و سعی می‌کردم جیغ نزنم.
برام کپسول گاز بی دردی آوردن و گفتن موقع دردا توش نفس بکشم. اون گاز دردام شاید کم میکرد ولی حالم خیلی باهاش بد میشد سرم گیج میرفت تپش قلب و حالت تهوع میگرفتم و اصلا دیگه نمیفهمیدم هیچی‌ یه حال بدی داشتم هوشیاریمو کم می‌کرد.
اول روی تخت درد می‌بردم بعدم فکرکنم چون وارد فاز فعال شده بودم بهم پوزیشن می‌دادن همسرم همراهم بود. ماما بهم میگفت چیکارکنم من اصلا توحال خودم نبودم با کمک همسرم و ماما حرکاتو انجام می‌دادم.
مامان نی نی مامان نی نی ۵ ماهگی
خب خب دوستان تجربه سزارینمو میخام براتون بگم من ۳۵هفته و ۵روز تقریبا دردم شروع شد میگرفت و ول میکرد دیگ معاینه رفتم یک سانت بودم کلا استراحت کردم تا ۳۷هفته تقریبا دردام گاهی روزا خوب گاهی انقباض داشتم اما قابل اخرش دیگه دیروز کلا درد شدید کمر داشتم با شکم ک اصلا ول نمیکرد چون من سز اختیاری بودم رفتم بیمارستان دکترم گفت چهار سانتی الان امشب باید زایمان کنی دیگه منم رفتم سزارین چون از طبیعی میترسیدم خیلی
از تجربه سوند و بی حسی بگم واقعااا هیچی نفهمیدم از بس راحت بود
بعد عمل پاهام سنگین شده بود همین ک دردام شروع شد دوتا شیاف گذاشتم دیگه تا ساعت۳شب هیچ دردی نداشتم ولی کلا سرمم و بدنمم تکون ندادم ک بعدش سردرد نشم(۱۰از اتاق عمل اومده بودم)
ساعت ۳مجدد شیاف گذاشتم دیگه تا ۹صبح هیچ دردی نداشتم و پاهام و دستامو تکون میدادم اما خب برای کمرم می ترسیدم ی جورایی بلند شم دیگه بعدش کم کم شروع کردم خوردن ابمیوه و نسکافه بعدشم سوپ
ساعت ۱۲اینا بلند شدم اولین بار بگردم ک چون شیاف نذاشته بودم واقعا نفسم بند اومد از درد رفتم سرویس ب کمک همسرم نزدیک بود بیوفتم
اومدم نشستم دوباره کم کم شروع کردم ب چرخیدن دور سالن دردام قابل تحمل شد و الان خونه م در کل اصلا درد ندارم ولی وقتی بخوام بلند شم یا بخوابم یکمی اذیتم ولی در کل سزارین برای من تجربه خیلی خوبی بود