وقتی بچه‌ها یاد می‌گیرن که هرچقدر هم یه نفر باهاشون بدرفتاری کنه، باز هم باید کنارش بمونن چون "خانواده است"، دو اتفاق مهم می‌افته:

۱. بدرفتاری براشون عادی می‌شه:
یعنی ممکنه توی آینده هم آدمایی که بهشون آسیب می‌زنن رو توی زندگیشون نگه دارن، چون فکر می‌کنن این طبیعیه و باید تحمل کنن.

۲. معنای عشق و محبت براشون اشتباه جا می‌افته:
اگه یاد بگیرن که عشق یعنی تحمل رنج، ممکنه توی رابطه‌های آینده‌شون هم گیر آدمایی بیفتن که بهشون آسیب می‌زنن ولی نتونن از اون رابطه بیان بیرون.

🤷‍♀️پس راه‌حل چیه؟

به جای این‌که بچه‌ها رو مجبور کنیم هر رابطه‌ای رو حفظ کنن، باید بهشون یاد بدیم که احترام و محبت باید دوطرفه باشه، حتی توی خانواده.
اگر یه رابطه باعث آزارشون می‌شه، حق دارن که فاصله بگیرن و از خودشون مراقبت کنن.
این‌جوری یاد میگیرن که توی آینده هم برای خودشون ارزش قائل باشن و رابطه‌های سالم‌تری بسازن.

مثلا اگه پسر عمو ، دختر عمه یا حتی بزرگ تر ها با بچه بد رفتار میکنن حالا به هر دلیلی ، قرار نیست بچه نسبت به این رفتار بد بی تفاوت باشه

تصویر
۴ پاسخ

مثلا دختر من دوست نداره خیلیا خونمون بیان یا خونه ی چندتا بریم باید به حرفش احترام بزارم؟
واقعا هم با بچم بد رفتارن البته از نظر خودشون روی شوخی و خنده است این رفتارشون

با متنتون کاملا موافقم،وچقدمن بخاطر همین دید بد جلوه نشون دادم 🥲

👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼👌🏼

بر این اساس یعنی پدر یا مادر که عضویی از خانواده هستن اگه بد رفتاری کنن بچه حق داره به راحتی کنارشون بزاره حالا یا الان یا در اینده؟
😑

سوال های مرتبط

مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
درباره بازی-۱
قبل معرفی بازی هایی که با دردونه میکنم میخوام بگم که خیلیا درباره بازی اشتباه فکر میکنن. اینو از اونجایی میگم که ذهنیت همسرم رو درباره بازی دیدم و وقتی دقت کردم دیدم فقط اون نیست که اینطوری فکر میکنه.
ببینین، بازی به معنی استفاده از اسباب بازی های خریدنی یا کارهای هیجان انگیز و خنده دار و پر سر و صدا نیست.
بازی برای بچه ها یعنی زندگی. زندگی برای اونا یعنی بازی.
اصلا کل زندگی خودمونم بازیه، خاله زنک بازی، سیاست بازی، مهمونی بازی، حتی خیانت و دروغ و همه اینا بازیه.
بچه ها با بازی زندگی یاد میگیرن، مهارت یاد میگیرن، محبت یاد میگیرن، دوست داشتن خودشونو یاد میگیرن، بزرگ میشن...!
پس اولین کار اینه که ذهنیت خودتو درست کن. اینطوری هم با بچه ارتباط بهتری میگیری و درکش میکنی، هم خودت لذت میبری و فکر نمیکنی واااای کاش خودش با خودش بازی میکرد و وقت منو نمی‌گرفت که منم به کارام میرسیدم.
یا اینطوری نمیگی که اسباب بازی افزایش هوش و آموزش زبان و غیره کجا دارن بخرم.
یا اینطوری نمیگی که هرچی میخرم نیم ساعت بیشتر سرگرمش نمیکنه.
زیان عشق بچه ها بازیه.
مامان علی مامان علی ۲ سالگی
سلام مامانا
یه چیزی خیلی توی گهواره میبینم که یهویی از شیر میگیرن مامانا بچه ها رو یا پستونک حتی .
عزیزان خیلی اشتباهه
همه اینا باعث ایجاد طرحواره های بزرگسالی میشه ممکنه بگید خیلیا اینطوری گرفتن بچه هم دوروزه اکی شد . این ترسای از دست دادن توی بزرگسالی خیلیاش به خاطر روشای اشتباه قدیمی بوده . اضطراب های بچه ها ، خیلیاش ناشی از همین رفتارهاست . نباید فک کنیم بچه ها نمیفهمن . اتفاقا به شدت هوشیارن و درک میکنن و باید ارامش و امنیتشون رو حواسمون باشه . سینه مادر مخصوصا خیلی از یک سالگی به بعد منبع ارامشه ، شما فرض کن این بچه از ثانیه اول بعد تولدش با ای سینه سیر و آروم شده چرا باید یکی دوروزه یهویی تبدیلش کنیم به یه چیز وحشتناک که بچه بترسه و نخوادش ؟ روشای تدریجی درسته . از دوره های قطع شیر روانشناسا استفاده‌کنید . مث فیروزه روستا ، ثریا علوی نژاد ، کوثر یاوری ، … یا خودتون سرچ کنید . البته صدددرصد استثنا هم هست که یه مامانی بنا به شرایطش مجبور میشه سریع بگیره ولی بازم باید ارامش بچه رو در نظر بگیریم و بهش اطلاع بدیم . بچه ها خیلی میفهمن . ن
مامان دردونه مامان دردونه ۲ سالگی
درباره بازی- ۷
چیکار کنم بچه ام خودش بازی کنه؟
البته بنظرمن برای بچه های زیر یکسال و کلا قبل راه رفتن، این امکان پذیر نیست‌.
بنظرمن بازی کردنم مثل خوابیدن یا غذا خوردن یه چیزیه که باید به بچه یاد داد.
حالا چجوری یاد داد؟ از اونجایی که بچه ها همه کارها رو با نگاه کردن یاد میگیرن، اینم با نگاه کردن و تقلید از ما یاد میگیرن. من خیلی وقتا خودم بازی کردم. برای دل خودم😅 و اون فقط تماشاچی بوده. یا خیلی وقتا به باباش میگم بیاد با هم بازی کنیم. دوتایی میشینیم توپ قل میدیم، دومینو میچینیم، من سوار ماشینش میشم باباش هلم میده😅
هم استراحت خوبیه، هم یجور وقت گذرونی دونفره
پسرمم نگاه کرده و یاد گرفته‌ با هرچیزی باید چجوری بازی کنه.
دومین نکته اینکه وقتی بچه مشغول بازیه حواسشو پرت نکردم. قربون صدقه رفتن، بوس کردن، یه اسباب بازی دیگه دادن، اینا همه باعث میشن نتونه بازی رو عمیق کنه. وقتی خودش با خودش سرگرمه اصلا کاریش نداشته باشین.
سوم اینکه صبح ها حتما یه ساعت باهاش بازی میکنم. قبل انجام کارهام. بعدش اون دیگه میره تو حال و هوای بازی و کاری به من نداره. دقت کردم هر روزی کارام بیشتر بوده و دیر پاشدم و نتونستم وقت بذارم، بیشتر بهم چسبیده
چهارم، وقت بازی وقت بازیه. وقت آموزش نیست. پس بذارین بهش خوش بگذره و مدام ازش بازجویی نکنین. این چه رنگیه؟ این چی میگه؟ این اسمش چیه؟...
و اینکه صبور باشین و بهش فرصت بدین. و اینکه هر روز مثه هم نیست. پسر من یه مدته یاد گرفته خودش بازی کنه. یه روز اصلا کاری بهم نداره، یه روز تمش باید پیشش باشم. کم کم بزرگ میشه و یاد میگیره. از این زمان با هم بودن تا میشه لذت ببرین و لحظه لحظه اش خدا رو شکر کنین بابت عشقی که توی دلتون گذاشته❤️
مامان توت فرنگی ها🍓🍓 مامان توت فرنگی ها🍓🍓 ۱۶ ماهگی
سلام به همه ❤️
درمورد تجربه کتاب خوندن برای بچه ها میخوام بهتون بگم
بچه های من عاشق کتابن من از نوزادی هم براشون کتاب میخوندم هم از این کتابای سیاه سفید و مخصوص نوزاد رو میذاشتیم جلوی خودشون … خلاصه
اما الان که بزرگتر شدن چون دوست دارن خودشون ورق بزنن و بخونن و دوتا هستن کاراشون قابل کنترل نیست کتاب خوندن براشون سخت شده بود
پس من چیکار کردم؟
از اونجایی که کتاب زیاد دارن اول میذارم جلوشون که انتخاب کنن کدوم براشون بخونم وقتی انتخاب کردن اونو ورمیدارم یک یا دوتا کتاب دیگه میذارم جلوشون که ورق بزنن
در این حین هم خودم براشون کتاب میخونم و به شکلهای کتاب توجهشونو جلب میکنم
صدامو عوض میکنم کتابو میبرم جلوی صورتشون و شکلای کتاب رو نشون میدم صدای حیوانات داخل کتاب رو درمیارم و…
اینجوریه که تا اخر کتاب خوندن میشینن کنارم و توجه میکنن بعد که تموم شد یا همون کتاب یا یه کتاب دیگع میدن باز براشون بخونم .

وقتی که یکیشون پیشم باشه اون یکی پیش مامان جونش
کتاب میارم جوجه میاد رو‌پام میشینه و باهم کتاب میخونیم و برای همه چی ذوق میکنیم
خیلی وقتا من کل متن صفحه رو نمیخونم براشون از روی تصاویر داستان رو خلاصه وار بهشون میگم اینحوری هم خیلی دوست دارن

امیدوارم براتون مفید بوده باشه🦋