دوستان دیروز رفتم خونه دوستم ۲تا بچه داره دخترش کلاس چهارم پسرش نزدیک ۴سالشه بچه هاش کلی شیطونی کردن خداروشکر دختر من آرومتر از همیشه بود دوستم چای آورد با بسکوییت هر جور شد از دست بچه های ی چایی خوردم بعد حدود چهل دقیقه دوستم گفت میوه دارم میخوری بیارم برات منم گفت ن زحمت نکش دیگه نیاورد با وجودی ک زیاد اهل میوه نیستم ولی بخاطر دخترم بهم برخورد اصلا پذیرایی از مهمون بلد نیست وقتایی اون میاد خونمون بخدا همه جور پذیرایی ازش میکنم بستنی چایی کیک بسکوییت میوه چند جور مغزیجات ووو خداشاهده هر چ داشته باشم میارم خیلی از رفتارش ناراحت شدم پسرش هم یا دخترم همش هول میداد یا با اسباب بازیهاش میزد ب خودم میگفت برین مام زود برگشتیم دوستمم انگار از خدا میخاست برگردیم ی تعارف هم نکرد بگه بمونین یا ب بچه هاش چیزی بگه ک اذیت نکنن بنظرتون حق دارم ناراحت بشم یا ن از دیروز بش فک میکنم پشیمون میشم از رفتنم شماها باشین بازم میرین و اینم بگم بار اولش نیست

۱۵ پاسخ

جایی ک ناراحت میشی نرو

تو اشتباه کردی که رفتی اخه تو ک میگی بار اولش نیست چرا میره من خودم راستش یبار برم ببینم میزبان یکم رفتارش سرده میشه بار اخرمم

سر زده رفته بودی یا از قبل بهش گفته بودی که میخوای بری خونه‌شون؟؟؟

نرو عزیزم بهشم رو نده اگه اومد مثل خودش رفتار کن تا حدوحدودشو بفهمه 👍👍

من خودم باشم اذیت بشم دیگه نمیرم
چون رفتار بد داشتن درست نیست
زنگ هم زد بهت جوابش نده رابطه رو خیلی کم رنگ و کلا محو کن بره

ینی قبلا هم اینطوری رفتار کرده بوده باهات ولی باز رفتی خونه ش؟ من بودم هرگز نمی‌رفتم. اگرم اون بیاد خونه مون ی چای با قند میزارم جلوش و تمام. تا وقتی ک بره

نرو عزیزم اومد مثل خودش برخورد کن

من اگه باشم اصلا نمیرم و جوابشم نمیدم

مث جاری من که طبقه بالا میشینه و دیگه ۲ ساله که رفت و آمدمون رو قطع کردم راحت شدم

من اصلا بااینجورآدما رفت وآمد نمیکنم

چون میگی بار اولش نیست پس خوش نداره نرو عزیزم
ولی اگه دفعه اوله میشه گفت شاید ناخوش احوال بوده شاید با همسرش بحثش شده یا شاید توخونش نداشته که بیاره توبدل نگیر ولی حتما بهش بگو که از این رفتارش ناراحت شدی

وایی یاد یکی‌از فامیل ها افتادم میرف۴تیم خونه اش میگفت فلان میوه رو خریدم بچه هام میوه خورن انقد خریدم گرون خریدم بعد مثلا عصر میشد میگفت میوه میخورین میگفتم نه ممنون زحمت نکش میرفت تو بشقاب برا خودش و بچه ها می‌آورد می‌خورد میگفت کاش میخوردین😂😂(فامیل نزدیک که خونه اش یه شهر دیگه بود و مجبور بودیم اگه رفتیم بمونیم )ینی مثلا ۲۴ ساعت خونش بودی خودت نمیگفتی اره بیار نمی‌آورد

من باشم دیگه نمیرم.کسی گشنه میوه یانون کسی نیس احترام مهمه بیاره ادم یامیخوره یانمیخوره
من خاهرشوهرم اینجوره خسیس بازی درمیاره زیادم نمیرم دیگه ولی وقتی میاد سنگ تموم میذارم تاخودش خجالت بکشه

من بودم خسته میشدم ولی دلخور یا ناراحت نه ، چون بچه ان دیگه ،برای پذیرایی هم چی بگم والا . . . .بهم بر میخورد ، بستگی داره بعد از چند وقت رفتی خونشون

از قبل بهش اطلاع داده بودی ک میری خونش؟

سوال های مرتبط

مامان سپهراد مامان سپهراد ۲ سالگی
دوستم نزدیک سه ماه پیش زایمان کرده،بچه دومش بچه ضعیف بود گفت فعلا نیاین دیدنش، خلاصه امروز قرار شد بریم ببینمشون
من و سپهراد با دو سه تا از دوستای دیگه رفتیم
از لحظه اول دختر بزرگش که کلاس دومه نمیذاشت سپهراد بره توی اتاقش،وقتی هم که میرفت غر میزد به بچه ،مثلا سپهراد با انگشت عروسکاشو‌ لمس میکرد(حتی برنمیداشت) غر میزد نکن خراب میشه
هرچی دوستم به دخترش میگفت یه چیزی بده به سپهراد بازی کنه اصلا انگار نه انگار فقط غر میزد
حتی دوستم از توی اتاق خودشون یه چیزی داد بهش سپهراد گذاشت زمین،دخترش با غر اومد برداشت برد گذاشت توی اتاق دوستم و با غر برگشت
انقدر این کارا تکرار شد که سپهراد انگار عصبانی شد آماده شدیم برگردیم خونه سپهراد گریه میکرد انگار روش خیلی فشار بود
با خودم گفتم از این به بعد نمیبرمش اونجا
چون یه بار دیگه هم قبل از زایمان دوستم رفتم دخترش همین کارو کرد
البته سری قبل سپهراد اصلا نمیرفت توی اتاقش اما دوستم بردش بهش عروسک داد خوشش اومد
جالبه که همه اسباب بازیاش که خراب شدنی هستن توی کمدشه
فقط پولیشی دم دسته