مامانا من خیلی خیلی عاشق دخترمم قبل از اینکه هم باردار بشم از همون بچگی خیال بافیم فقط بچه بزرگ کردن بود جوری ک خیلی کوچولو بودم رویا بافی میکردم بچه یکی رو دزدیدم و دارم بزرگش میکنم اما الان انگار تو تربیت تو غذا تو همه چی کم اوردم خیلی تنهام خیلی بجز زنگ زدم ب مادرم هیچکسو ندارم ن کسی میاد خونمون ن میرم خونه کسی فقط شاید دو ماه ی بار برم خونه مادر بزرگ همسرم اونا اصلا نمیان ن رفیق دارم ن فامیلی همه خیلی دورن وای چقد سخته واقعا گوشیم اگ خاموش کنم بجز مادرم کسی نیس بگه چرا خاموش بودی کلا مامانم نباشه سالی ی بارم زنگ نمیخوره انگار بی کس ترینم نمیدونم واقعا خیلی حسودیم میشه ب اونایی که الان ب فکر بچه دومن واقعا ایول چ حوصله و طاقتی من میگم چرا از پس یکی هم برنمیام اونوقت از من کوچیکتر سه تا بچه دارن انگار ن انگار یا اینجا باردارن یا میخان باردار بشن توروخدا راز تونو بگید چجوریه واقعا از کجا این همه وقت و حوصله رو میارید ؟
#دورهمی
#فرزندپروری
#کودک
#بارداری
#زایمان

۶ پاسخ

کمکی قطعا دارن 🫠

منم مث توام کسیو ندارم حتی شوهرمم پشتم نیس متاسفانه همیشه تعصب خانوادشه
هر روزم سر بچمون با خانوادش و شوهرم جنگ دارم

خیلی سخت نگیر با دخترت پارک برو کافی شاپی بستنی خانه بازی خیابونی سوپرمارکتی با دخترت برید وقت بگذرون بیرون جایی اگر کسی رو دیدی بهت میخوره اخلاق و رفتارش باهاش دوست بشو با همسایه هات رفت وامد کن کسی که بچه همسن خودت داشته باشه

منم دقیقا عیییین تو بی کس شهر غریب تنها شوهرمم کمکی نیست تنهای تنها سومی رم حاملم چاره ای نیست تاحالا بی کس تراز خودم ندیدم هیچوقت فقط بچه هام دلخوشیمن

من کمکی دارم ، مادرشوهرم اینا طبقه پایینن دخترم صب تا شب پایینه ، خونه مامانمم ۲/۳ روز در هفته میرم کلا اونجا آزادم پیش بابامو داداشمو مامانمه من بیرونمو میرم و ب کارام میرسم کلا،
با این حال دیگ هیچوقت حاضر نیستم بچه دوم بیارم ، ب یاد بارداری و کولیک و شب بیداریا ک میوفتم دلم میخاد بمیرم انقدر سخت بود😢
غصه نخور هر کسی ی شرایطی داره دیگ ولی تو این دوره زمونه و این مملکت کوفتی بچه دوم واقعن سخته

حقیقتا من تنهام تو شهر غریب خانوادمم ک نیستن پیشم هیچ خانواده شوهرمم کلا اصا خودم دوس ندارم دخترمو نگه دارن البته نمیگن ها ک کمک میخای بگنم اصا اعتمادشو ندارم
یاس هم شلوغه و پرفعالیت
ولی دوست دارم واقعا تا یاس کوچسکه بچه بعدی رو هم حامله شم .من واقعا توانشو ندارم بعد از پنج شیش سال ک یاس کامل مستقل شه دویازه پابند ی بچه دیگ شم

سوال های مرتبط

مامان یاسین مامان یاسین ۲ سالگی
بعضیا فکر میکنن چون من غر نمیزنم و کلا از بچه داری ننالیدم تا الان یعنی خیلی گل و بلبل بوده برام 😂
امروز یکی فامیلای درجه یک مادریم زنگ زده بود خونه ی مامانم من اونجا بودم تلفن جواب دادم
بعد گفت دومی رو نیاوردی ؟ گفتم نه بابا چه دومی الان که شرایط جامعه خوب نیست اگه خوب بود هم فعلا چند سالی به خودم استراحت میدادم
بعد گفت تو که از بچه داری مگه چیزی فهمیدی 😑؟ خداروشکر کن با این بچه اگه هرکی دیگه بود دو سه تا آورده بود
یعنی هنگیدم اصلا 😑
جالبه که خیلی هم همو نمیبینیم که بگم خبر بچه ی من داره که چجوری بزرگ شده راحت یا سخت
گفتم نه اتفاقا من تو حاملگیم هم جونمو به خطر میوفته یعنی حتی شرایط عادی هم نبست بارداریم بزرگ شدن بچه که بماند ، من فقط اهل مالیدن از دست بچه ام نیستم
میحواستم بگم اخه لعنتی تو از پره اکلمسی و هماتوم و خونریزی و استراحت مطلق حاملگی و ویار و کولیک و رفلاکس و اعتصاب شیر بچه و اینا چه میدونی !!!!
انگار بچه ی من تو جوب بزرگ شده دور از جونش که من هیچی نفهمیده باشم🙃