۳ پاسخ

من سر همسرم اینجوری شدم، چندسال پیش عمل قلب انجام داد ، به من چی گذشت فقط خدا میدونه و از بعد از عملش من به شدت مضطرب و نگران شدم. خیلیییی با خودم کار میکنم، از سال های اول بهتر شدم ولی خوب نیستم

دقیقا منم بعدعمل بچم استرسم بیشترشد والا هنوزم همینم اینم بگم بیخیالی زیادم خوب نیس استرس یمقدارش خوبه به مادر برای محافظت از بچش کمک میکنه مثال بزنم برات مادربیخیال تو آشپزخونه مشغوله بچش رفته بالای کمد مادر ۴۰دیقس یه سربه بچهش نمیزنه خب مونده به شانس یا بچه سالم از کمد میادپایین وچیزی نمیشه یا یکبار پاش اشتبا میزاره میخوره زمین ولی مادری که حساس باشه بچشو میاره جلو چشمش بازی کنه یا هر یکربع بهش سرمیزنه اینطوری احتمال خطر میاد پایین

درخواست دوستی میدین عزیز

سوال های مرتبط

مامان ماهلین🐣 مامان ماهلین🐣 ۳ سالگی
چیه این زن بود؟؟؟
چیه این مادر بودن؟؟
دسته جمعی رفتیم مسافرت یکی از اعضا ی بیشعور مریض بود و همه رو مریض کرد اول همسرم بعد دخترم من تو مسافرت توی سه روز سر جمع ۶ ۷ ساعت خوابیدم بعد اونم دخترم مریض شد چند شب درست درمون نخوابیدم خودمم مریض شدم پریودم هستم شدید خونه بهم ریخت از صبح خودمو بستم به قهوه و انرژی زا که خونه رو بتونم تمیز کنم الان نشستم به این فکر کردم چرا دکتر نرفتم😐چرا نگفتم که منم مریضم و یکمم من استراحت کنم😶 چرا همه تو مریضی استراحت دارن ولی من یه نفس دارم میدوئم دخترم بد داروعه هر بار سره دارو دادن دلم میخاد خودمو جرررر بدممم از بس دادو فریاد که نمیخورم با وعده وعیدم نمیخوره با داد و دعوا نمیخوره با نازونوازشم نمیخوره اصلا به زورم میدم میخوره ولی به یک ثانیه نمیکشه دس میندازه دهنش عووق میزنه میاره بالا کلا از اول همین بود میگم خدا اینو مریض میکنه که جون منو بگیره با خودم میگم با این حجم از اذییت کردنش تو مریضی من ۲ سال دیگه بستری میشم تیمارستان قطع به یقین😐😐😐 سر همین دارو نخوردنش دوشب پیش رفت زیر سرم دیشبم بردمش دکتر باز امروزم زنگ زدم دوتا قرص داد گفت تو ابمیوه حل کن بده بخوره این کارم کردم یه قلپ زد گفت بیمزززس نمیخام دوتا مشت کوبیدم تو سرم گفت باشه میخورم😒یه قلپ خورد زد زیر گریه که دیگه نمیتونم بخورم دوس داری من بالا بیارم ماهلین نداشته باشی🤦‍♀️