۱۰ پاسخ

آره واقعا زورش میاد به آدم خیلی گرون شده، منم دو تا کتاب راجع به پوشک گرفتن برای پسرم خوندم و دایم می خونم بهش می گیم داریم میریم جیش بکنیم، لگنم خریدم خیلی وقته تو دستشویی که ببینتش، ولی هنوز آماده نشده کامل یعنی می گه جیش دارم ولی نمیاد بریم رو لگن بشینیم. خودمم شاغلم گفتم تو خرداد تو تعطیلات دیگه اقدام نهایی رو بکنم توکل به خدا

دختر منم همینه کوچه رو میبینه میگه نه 😅من با یه چیزی حواسش رو پرت میکنم مثلا خوراکی یا فیلمی چیزی

فقط باید اون کاری که تو خونه از انجام دادنش لذت می‌بره بهش بگیم
مثلا
بریم دستامونو با اب و مایع بشوریم
بریم تی وی روشن کنیم
بریم فلان چی بخوریم
یا مثلاً
ببین فلان دوسی رفته خونه
ماهم دیگ بریم خونه
همه جا خاموشه
همه رفتن لالا
کمتر جری میشن و واکنش نشون میدن
امتحان کن

دقیقا پسر منم همینه ۳ ،۴ بار تا جلو در خونه میایم باز میگه برگرد😕پیاده ک کلا از سرکوچه تو نمیاد

آره همه بچه‌ها همینن. من گاهی به یه وعده‌ای میارمش. مثلا بیا بریم کارتون ببینیم یا یه چیزی بخوریم. بعضی وقتا میارم تو میزارم گریه کنه. آخه حرف گوش نمیدن ، میزارم یکم گریه کنه آروم بشه بعد باهاش حرف میزنم. یا مثلا قلقلکش میدم، یه جوری میزنم به بازی که از سرش بپره اما منم عصبانی میشم گاهی و از بیرون بردنش پشیمون میشم😁 همه همینیم.

وای انگار دختر من اره خیلی سخته

دختر من سر کفش درنیاوردن اینجوری می‌کنه
دیگه از قبل میدونم الان قراره قشقرق به پا کنه، آمادگیشو دارم، سعی میکنم عصبانی نشم ولی گاهی کنترلمو از دست میدم
بغلش میکنم میگم میدونم دوست نداری کفشتو دربیاری، منم دوست ندارم دربیارم ولی کف کفشمون خاکی شده، خونه خاکی میشه، مجبوریم دربیاریم، منم مجبورم دربیارم، و این جمله رو تقریبا از یک‌سالگی دارم تکرار میکنم😁

منم ابجی امروز همین بلا سرم اومد محمدامین بردم پارک دقیقا ۱ ساعت تو پارک بودیم به زووور آوردمش خونه خودش و ب آسمون زمین میزنه ک نریم خونه

میشه درخواست دوستی بدین گلم

پسر منم همینطوری میکنه بعضی اوقات واقعا دلم نمیخواد ببرمش بیرون

سوال های مرتبط

مامان 💜ᗩʀᗩ𝚍💕🤱 مامان 💜ᗩʀᗩ𝚍💕🤱 ۲ سالگی
میاین ی لحظه ..خیلییی امشب حالم بده خیلییی.. همونجوری امروز اصلا حالم خوب نبود نه جسمی نه روحی گفتم برم‌مسجد یکم سبک شم رفتیم اونجا ی لحظه نزاشت من بشینم هی میدویید تو کوچه منم از اینو اونور دنبالش بغلش میگرفتم بین همه عینکمو پرت کرد منو چنگ انداخت خودشو رو زمین کشید یه وضعی دیگه یه ساعت وایستادم دیدم نمیشه گقتم خوب برم دیگه اینطوری نمیشه وسط کوچه گربه دیده وسط کوچه دراز کشیده ک باید اینو ببریم خونمون هرکارش کردم نیومد بزور بغلش کردم از اونجا تا خونمون خیلی دور بود تا خونه بغلش کردم اوردم کلههه راهوو گریه کردد منو چنگ انداخت .منم دیگه مغزم نکشید رسیدیم خونه باز نمیومد داخل منم بزور اوردمش خونه و سرش داد زدممم خیلی داد زدم گریه کردم یدونه ام اروم زدمش کم اورده بودم دیگه نمیکشیدممم بعدم هرکار کردم داخل خونه نیومد نیم ساعت تو نیاط گریه میکرد منم سمتش نرفتم تا خودش اروم شه بیاد ..‌ دارم ممییرم از عذاب وجدان از عصبانیت خیلی خستم خیلی خیلی خیلی .....دلم میخاد بمیرم ۶🥲

پوشک پوشک پوشک . رفلاکس رفلاکس رفلاکس