میاین ی لحظه ..خیلییی امشب حالم بده خیلییی.. همونجوری امروز اصلا حالم خوب نبود نه جسمی نه روحی گفتم برم‌مسجد یکم سبک شم رفتیم اونجا ی لحظه نزاشت من بشینم هی میدویید تو کوچه منم از اینو اونور دنبالش بغلش میگرفتم بین همه عینکمو پرت کرد منو چنگ انداخت خودشو رو زمین کشید یه وضعی دیگه یه ساعت وایستادم دیدم نمیشه گقتم خوب برم دیگه اینطوری نمیشه وسط کوچه گربه دیده وسط کوچه دراز کشیده ک باید اینو ببریم خونمون هرکارش کردم نیومد بزور بغلش کردم از اونجا تا خونمون خیلی دور بود تا خونه بغلش کردم اوردم کلههه راهوو گریه کردد منو چنگ انداخت .منم دیگه مغزم نکشید رسیدیم خونه باز نمیومد داخل منم بزور اوردمش خونه و سرش داد زدممم خیلی داد زدم گریه کردم یدونه ام اروم زدمش کم اورده بودم دیگه نمیکشیدممم بعدم هرکار کردم داخل خونه نیومد نیم ساعت تو نیاط گریه میکرد منم سمتش نرفتم تا خودش اروم شه بیاد ..‌ دارم ممییرم از عذاب وجدان از عصبانیت خیلی خستم خیلی خیلی خیلی .....دلم میخاد بمیرم ۶🥲

پوشک پوشک پوشک . رفلاکس رفلاکس رفلاکس

۲۳ پاسخ

عزیزدلم عذاب وجدان نداشته باش توخیلی مادر صبوری هستی من بیشتر تو عصبانی میشدم توعالی
ولی ابنجور موقع ها نیم‌ساعت که نشستی به شوهرت بگو بیاد دنبالت که بچه اذیتت نکنه و کلی خوراکی براش ببر بهش بده سرگرم بشه یا بابچه ای که دوستش داره ببرش که شمارا اذیت نکنه
بچه داری سخته عزیزم درکت میکنم

کاملاحق داری، مگه جون ما چیه، اعصابمون فولادینه؟ دختر من هفت سالشه همین طور رو اعصابه، چندروز پیش دوسه تامحکم زدمش باباش میگه مگه نگفتم نزنش، نشسته میگه لنگش کن نمیدونه چه عذابی میدی به من این یچه، امشب هئیت بودم یه خاتمی اومد یه دختر تقریبا چهارساله داشت یه دختر یک سال و نیم تقریبا، اون چهارسالشه همش یقه یه بچه تو دستش بود، پسر من داشت با گوشی بازی میکرد یهو از دستش کشیدش رفت هرچه گفتم بده نداد بعدمادرش اومد ازش گرفت، دوباره رفت پیرهن یه بچه دیگه گرفت، وسط مجلس خانمخ بلندشد رفت، بعداین خانما بااینکت اذیتش میکردن بچه ها اینقدر باحوصله بود شعرمیخوندبراشون و...،منم اعضابم ضعیف شده خدابه دادمون برسه

برای منم پیش اومده خیلی دقت کنی برای همه پیش اومده ماهم ادمیم خسته میشیم حق بده یکم ب خودت اشکال نداره مگه ما خودمون چجوری بزرگ شدیم ؟ بالاخره این چیزا طبیعیه

من اصلاپسرموهمچین جایی نمیبرم ازبس که اخلاقشومیدونم😂😂😂😂خیلی خوبه ازاول خودتوکنترل کردی تاآخرسریه دادزدی سرش من اگه جات بودم همون اول دادمیزدم سرش میاوردمش خونه

فدات شم این داستان همه داریم همه داریم از فشار روحی و جسی و نابود میشیم و یک مشت دور از جون خر هم دورمونو گرفتن که نمیفهمن حالمونو
به خدا من انقد تو این شرایط که تعریف کردی و حتی بدترش بودم و انقد گریه کردم که برا مرگ مادرم انقد اشک نریختم

من روزی هزار بار همین حس بهم دست میده شب توبه میکنم فرداش همین اش و همون کاسه😂😂😂خب توهم ادمی حق داری کم بیاری خسته شدی اصلا عذاب وجدان نگیر عوضش اونقد تو خونه نگهش دار بگو نمیبرمت بیرون بخاطر فلات کارت تا بفهمه کارش اشتباع بوده

الهی بمیرم عین منی توام مرگ فقط

حق داری بابا خوب کار کردی😂با هیچی اروم‌نمیشن میرن رو مخ ادم🫡

پسر منم دقیقا صد درجه بدتر بخدا امشب تو حسینیه صورتم چنگ انداخت خونی شده انقدر دندون گرفت منم زدمش واقعا خسته شدم از دستش

باز تو بار اولته پسر من یه ماهه هیچی نمیخوره از نخوردنش عصبیم هرکاری میکنه داد میزنم هر چقد میگم خودمو کنترل کنم باز نمیتونم😞

دقیقا دختر منو توصیف کردی من یه بچه ده ماهه ام دارم
واقعا صداش که درمیاد انگار مته رو مغز من کار میکنه دلم میخاد خودمو بکشم دیگه
همه جا بهونه میگیره گریه میکنه حالم از هرچی بچس بهم میخوره خستم از زندگی 🥲

من گریه کردم با تایپکت من واقعا کم آوردم منم همش میگم بمیرم الهی نکنه بچم همینجوری بمونه لجباز نق نقو

توهم آدمی.کاملا درکت میکنم بچه هاروانمون داغون میکنن

خوب پدر تو با این اوضاع جسمی در میاره نکن نبرش با میخای بری بزار خونهه مادرت برو
بعد هیچ کجا برای ما بچه داریم مثل خونه نیست اما خوب با گریه هم بها نده که عادت نشه

کی دلتش میخواد بچه ای که از گوشت مغذ استخوان خودش بزنه اما چیکار میشه کرد کااش بابا ها هم یه کم مادر ها رو کرد میکردن و براشون وقت میزاشتن😓

کاملا حق داری ربات نیستیم که ماهم آدمیم هرچقدم بخوایم خودمون رو کنترل کنیم باز یه جاهایی واقعا آدم نمیکشه الکی خودتو اذیت نکن برای اکثریت ما این اتفاقا پیش اومده 🌸

عزیزم هممون همینیممممم
بخاب استراحت کن فردا سرحال باشی🥰

اشکال نداره
کاملا درکت میکنم
استراحت کن امشب رو
فردا بهتر میشی

الهی کاملا درک میکنم 🥹 تو میگی آروم زدمش من حتی آروم هم نزدم سخت زدم بعد هم از عذاب وجدان مردم و اندازی چند ساعت گریه کردم بخدا بچه‌ای منم از این تعریفی که تو کردی بد ترن خیلی بدتر خیلی دلم میخواد برم دکتر یه قرصی یه چیزی بده که من آوردم و ریلکس باشم هیچ وقت از کار هاشون عصبی نشم😭😭😭

حق داری تمام فشار فقط رو مادر
منم خیلی کم اوردم😢

واسه همههههه مامانا پیش اومده ک داد بزنن یا یواش بزنن رو دستش
عذاب وجدان نداشته باش تو بهترین مادر و صبورتری
کسی دیگه جات بود شاید عکس العمل بدتر میداشت

چقدر پناه رو توصیف کردین

ميدونم واقعا خيلي سخته با گوشت و خونم دركت ميكنم ولي چه ميشه كرد جز صبوري عيب نداره استراحت كن تا يه ذره حالت جا بياد

سوال های مرتبط

مامان جوجه فلفلی🫑 مامان جوجه فلفلی🫑 ۲ سالگی
آنقدر کسل وبی حالم آنقدر تو تنهایی گریه کردم که نگوووو..چشمام سرخ شده من یه مدت مسافرت بودم با پسرم این شوهر احمق من گفت میام دنبالتون وگرنه خودم ماکسیم گرفتم برم دلم نمیخواست شوهرم بیاد ولی خوب گفت میام دنبالتون اومد قطار گرفتیم واسه برگشت تو راه اهن تهران پسرم خیلی خسته بود خوابش میومد باباش بردش کلی تو محوطه چرخوندش موقع سوار شدن یه بچه ماشین اسباب بازی داشت پسرم دید گریه جیغ فریاد خودشو زد زمین که اسباب بازی رو میخواد هی بوسیدمش نازش کردم حالا همه دارن سوار میشن پسر منم جیغ نمیومد شوهرمم عصبی سرش داد زد پسرم زار میزد از گریه آنقدر منم عصبی شدم سرش داد زدم واقعا شرایط وحشتناک بود همه دیگه سوار شده بودن فقط ما مونده بودیم شوهرمم سر من داد آره تو بچه رو لوش کردی فلان فوش سر صدا ..من اصلا از فوشای شوهرمو بددهنیاش اصلا اهمیت بهش ندادم ولی گریه کردنم واسه پسرم که سرش داد زدم بچم خیلی ترسید تا اومدیم تو قطار آنقدر بوسش کردم تا خوابش برد مرده شور شوهرمو ببرن حالم بهم میخوره ازش تو که اعصاب نداری غلط می‌کنی بیای دنبالمون کثافت
#بچه
#بچه
#پوشک
پوشک#مرد الاغ
مامان دانه برف مامانش مامان دانه برف مامانش ۳ سالگی
سلام مامانا دارم این متنو مینویسم با گریه 😭😭😭😭😭😭😭
من شاغلم امروز خدا گذاشته به دلم گفتم بزار زود برگردم آمدم خونه دم در کلیدو انداختم در دیدم در قفله از داخل هرچه زنگ همسایه های دیگه رو زدم نبودن نگاه کردم دیگه طبقه دوم هست زنگ زدم پسرشون درو باز کرد گفتم در قفله در پارکینگو بزن برام این فاصله تند تند زنگ خونمونو زدم شک کردم درو پرستار باز نکرد همیشه زود درو باز می‌کرد فورا دوربینو چک کردم دیدم بچم همش داره میپره در حمام وگریه مکنه فورا گفتم یا خدا پرستاره گیر کرده تو حموم آخه تو حموم رفته بود دستشو بشوره چون دستشویی‌مون پله داره یه دونه سخته منم فورا رفتم درو براش،باز کردم اون گریه من گریه بچم گریه 😭😭😭😭😭فیلم دوربینو چک کردم دیدم بچم درو ازش میبنده بعدش نزدیک ۱۲دقیقه این گریه اون گریه بچم وقتی گریه میکرد خودشو می‌کوبید تو در دارم سکته مکنم انقدر گریه کردم 😭😭😭چند روز پیش دستگیره بالکنوبردیم بالا .امروز در حموم ببریم بالا واییییییییییی خیلی،حالم بده بشه تجربه برا همه 😔😔😔