۴ پاسخ

عزیزم اصلا نباید بچه کوچیک تنها بفرستی کوچه خودت حتما برو باهاش
بهتره چیزی نگی فهم و شعور بعضی ها همین قدره بهتره خودت ناراحت نکنی

الان به بچه ۱۳ساله گفته بچه دوساله بزنه؟

ولش کن بچه ان دیگه . اون مادر هم از رو نادونی یچی گفت . اگه یه وقت خواستن بازی کنن اصلا نباید تنها بزاری بچت رو

بنظرمن چیزی نگو
ولی دیگه دخترتم نفرست پیششون یا خودتم همراهش باش

سوال های مرتبط

مامان ... مامان ... ۲ سالگی
میاین ی لحظه ..خیلییی امشب حالم بده خیلییی.. همونجوری امروز اصلا حالم خوب نبود نه جسمی نه روحی گفتم برم‌مسجد یکم سبک شم رفتیم اونجا ی لحظه نزاشت من بشینم هی میدویید تو کوچه منم از اینو اونور دنبالش بغلش میگرفتم بین همه عینکمو پرت کرد منو چنگ انداخت خودشو رو زمین کشید یه وضعی دیگه یه ساعت وایستادم دیدم نمیشه گقتم خوب برم دیگه اینطوری نمیشه وسط کوچه گربه دیده وسط کوچه دراز کشیده ک باید اینو ببریم خونمون هرکارش کردم نیومد بزور بغلش کردم از اونجا تا خونمون خیلی دور بود تا خونه بغلش کردم اوردم کلههه راهوو گریه کردد منو چنگ انداخت .منم دیگه مغزم نکشید رسیدیم خونه باز نمیومد داخل منم بزور اوردمش خونه و سرش داد زدممم خیلی داد زدم گریه کردم یدونه ام اروم زدمش کم اورده بودم دیگه نمیکشیدممم بعدم هرکار کردم داخل خونه نیومد نیم ساعت تو نیاط گریه میکرد منم سمتش نرفتم تا خودش اروم شه بیاد ..‌ دارم ممییرم از عذاب وجدان از عصبانیت خیلی خستم خیلی خیلی خیلی .....دلم میخاد بمیرم ۶🥲

پوشک پوشک پوشک . رفلاکس رفلاکس رفلاکس
مامان حسیبا🐇 مامان حسیبا🐇 ۲ سالگی
امروز عصر رفتم باشگاه دخترمم بردم قبلا دو سه باری بردم خیلی فضاشو دوست داره هم برا آهنگ هم برا ورزش، یه گوشه میشینه با چندتا حلقه کوچیک رنگی و چندتا حالت قیف داره بازی میکنه کاری هم ب کسی نداره .دوتا دختر 4 پنج سالم اونور داشتن تمرین ژیمناستیک میکردن.منم هی نگام ب دخترم بود ب چیزی دست نزنه درحد یک دیقه ک گرم ورزشم شدم اومدم نگاهش کنم دیدم یکی از اون دخترا خم شده داره سیلی میزنه ب دخترم اینم غش کرده از گریه میخواست بعدی رو بزنه ک دستشو گرفتم بهش با صدات صدای بلند چون صدای آهنگ بالائه گفتم چرا زدیش؟هیچی نمیگفت دو سه بار ازش پرسیدم ک مدیرسالن اومد و گفت دعواش نکن مامانش نیست اینجا،باید ب من بگی هر مشکلیه نباید سرش داد بزنی و از این حرفا منم باهاش بحث کردم گفتم ببخشید بوسش نکردم جای من بودی عکس العمل شما رم می دیدم هیچی خلاصه بعدش مدیره هی کنار اون دختره بود...خیلی اعصابم ازش خورده از خودم بیشتر ک چرا حواسم پرت شد خیلی دلم کباب شد برا دختر بی زبونم ک بیخود کتک خورد تا الان هرچقد خون منو تو شیشه کرده دلم نیومده بهش دست بزنم اونوقت یکی بی جهت ب صورت کوچولوش معلوم نیست چندتا سیلی زده ک جاش قرمز شده بود و تا یک ربع بعد فقط گریه میکرد و سکسکه میکرد.
حس گناه ولم نمیکنه هی اون لحظه میاد جلو چشمم...امروز هرکاری کردم نموند پیش باباش چند بار قبلی هم ک بردم مربیم سراغ شو میگرفت میگفت کسی نبود بیار بچه آرومیه دیگه امروز مجبور شدم بردم.
بنظرتون دیگه نرم اون باشگاه یا برم؟