۹ پاسخ

مبارک باشه عزیزم چند هفته دقیق؟سخت بود زایمانت؟اپیدورال داشتی؟

مبارکت باشه عزیزم

به سلامتی عزیزم ،مبارک باشه🥰🥰🥰

مبارکت باشه عزیزم بادل خوش بزرگش کنی

ب سلامتی
انشاالله هممون ب راحتی و سلامتی زایمان کنیم

بسلامتی مبارک باشه خوش قدم باشه برای منم دعا کن

مبارکت باشه عزیزم برای ماهم دعا کن

مبارک باشه عزیزم😘🌷

قدم نورسیدت مبارک

سوال های مرتبط

مامان آرین‌کوچولو🩵🥹 مامان آرین‌کوچولو🩵🥹 ۱ ماهگی
📍تجربه من از زایمان طبیعی📍
دیروز ساعت 11با کاهش حرکت رفتم بیمارستان چون 40هفته بودن دکتر گفت ریسک نمیکنم و ختم بارداری داد
چون دهانه رحمم باز نبود برام امپول فشار زدن و سوند رحمی گذاشتن خیلی درد داشت ولی قابل تحمل بود ۱۱صبح بستری شدم دهانه رحمم کامل بسته بود سرم گرفتم و سوند رحمی 1ساعت بعدش دهانه رحمم شد 1نیم سانت سوند افتاد و دردام شروع شد قابل تحمل بود تا ساعت ۱۱شب شدم ۲نیم سانت سرمو قطع کردن گفتن بخواب تا صبح بعد صبح ساعت ۷باز سروم باز کردن برام باز دردام شروع شد اروم اروم زیاد شد ماما همراه نداشتم ولی ماما بیمارستان کمرمو ماساژ داد حموم برد منو بهتر میشدم گاز بی دردی هم گرفتم خوب بود ولی خب از ساعت 1ظهر ب بعد دردام غیر قابل تحمل شد ولی همچنان ۲ نیم بود دهانه رحمم اومدن خودشون کیسه ابمو. پاره کردن و دردام خیلی شدید شد توی ۲ساعت نیم شدم 10سانت انقد زور زدمو داد زدم گلوم پاره شد
بخیه هم خوردم 27تا تقریبا بچه راحت دنیا اومد ولی جفتم در نمیومد خیلی اذیتم کرد امروز ساعت چهارونیم پسرم دنیا اومد 🥹❤🩵
مامان جوجه مامان جوجه روزهای ابتدایی تولد
تجربه من از زایمان طبیعی
من مشکل انعقادی داشتم یعنی طبیعی اجباری و استراحت مطلقم بودم بخاطر جفت پایین ک ۸ ماه رفت بالا من از ۳۶ هفته اجازه پیاده روی اینا داشتم ک ماما همراه گرفتم رابطه پیاده روی کردم کلا دو هفته مطب ماما در حال ورزش بودم کیسه آبم پاره شد سریع رفتم بیمارستان گفت ن ترشح تحویلم نگرفتن ولی کیسه آب بود نفهمیدن از ساعت ۸ پاره شد من ۱ شب دردهام منظم شد شدید تا اینکه ۳ونیم شب رفتم گفتن ن تا ۸ ونیم شب فردا واقعا در حد مرگ بودم رفتم بیمارستان گفتم دیگ دارم میمیرم گفتن ۴ سانتی کیسه آبت پارس اصلا آب توش ی قطره هم نیس ۱۰ دادنم زایشگاه ماما همراهم اومد شد ۱۱ ورزش هام شروع کردم هیچگونه امپول فشار هم نزدن ب حدی خودم درد داشتم ۱۱ شروع کردم ورزش تا ۳ونیم زایمان کردم درد هام وحشتناک بود چون دو روز بود نخوابیده بودم هیچ نخوردم درد شدید داشتم موقع زور زدن آخر بی حال شدم در حد بیهوشی افتادم ک پاره کردن با تیغ جراحی نزدیک ۴۵ تا بخیه خوردم دردهام وحشتناک بود ولی موقع ک بچه اومدن بخیه زدن اصلا درد نداشتم
مامان پناه مامان پناه ۱۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی
تو هفته ۳۷ و ۴ روز
ساعت ۴صبح پنجشنبه کیسه آبم پاره شد
رفتم بیمارستان و معاینه کردن گفتن ب زور یک سانتی
معاینه وحشتناک بود خیلی چون دهانه رحمم اصلا پیدا نمیشد😭
دیگه بستری شدم و تا ۹ صب ک دردام شروع نشده بود قرص بهم دادن ک
دردام شروع بشه تا ۲ ظهر قابل کنترل بود و هنوز یک سانت بودم
از ۲ ی قرص دیگ بهم دادن ک دردام غیرقابل تحمل شد و ماما همراهم اومد و هرچی میخواست باهام کار کنه ب زور میتونسم ورزش کنم از درد زیاد دوبار بهم مسکن زدن دیگ وسط دردام خوابم میبرد
انقباض ک میگرفت میپریدم و جیغ میزدم از درد
ساعت ۱۱ بود ماما همراه بردم تو وان آب گرم و تا ۱۱:۵۰ دیقه روی سینه ب پایین دوش آب گرم باز کرده بود و گرفته بود خودمم ک تو وان بودم و با انقباض ها دوباره حالم بد میشد دیگ ساعت ۱۱:۵۰ معاینم کردن گفتن سر بچه پیداس زور زدنای با دردم شروع شد ک ۱۵ دیقه زور میزدم انگار ک مدفوع دارم و همزمان شکم ک کمر و کلیه ام تیر میکشید وحشتناک
دیگ ۱۲:۵ با برش ناحیه پرینه بچم ب دنیا اومد و انگار آب یخ ریختن روم آروم شدم و جفتم بعدش خودش اومد بیرون و بخیه زدن و شکمم رو فشار دادن تا هرچی اضافس بیاد بیرون با اینک خیلی درد کشیدم ولی بچمو ک گذاشتن بغلم خیلی آروم شدم
ایشالا همتون ب سلامت زایمان کنین
ولی آستانه تحمل هرکسی فرق داره من تحمل دردم خیلی کمه و خیلی اذیت شدم🥺