۲۵ پاسخ

بسلامتی خسته نباشی عزیزم
یعنی منم این روز میاد بگم زایمان کردم😫😫چقد روزا دیر میگذره

یهترین مطلبی که تا حالا تو گهواره خوندم اخه هم دکترم خانم غلامپوره هم استرس زایمان دارم بلاخره توضیحات شما خیلی جامع بود ممنون

سلام مامان رادین
به سلامتی مبارک باشه
میخواستم بپرسم از دکتر غلامپور راضی بودی ؟ میشه تجربه ات رو بگی ؟ واقعا یه دکتر با اخلاق و صبور و حرفه ای می‌خوام که زایمان خوبی داشته باشم

خدارو شکر عزیزم به سلامتی😍😍😍
منم تحت نظر دکتر غلامپورم خیلی خوشحال شدم وقتی تجربه‌ت خوندم

بسلامتی عزیزم مبارکه چقدر خوب که بخیه نخوردی

مبارکه قدمش پرخیرو برکت باشه براتون 😍😊

چقدر خوب که یه نفر اومد راضی بود از طبیعی ....قدم نورسیده مبارک♥️

عزیزم به سلامتی چقدر خوب، کار خاصی انجام دادی که بخیه‌نخوردی؟

مبارکه عشقم
منم به دکترم گفتم اپیدورال گفتن هماهنگ میکنه ماما همراه هم دارم
دعا کن اذیت نشم همش احساس میکنم سر زا میرم

قدم نو رسید مبارک عزیزم هزینه اپیدورال چقد بود بعدش اذیت نشدی

مبارک باشه عزیزم...بچه ت چند کیلو بود گلم؟

به سلامتی عزیزم انشالله که قدمش مبارک باشه🌹🌹🌹ببخشید بچه چندکیلوبود وقتی دنیا اومد

مبارک باشه عزیزم.خداروشکر ک اینقدر راضی هستی.گلم شما ورزش و کارای دیگه هم انجام میدادی واسه زایمان راحت؟

ای جانم بسلامتی زایمان کنی قدمش مبارک باشه واسه زندگیتون پر از خیر و برکت ❣️😘

قدم نو رسیده مبارک عزیزم خوشحالم یه مامان راضی اینجاست

مبارک باشه عزیزم 😍

مبارکه ب سلامتی

چقد خوشحال شدم برات عزیزم .😍خداروشکر . منم خیلی تجربه زایمانم خوب بود . مراقب خودت باش استراحت کافی داشته باش بدنت بازیابی کنه خودشو .قدم نینی مبارک باشه براتون خودت خوبی ؟

بچه اولتون بود عزیزم؟

خداروشکر مبارکت باشه عزیزم😍
قدمش پر خیر و برکت باشه ان شاءالله🤲🏻

شما دردت خودش شروع شد یا آمپول فشار زدن ؟

اسپینال کردن برآت فکر کنم چون اپیدورال یه بار زد برامن خداروشکر عزیزم دعا کن منم امروز برم بفرستنم زایشگاه دیگه خیلی درد دارم

خوش ب حالت من ک داغونم تا الان😢

اپیدورال چقدره هزینش؟

چقد خوب 😍🤍

سوال های مرتبط

مامان 🫄🫄🫄🫄🫄 مامان 🫄🫄🫄🫄🫄 روزهای ابتدایی تولد
داستان زایمان دوم 😜

سونو ها هر کدوم یک تاریخ داده بودن، پیش یک دکتر رفتم گفت دو هفته وقت داری ، بعد سه روز زنگ زد اشتباه شده از وقتت هم گذشته باید بری بستری بشه، منم تصمیم گرفتم همون شب برم، که سر غروب دیدم انقباض دارم و هر یک ربع می‌گرفت، تا ساعت شیش که همسرم اومد گفت بریم بیمارستان، ولی خب درد نداشتم ، منم رفتم حموم و شام درست کردم و غذامون هم خوردیم و ظرفارو شستم تا ساعت ده و نیم شب رفتیم بیمارستان تا ساعت یازده و نیم شب بستری شدم و دوازده شب معاینه کردن که گفتن چهار سانت باز شدی،، بعد برام آمپول اپیدورال زدن تا ساعت یک و بیست دقیقه زایمان کردم،زایمانم خیلی خوب بود ، طبیعی بودم، فقط موقع زور زدن چون اپیدورال کردی سخته ، درد زور بیشتر هست، موقع بچه اولم چون اپیدورال نکرده بودم درد زایمانم هست ساعت ولی موقع زور بدون درد بود، ولی این یکی برعکس شد،بخیه هامم درد نمیکنه و نمیسوزه، همه چیز عالی، از بیمارستان راضی بودم، برخورد پرستار و پرسنل بیمارستان هم خوب بود، تنها بدیش معاینه بود که خیلی درد آور،، بچه اولم و که بیمارستان امام رضا بودم خیلی بد بود همه چیزش کشتارگاه واقعی، ولی این بیمارستان عالی، همراهم دوستم بود تو بیمارستان،ولی بعد چند ساعت رفت ،کلا ۲۴ ساعت نگه داشتن و واقعا خسته شدم ول نمی‌کردن ،الان هم یک نینی ناز و ملوس دارم ، احساس سبکی دارم، در کل طبیعی ترس نداره، اگه اپیدورال کنی خیلی بهتر میشه،و دوستدارم تا سال دیگه بچه سوم هم بیارم ☺️
مامان 𝓟𝓮𝓷𝓭𝓪𝓻🕊️ مامان 𝓟𝓮𝓷𝓭𝓪𝓻🕊️ ۲ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی
پارت پنجم ؛

ساعت ۲۲:۰۰ دکتر گفت تا ۲۲:۳۰ زاییدی تموم شده منم خونه ام هستم 😄🤚🏻و الحق درست گفت
دیگ کمک کردن برم روی تخت
حواسم بود همسرم داره هماهنگی میکنه برای بردن بندناف و اومدن از مرکز رویان
خانم مسئول اومد داشت ست استریل باز میکرد
همون موقع دکترم دستور داد ست جراحی باز کنن بتادین ریختن روم واژنم همون حین منم هربار درد داشتم پاهام جمع داخل شکم سرم روی سینه و زور میزدم
ساعت ۲۲:۲۰ دکتر گفت زور بزن داره میاد بیرون سر موهای بچه رو میبینم و با صدای بلند گفت اذان بذارید بلند کنید صداشو که همون موقع زور اخر زدم و تمام
نهایتا با ۵ تا زور محکم و یک فشار محکم سر پرستار بچه اومد بیرون و گذاشتن روی سینه ام ساعت ۲۲:۲۵ بود
و همه دردها به یکباره تموم شد
انگار از مادر زاده شدم
و مرحله بعد بیرون کشیدن جفت بود
که میتونم بگم سبک شدم اخ که چه حس خوبی بود
نصف سنگینی به جرئت میگم بخاطر جفت
از برش پرینه هیچی متوجه نشدم البته که لیدوکائین تزریق شد
بخیه هم درد نداشت
فرزندپروی زایمان طبیعی شیردهی
مامان عرفان مامان عرفان ۴ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی ✨🎀
قسمت سوم
کیسه اب ترکوند و رفت برا سزارین و من ساعت 6 فول شده بودم و دیگه درد نداشتم فقط زور میومد بهم و پاهام باز گرفته بودم که اومد گفت تین چه پوزیشینه عزیزم و معاینه کرد و گفت اوو فول شده به دکتر بگین دست بجنبونه این الان میزاد 😂
و تعجب کرده بود به این سرعت فول شدم چون موقعی که منو معاینه کرد گفت تو تا شب اینجایی و طول میکشه و ماما همراه بگیر و اینا ولی یهو تو یک ساعت داشتم به زایمان میرسیدم....
دیگه به دکتر گفتن و از اونجایی که ماما حق به دنیا اوردن بچه رو ندارن منو به پهلو خوابوند و میگفت زور اومد بهت فقط نفس بکش و زور نزن که این قسمت خیلی سخت بود واقعا و حتی از تموم زایمان درداش بیشتر اذیتم کرد بچه تو کانال زایمان بود و اماده و انگار به زور بدنم باید پسش میزد عقب
دیگه تا 6 و 15 دقیقه تحمل کردم و دفعه اخر داد زدم بچه میاد برین ی دکتر صدا کنین و اعصابم خورد شده بود که دکتر اومد و لباس عوض کرد و من به زور رسیدم تا اتاق زایمان و به زور نشستم رو صندلی زایمان و زور زدم نمیدونم چند تا ولی زور میزدم بچه میومد تا نصفه باز میرفت عقب برا اینکه قبلش به زور منو نگه داشته بودن این اتفاق افتاده بود دیگه دکتر گفت زور بزن که بیاد داری اذیت میشی ی زور محکم زدم و بچه یهو سر خورد اومد بیرون و ساعت 6 و35 دقیقه پسرم دنیا اومد...