۹ پاسخ

فقط شبا باید بدی اشتها اوردم هست کلی تقویتی هم داره داخلش

شربت راسیپ بده خوابشو تنظیم میکنه

شایدجایش دردمیکنه گلم

منم دقیقا مشکل خواب دارم
امیرحسین انگار ۴۰ دقه یکبار کارت میزن
پریشب انقد خسته بود تا ۸ با باباش پارک بود حمام کرد شام خورد ۱۰ خوابید
۱۱ بیدار ۱۲ بیدار تا صبح همینطوری
از ۶ صب تا الان یا تو تاب یا ممه
من با مشورت دکترش شربت هم گرفتم جواب نداد

من فکر کردم فقط بچه من اینطوریع🤕

شاید دندونه،یا جاییش مثل دلش درد داره

عزیزم اگه میدونی گرسنش نیست یا دل درد و جای خوابش گرم نیست و دندون در نمیاره
اکه اعتقاد داری سرکتاب براش بگیر به احتمال زیاد ترسیده
پسر خودمم اینجوری بود شبا بیدار می‌شد وحشتناک گریه میکرد مدام می‌چسبید بهم
تا دعا کردیم گفتن ترسیده و خوب شد

دیگه باید تحمل کنی تا بزرگتر بشه بهتر بشه اون ک با خواست خودش نیومده ب این دنیا
باید صبر صبر صبر داشته باشی برای بچه داری
چندسال دیگه یادت میره دومی هم میاری😂

پسر من شبها تو خواب نق میزنه
هیچیشم نیستااا نمیدونم چرا دوس داره نق بزنه
منم بدخواب میشم کل روزها از بی خوابی گلافه و سردردم

سوال های مرتبط

مامان رنگین کمان مامان رنگین کمان ۱ سالگی
تجربه روز چهارم ترک شیر آنیا :

امروز ساعت ۸:۳۰ بیدار شد. یه کم آب خورد و معلوم بود هنوز خوابش میاد. حدود ۹:۳۰ بدون شیر و بدون اینکه بغلش کنم خوابش برد. من جلو تلویزیون اوردم جاش رو انداختم وقتی بیدار شد چون میدونستم خیلی خوابش میاد و خودش رفت همونجا دراز کشید و خوابید. تا حدود ۱۱:۵۵ هم خواب بود.

بعد از بیدار شدن یه چیزی خورد و ناهارش رو هم خیلی خوب خورد که برای من اتفاق خیلی خوبی بود.

امروز تا ساعت ۱:۳۵ شیر نخورد. وقتی فهمید وقت شیر خوردنش رسیده، خیلی خوشحال شد و سریع اومد بغلم که شیر بخوره.

فعلاً حس می‌کنم چالش اصلی ما بیشتر وابستگی به شیر برای خوابیدن و آروم شدن هست تا خود گرسنگی.

با توجه به اینکه امروز تا ۱:۳۵ دوام آورد و بدون شیر خوابید، تصمیم گرفتم به جای اینکه مستقیم مرحله بعدی رو تا ساعت ۵ عصر ببرم، چند روز آینده آروم‌آروم جلو بریم و فعلاً ساعت شیر رو به حدود ۲ و ۳ بعدازظهر برسونم. بعد هم با توجه به واکنش دخترم تصمیم می‌گیرم مرحله بعدی چی باشه.

احتمالا دو روز دیگه برم تو فاز ساعت ۵

برای خوندن روشی که دارم برای ترک شیر استفاده میکنم به تاپیک های قبلیم مراجعه کنید
مامان توت فرنگی 🍓 مامان توت فرنگی 🍓 ۲ سالگی
امروز سومین روز ترک شیر از سینه س و من که این مدت فکر میکردم شیر ندارم و دلسا فقط از روی عادت پستونک کرده فقط برای خواب عادت داشت با سینه بخوابه اما از دیروز سینه هام از شیر داره منفجر میشه و شدیداً درد دارم 🥲 نمی‌دونم چیکار کنم دیشب تو خواب دادم خورد و سبک شدم ولی باز از امروز تا الان پر شیر شده و درد می‌کنه چیکار کنم دیگه شیر نیاد ؟؛
از یه طرف دلم میسوزه به حالش میگم بدم بخوره حیفه وقتی شیر دارم ، ولی بعد میگم نه همین که شیر خشک میخوره کافیه
تازه امروز دیگه سمتم نیومده و بهونه نگرفته و حتی بدون سینه خودش می‌خوابه حتی بدون اینکه رو پا بزارم خودش خوابش بیاد راحت می‌خوابه یادم میوفته برای خوابش چقدر اذیت میشدم انقد من و مک میزد و من خشک میشدم تا خوابش میبرد میخواستم از دهنش در بیارم دوباره بیدار میشد و گریه و...
ولی الان هم غذاش خوب شده هم خوابش خداروشکر حس میکنم مستقل شدم و هم خودم اعصاب و روانم راحت شده فقط یه چیزی بگید برای درد سینه هام و اینکه چیکار کنم دیگه شیر نیاد
مامان mehrab مامان mehrab ۲ سالگی
پارت دوم
توی حمام و اینا هی سراغشون گرفت بچم شیر که میخواد میگه لالا ولی ندیدش فقط گفتم اوخ شده
ظهرش خوابش میومد اومدم ببرش تو تختش گریه کرد باباش بغلش کرد بخوابونتش دیگه خیلی خسته بود خوابش برد ولی تا اومد بزارتش رو تخت بیدار شد منم بغلش کردم دیگه نخوابید کلا دیگه شبش مهمون داشتیم سرش به مهمونا و بازی گرم بود کلا توی روز با اینکه خیلی وابسته بود خیلی بهتر از انتظارم بود تا اخر شب که دیگه خیلی خسته بود من بغلش کردم گریه میکرد دیگه بغل باباش دوباره خوابش برد و بالأخره خوابید
ولی دوباره توی شب بیدار شد من هرچی اومدم بهش آب بدم گریه کرد و کلا بیدار شد دیگه کلی بغلش کردیم یکم گریه میکرد دوباره آروم میشد دوباره گریه تا دیگه توی بغلم توی تختش خوابش برد و گذاشتمش روی تخت تا بخوابه دوباره دو ساعت بعد بیدار شد ۱ ساعتی بیدار بود تا بخوابه کلا اون شب خودم اصلا نخوابیدم توی طول روز هم مدام سراغ شیرو میگرفت که لالا ولی بهش یا نشون میدادم یا میگفتم اوخ شده میرفت اصلا حتی تو دهنش هم نکرد و دور میشد هر دفعه بهونه گرفت و گریه میکرد