۲۱ پاسخ

خوب کردن ،سزای اونجور ادما همونه که بکشنش ،زندانم بیفته قراره هر عید نوروزی محرمی عفو شه بیاد بیرون باز ب گوه خوریش ادامه بده پس هم بهتر ک گورشو گم کنن

ای کاش نمیمرد فقط الت تناسلیش رو میبریدن تا ی عمر حسرت به دل زندگی که ☹️🫣😬

وای تاپیکتو خوندم ترس افتاد به جونم من پسرم 10سالشه خوشکله خیلی میترسم روش می‌ره نون میگیره میاد دستم رو قلبمه اگه دیر کنه زود میرم دنبالش ..چقدر دنیا کثیف شده میگن چرا بارون نمیاد خاک میاد

یا خداااااا دلم کباب شد بحال اون پسره و مامانش چقدر ناراحت کننده همون بهتر که کشتنش وجود همچین ادمای سمی هم ضرر داره واسه جامعه اون مرتیکه که این غلطو انجام داد کی پسره رو برد بیمارستان چرا اونجا که عملش کردن کسی نفهمید؟؟

شوهر من از همون اول نذاشت پسرم تنها جایی بره .حتی خونه ی دایی و عمه و....حتی کلاس موسیقی هم میبرتش میشینه نیم ساعت تموم بشه بعد خودش برمیگردونه .تا الان که ۱۳ سالش شده بازم راضی نیست تنها جایی بره حتی برا خرید .من گاهی بهش غر میزنم ولی الان که اینجور چیزا رو می‌شنوم میگم همون بهتر که مراقبش باشیم .تو شهر ماهم پارسال یه همچین اتفاقی افتاد متاسفانه

وای حالم بد شد زن اون مرده که اینجوری کرده چیکار میکنه حالا؟خبر داره؟؟

ایخدا چ دنیای کثیفی شده

برگهاااایم🍃🍃🍃🍃

خدایا توبهه ..استغفرالله اخرش چیی😔

چقد بعضی آدما چندشن 🫠🫠🫠🫠🫠اصلا نمیتونم با این قضیه کنار بیام نمی‌دونم چجوری همه دارن میگن عادی سازی کنیم این ترن.س و هم.جنس باز هارو یا حتی برعکسشون

خدابهمون رحم کنه دنیا دیگه جای پاکی نیست

یه فیلم کره ای هست اسمش امید به یه دختر بچه تجاوز میشه اونم خیلی ناراحت کنندس😞

وای خدااااا استغفرالله... آدم میمونه چی بگه بخدا ،، چه دور زمونه بدی شده، بچه بودیم مامانامون میترسیدن ک دختراشون رو بدزدن کاری کنن، الان پسرامون هم امنیت ندارن
میگم اون پسر سی ساله رامهرمزی نبوده؟
منم شنیدم یه نفری یه مدت گم شده بود بعد فهمیدن مُرده و گفتن هم چندتا نظامی کشتنش و خاکش کردن تو راه آبادان ، ولی اصلا قضیه تجاوز اینا رو نشنیدم هنوز ،، همینه که تو تعریف کردی؟

سه چهارسال پیش تو روستای ماهم یه پسره شاید راهنمایی بود اون موقع به یه پسربچه ی دوم سوم ابتدایی تجاوز میکنه😬پسربچهه انقد حالش بد بوده که رشت میبرن بستری میکنن(مرکز استان).....چه زمونه ی بدی شده واقعا

چه برگ ریزون 😰

😔😔😔😔چقدر بد

خاک تو ننگش کنن

وای خدایاااا

وای دلم یجوری شد چ کار کثیفی

خدایا داریم به کجا میریم😔😔

خدا ازش نگذره

سوال های مرتبط

مامان بچه هام🩷🩵🩵 مامان بچه هام🩷🩵🩵 ۱۱ ماهگی
سلام دخترا دیروز خیلی داغون بودم قرار شد که نو این تایپ بهتون توضیح بدم تو این دنیا انقد آدمای بیشعور زندگی میکنن که آدم دلش نمیخواد تو این دنیا نفس بکشه جمعه تولد پسرم بود خالش براش کیف باشگاهی خرید چون یه ماهه داره میره باشگاه و هی میگفت مامان برام کیف باشگاهی بخرم باشگاه هم روبه روی خونمونه بخدا خالش پیش من یه تومن بر کیفش داد دیروز پسرم باشگاه داشت پسرمو آماده کردم خیلی هم ذوق داشت که با اون کیف بره باشگاه بردمش گفت مامان زوده هنوز در رو باز نکردن گفتم مامان جان بشین اینجا که در رو باز کنن صدرا داره گریه میکنه برم پیشش گفت باشه مامان برو همیشه هم خودش میرفت چون روبه روی خونمونه بعد ۲و۳ دیقه که آمده بودم خونه دیدم گریه کنان امد خونه گفتم چیشده گفت مامان یه پسره با مامانش کیف منو گرفت از دستم مامانش کفشام رو از دوش برداشت داد به من کیفم رو برد منم دوییدم دیدم فرار کردن همسایمون میگه هر چقد دوییدم دنبالشون رفتن بچم انقد گریه کرد که احساس کردم آب داغ ریختن روم به خدا قسم به این ناراحت 😢 نیستم که به اون چقد پول دادیم من بازم بر پسرم بخدا همون لحظه باباباش رفتیم خریدیم به این ناراحتم انقدم گریه کردم که چرا تو این دنیا اینجور آدم ها زندگی به این ناراحتم مادری که به بچش از کوچیکی دوزدی یاد میده فردا روزی تو جامعه اون بچه چی میخواد بشه و اینکه به ذوق بچم ناراحت بودم وگرنه شعورشون نکشیده عجب مادر بی فرهنگی بوده به خدا از دیروز به این ناراحتم یعنی به آینده اون بچه ناراحتمکه پیش مادرش دوزی میکنه آیندش چی میخواد بشه به خدا من رفتم دیروز براش یکی دیگه ۱۵۰۰ خریدم گفتم اشکالی نداره از اون بهترشو برات میخرم ولی ناراحت نباش تو مامان متاسفم واقعا بر این آدما😭😭🥱😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
مامان ویهان مامان ویهان ۲ سالگی
یه موضوعی هست شاید خنده دار باشه ولی معضل شده واسم😅
ویهان نوزاد که بود خیلی بد شیر میخورد میگفتن از رفلاکس پنهانه ولی کاریش نمیشد کرد چون داشت وزن می‌گرفت دکترا دارو‌ نمیدادن
اینجوری شیر میخورد که هی به ذره مک میزد میکشید دوباره می‌گرفت دوباره یه ذره میخورد میکشید هم خیلی پر تکاپو بود کلی عرق میکرد خسته میشد هم کم شیر میخورد مامانم هی بهم میگفت بچه اینجوری می‌کنه که سینتو عوض کنی اون یکیو بهش بدی این یا زیاد میاد یا غلیظ میاد که نمیتونه بخوره اونو بده، خلاصه سرتون درد نیارم منم اینقدر این سینه اون سینه کردم که الآنم که بزرگ شده این عادت از سرش نیفتاده و میگه باید دوتاش بیرون باشه هی یکم از این میخوره یکم از اون، جایی باشم که مکافات دارم حتی توی خونه هم چون درازکش شیر میخوره می‌خوابه خستم می‌کنه خیلیییییی، این وسطا یه عادت بد دیگم پیدا کرده وقتی از یکی میخوره اون یکیو جوری با دوتا انگشتش میپیچونه که اشکم درمیاد ولی نباید جیک بزنم چون یه اوف هم بگم چشاشو باز می‌کنه میزنه زیر گریه😐 نمی‌دونم چجوری از سرش بندازم واقعا با یکی نمی‌خوابه گریه می‌کنه که اون یکی هم دربیار ، هی میگم بزرگ بشه بهتر میشه ولی واقعا داره شدیدتر میشه 😮‍💨