۹ پاسخ

چندهفته بودی عزیزم وزن بچه چقدربود؟

خو طوری نیس اون ماساژ شکمی هم باعث کوچیک شدن جمع شدنت شکمت میشه هم لخته ها میان بیرون ولی کاش پمپ درد گرفته بودی

چه وحشناک تعریف میکنی بالاخره عمل سختی های خودش داره دیگ اونم زایمان سزارین
برا من که اصلا اینجور که تو وحشناک تعریف میکنی که پنجه هاشون کردن تو شکمم اینا نبود

عزیز‌ جواب سوال من ندادی
من چند هفته برم پیشش برای نامه بستری ک بهم بده؟
یا نمیده؟

بخدا کاشکی همین میبد زایمان میکردی اینقدر اذیت نمیشدی
بخدا دکتر پرستارا یه کاری با آدم میکنن که بگی دیگه بچه نمیخوام

عزیزم الان چطوری خوبی دردات بهتر شده

وای وای وقتی میخوان برای اولین بار بلندت کنن ک بشینی خییییلی حس بدیه

واقعا سخته سزارین خسته نباشی 🥲طبیعی هم خیلی سخته ولی بعد زایمان این مشکلاتو نداری عملا راحتی و سرپایی و میتونی راحت به بچه برسی

چرا انقدر ماساژ دادن اخه طبیعی نیس😑

سوال های مرتبط

مامان مهدیار مامان مهدیار روزهای ابتدایی تولد
من سزارین دومم بود میخوام چند نکته خیییلی مهم که کمکم کرد رو بهتون بگم
اول اینکه تا ۶ ساعت بعد از عمل اصلا سرتون رو تکون ندید
بعد از اون میگن که مایعات بخورید اول با اب گرم شروع کنید بعدش هر چی میتونید مایعات بخورید تا رنگ ادرارتون سفید بشه هر چی بیشتر بخورید بدن زود تر ریکاوری میشه
بعدش سوپ گرم یا کاچی بخورید که خیلی مقویه
هر وقت حس به پاهاتون برگشت مرتب پاهاتون رو تکون بدید و نزارید خشک بشه چون بعدا راه رفتن سخت تر میشه
وقتی سن رو دراوردن میگن که راه برید مرحله مرحله با توجه به حس خودتون بدنتون رو بلند کنید ولی اصلا عجله نکنید اینجا چون از قبل پاهاتون رو تکون دادید بهتون کمک میکنه هر مرحله بلند شدن رو با فاصله انجام بدید تا حس بیاد تو بدنتون
هر چه قدر زمان نیاز دارید روی لبه تخت بشینید بعد پاشید من نیم ساعت نشستم یکم کاچی خوردم تا حس کردم بدنم گرم شد بعد یواش یواش بلند شدم
دوستان راه رفتن خیلیییی مهمه هر چی بیشتر راه برید حالتون سریع تر خوب میشه هر یه ساعت یه بار پاشید راه برید نزارید بدنتون خشک بشه
من یه کمربند مخصوص بعد زایمان خریدم و قبل بلند شدن بستم خیلی کمکم کرد خیلیییی چون عضلات رو حمایت میکنه خیلی خوبه
راستی قبل از اینکه بلند بشین راه برید شیاف بزارید من هر ۴ ساعت میگفتم پرستار برام بزاره اجازه ندید درد بیاد سراغتون بعد شیاف بزارید شما سر ساعت استفاده کنید
هر نکته ایی به ذهنم رسید گفتم من این تجربه هارو بعد از کلی درد به دست اوردم شما انجام بدید ان شالله درد کمتری داشته باشید
مامان مهرو کوچولو مامان مهرو کوچولو ۴ ماهگی
پرده سبز رو گذاشتن جلوم و من دیگه چیزی نمیدیدم پنج دقیق بعد صدای دخترمو شنیدم خیلی گریه کردم. خیلی لحظه عجیبی بود. همیشه با خودم میگفتم خب کجاش گریه داره ولی وقتی به این فکر میکنی که بعد نه ماه سختی بچه ات داره میاد خیلی حس جالبیه. یه لحظه آوردنش کنار صورتم و سریع بردنش. دیگ بخیه زدن و بردنم ریکاوری
تو همون بی حسی یه خانمی اومد شکمم رو خیلی کم ماساژ داد و بعدش بردنم بخش. تو بخش چهارتا خانم بودیم. بخش یه کم شلوغ بودکلا اون روز روز پر زایشی بود. تا ساعت ۱۱ روز بعدش نباید از جام بلند میشدم. بعد اومدن سوند رو کشیدن گفتن مایعات شیرین بخور. احساس سرگیجه اگر نداشتی بلند شو راه بود.
وااااای این راه رفتن اولیه خیلی سخته. منم چون آسم داشتم برام شیاف نمیذاشتن و فقط مسکن تو سرم میزدن ولی خب اصلا دردمو کم نمی‌کرد. میگفتن باید راه برید تا خون لخته رو دفع کنید و جریان خون بیاد تو بخیه هاتون تا زودتر خوب بشید.
روز اول راه رفتن خیلی سخت بود بعدش دیگ دردام با استامینوفن کنترل میکردم. دردم کم میشد شروع میکردم راه رفتن. این راه رفتنه واسه دفع لخته خیلی موثره. نشستن تو توالت فرنگی هم همینطور اونم کمک کننده اس.