۲ پاسخ

عین دختر من
یهو میره وسط جاده.دائم درحال گریس.دستمو نمیگیره بیرون رفتنی.میریم پارک جا اینکه بازی کنه یهو فرار میکنه میره نمیگه دیگ جاده هس یا گم شه خدایی نکرده
ازهرچی بالا میره

شاید استرس داره عزیزم

سوال های مرتبط

مامان محمد صالح مامان محمد صالح ۵ سالگی
خانما تورووووخدا بخونید خواب بدید لطفااااا😭💔🙏


خانما می‌خوام از اخلاق پسرم بگم بهتون لطفا منو راهنمایی کنید

پسر من کلا لجباز و حرف گوش نکنه مثلا میرم جایی اصلا حرف گوش نمی‌ده بازار بیرون مسافرت خیابون میریم اصلا حرف گوش نمی‌ده دستمو نمیگیره بدو بدو می‌کنه یه حا نمی‌مونه منم همش میترسم گم بشه خدایی نکرده تصادف و... بکنه همش استرس دارم مثلا میریم تو پارکینگ بازی نمیکنه می‌ره کوچه بدو بدو می‌کنه یا با دوچرخه می‌ره اصلا ماشین اینا میاد حواسش نیست فقط میخواد بره به زور میارمش نو خونه بعد توی خونه ساکت خودش بازی می‌کنه فیلم نگاه می‌کنه حرف گوش میده ولی بیرون میریم نه اصلااااا غذا هم خودش اصلا نمیخوره من باید دنبالش باشم بدم بهش هنوز هم خوب حرف نمیزنه همه چی بلده فقط بچگونه حرف میزنه اینا به کنار اینکه حرف گوش نمی‌ده و بیرون اذییت می‌کنه و فرار می‌کنه منو خیلی حرص میده همش استرس دارم نره گم بشه تصادف نکنه نخوره زمین و... همش دنبالشم بیرون چی کار کنم ؟ بچه های شما هم اینجورین ؟ اصلا یعنی یه جایی میریم یه زره هم حرف گوش نمی‌ده خیلی حرص میخورم دعواش میکنم
مامان ⓐⓜⓘⓡ ⓢⓐⓜ مامان ⓐⓜⓘⓡ ⓢⓐⓜ ۴ سالگی
فسقل پسر من

بی نهایت لجبازه و بشدت اهل هله هوله خوردن 🫤

دو هفته ای نخریدیم واسش بقدری اذیتم نگو سفره رو جمع می‌کردیم این شروع می‌کرد بهونه گیری و گریه ک من گشنمه
میگفتم غذا بزارم میگ نه
و گریهههه
دو سه روز پیش باباش ی مقداری خرید واسش این یکسره داره هله هوله میخوره
دیشب تا ساعت سه گریه می‌کرد واسه بستنی
منم بهش ندادم گفتم سهم امروزتو خوردی

صبح تا بیدار شد بستنی 🥹


واسه بیرون رفتنم خیلی اذیتم می‌کنه
دیشب از دست همسرمم خیلی ناراحت شدم

میدونه امیرسام چقد بیرون اذیتم می‌کنه

ولی حاضر نشد از کار دیگران بگذره خودش بره خرید مهمان داشتیم

🥹

یعنی امیرسام بقدری من و اذیت کرد موقع میوه خریدن کارت انداخت وسط خیابون ماشین میزبان میومدن 🫤 گریه من توت فرنگی میخام

دوباره رفتیم کیک فروشی گریه من این کیک میخام برف شادی میخام

رفتیم سوپری
برگشتیم گذاشتمش تو ماشین وسایل بزارم صندوق

پا برهنه پیاده شده دنبالم وسط بازار زجه میزد جا پارکمم خوب نبود
چندان ماشین بوووق
همه نگا می‌کردن

شهر هم کوچیکه همه همدیگه رو میشناسن یعنی منو ب جنون رسوند بخدا 🥹
شانس اومدیم تو ترافیک ماشین جلویی ترمز کرد منم پامو گذاشتم رو ترمز
با کیک رفت تو داشبورت ماشین
دیگ همه چی بدتر شد
و گریه ها شدتش بیشتر شد
نمی‌دونم فقط چطور جلو خودمو گرفتم ک نزنمش


داشتم از شدت عصبانیت میترکیدم🤯

بچه های شما هم از این رفتارا دارن شما چطور رفتار می‌کنیم باهاشون
😕؟؟؟ د