۱۲ پاسخ

دقیقا برای منم سوال هس
و اینکه بچه ای ک اینقد وابسته هس بیدار میشه و شیر میخواد یا گریه میکنه برای شیر بخوایم شیر بگیریم چیکار کنیم

من یه مدت آب میریختم تا مزشو می‌فهمید شیشه شیر پرت میکرد شروع میکرد ب گریه زاری

تکونش اصلا نده...گرفتار میشی...هی میپره از خواب میخوای پاشی تکونش بدی هی

من بچم ساعت 9 غذاشو میدم که سیر باشه ساعت ده میخابه تا یک ماه پیش بیدار میشد بهش داخل شیشش آب میدادم الان دیگه بیدار نمیشه تت‌ ساعت نه میخابه

باید یه بار کمر همت ببندی کلا شیر قطع کنی دیگه چند روزی گریه میکنه نق میزنه یا اصلا نمیخابه ولی عادت میکنه یا بیاری کم کم وعدهاشو کم کنی مثلا چهار روز صبح که شیر میخوره دیگه تا بعدظهر نخوره سرشو گرم کنی بازی کنی چهار روز همینکارو میکنی بعد چهار روز بیاری تایمشو بیشتر کنی تا شب بهش بدی همینجور هی کم کنی دیگه خودشم یواش یواش بیخیالش میشه منم ماهورا فقط با شیر میخابه بعدظهرا که بخابه دیگه وسطش بیدار نمیشه شبا هم اگه بیدار بشه بهش اب میدم شیر شبو قطع کردم دیگه بهش شیر نمیدم خیلی خوبه بیشتر وقتا اصلا بیدار نمیشه تا صب

من چون شیر خصک میدم،۳۰تا درست میکتم،ی قل بعدش پستونک میدم،یقولم روشنونم میذارم میچرخونم

پسر منم با شیر میخوابه ،اما وقتایی ک مثلا با پدرش رفته بیرون خیلیییی خسته شده و بازی کرده میبینم سر شونه پدرش خوابش برده،وقت از شیر گرفتن دیگه پدرا باید کمک بدن بنظر من

وقتی از شیر بگیریش مستقل میشه خودش میخابه
پسر منم خیلی وابسته بود و حتما با شیر میخوابید غیر از اون ممکن نبود بخابه دو سه روز اول اذیت کرد ولی بعدش عادت کرد الان خوابشم خیلی خوب شده و صب تا شب کامل میخابه

منم دغدغه شده برام همش فک میکنم چطور از شیر بگیرمس وابستمم
شبا پنج بار بیدار میشه براشیر ظهرها هم پتو میاره میندازع رو خودش میگه ممه باید شیربخوره بخابه

دقیقا پسرمنم همین طوره فقط باشیر خوابش میگیره
اصلا یاد ندارم خودش بخوابه

باید با بچه بازی کنید انقد تا خسته بشه خوابش بگیره
مرتب بهش اب بدین
هروقت درخواست شیر کرد بهش بگید اب میخای
اب بخور با لیوان
بعدم سر شونه بزارید راه ببرین
تا خوابش بگیره

دختر من پستونک میخوره اصلا بیتابی نکرد الان چهار روزه از شیر گرفتم

سوال های مرتبط

مامان محسن مامان محسن ۱ سالگی
من الان روز دوم از شیر گرفتن رو گذروندم رسیدم به شب دوم😥خدا امشبو بخیر کنه🤲روزا خیلی بهونه گیری نمیکنه دیشب که حسابی خمار خواب بود و منم سینم داشت میترکید بهش شیر دادم و خوابید و دوبار بیدار شد شیر میخواست ندادمش،نخوابید گریه و جیغ و داد و منم عی تو خونه راه میبردمش و باباشم کمکم بود تا ساعت ۵صبح که کاملا بیدار شد و نخوابید منو باباشم حسابی خوابمون میومد،باباش خوابید من تا ساعت ۹صبح با بچه بازی می‌کردم و صبحونشو دادم و گزاشتمش تو گهوارش انقدر تاب دادم تا خوابید منم خوابیدم،ساعت ۱۲هممون از خواب بیدار شدیم به بچه غذاشو دادم و دیگه نخوابید تااااااااا ساعت ۸ امشب،۸خوابید ۹ونیم بیدار شد از اونجایی که بدن من حسابی درد میکرد و شیر تو سینم جمع شده بود یکمی به باباش غر زدم و اون بچه رو برداشت برد بیرون،امشب یکمی از شیرمو خالی کردم امشب قصد ندارم بهش شیر بدم تا برای عادی بشه به سینم ماژیک قرمز زدم و هر سری اومد گفتم هاپو خورده و اوف شده و یکم ادا گریه درمیاوردم و بچم بغلم میکرد🥲🥺و یدونه دستمالو خیس کردم گذاشتم تو فریزر هر چندساعت یکبار میزارم رو سینم،و اینکه بچه هربار که بهونه شیر رو گرفت ببریدش و یه چیزی بهش بدید بخوره و در طول روژ اب دادن خیلی مهم که بدنش کم اب نشه میگن سیته رو زیر آب یخ بگیری بهتره شیر زودتر خشک میشه و کمتر اذیت میکنه تا الان فرصت نکردم که امتحان کنم یا برم دوش بگیرم