هر روز دارم شاهد رشدش میشم خیلی قشنگه دیدن بزرگ شدن بچه ای که ۹ ماه انتظارشو کشیدی
دو سه روزی هست پسرم با زبون خودش حرف میزد باهام یا همون صدا درمیاورد چقدر من ذوق کردم که برای این لحظه ها
حتی امروز به طور رسمی😁 دستشو میخورد جالبه مثل روز اول بیمازستان بود کاراش اما الان اگاهانه تر🥹 چقد ریزه بود چقد بزرگ شده بچم چقدر برای این لحظه ها بغض دارم که داره تموم میشه هم ذوق اینده و بزرگیشو دارم هم بغض که دیگ تموم شد فسقل بودنش نی نی بودنش😣
چقد مادری از لحاظ احساس سخته چقدر چقدر چقدر ..
یا موقعی افتادم که فهمیدم پسره و دیگران بهم میگفتن دختر یچیز دیگست ، دختر فرق داره ، چقد دلمو شکستن چقدر گریه کردم خدا منو ببخشه ، همه فکر میکردن بچم دختر میشه ، چون من همیشه موهای دختر بچه هارو میبافتم و زیاداهل ادا بازی بودم🤣🥲 به هرکی میگفتم حدس بزن دختره یا پسر همه بهم میگفتن دختر ....💔
خدا منو ببخشه نیمی از احساس من به احسانم رفت
ولی وقتی بدنیا اومد من قلبم نمیدونم چش شد ولی بدجور وابستش شد
خیلی خوشحالم پسره خیلی خیلی خیلی زیاد باورم نمیشه من همونی بودم که ناراحت شدم پسره
اما احسانم ، پسرم جون منه 🥺 همش حس میکنم مادر خوبی نیستم براش💔
چقدر مادری سخته 🥺

تصویر
۶ پاسخ

منم هم خودم هم همه اطرافیانم فکر میکردن بچم دختره.اصن انگار منتظر یه دختر یا صورت گردو مو فرفری مثه خودم بودم.اما خدا قسمتم یه پسر کرد که از جونم عزیزتره برام❣️

ای جان خدا حفظششش کنه 😘😘الان چند ماهه است؟

الهی خدا حافظش کنه برات

عزیزم خدا حفظش کنه 😍از طرف من نی نی رو ببوس

ای جون دلممم قربون دستاش جیگر خاله 🥹
خدا حفظتون کنه برا هم ♥️😍
درکت میکنم مادری خیلی سخته 😅

ای خدا حرفات حرف دل منم هست منم دقیقا تو تعیین جنسیت که فهمیدم پسره تو فیلم‌اینا گریه کردم همه دختر میخواستن نوه ی اول هر خانواده بود الان میگم خاک تو سرم چه ناشکری داشتم میکردم خدا بهم فرشته داد به اسم ‌هیراد

سوال های مرتبط

مامان آوا و آریا مامان آوا و آریا ۶ ماهگی
میخوام یه اعترافی بکنم🥹
همیشه از بچگی عاشق دختر بچه ها بودم وقتی ازدواج کردم تو فکرم فقط این بود دختر دار بشم همسرم هم بی نهایت عاشق دخترا بود حامله شدم آرزوم اول سلامتی بچم و دوم این بود بچم دختر بشه و خدا آرزومو برآورده کرد همیشه می گفتم دختر یه چیز دیگست و پسر هیچ وقت اندازه دختر شیرین نمیشه دومین بارداریم منتظر دختر بودم نه اینکه از پسر بدم بیادا ولی بیشتر تمایلم به دختر بود وقتی فهمیدم بچم پسره واسم جالب بودا ولی بازم حس می کردم مثل دختر نمیشه ولی حالا که پسرم دوماهشه میمیرم براششش اصلا یه جوری شیرینه که شرمنده افکار گذشتم میشم آخه چرا فکر می کردم پسر شیرین نمیشه؟😭خدا شاهده همون اندازه شیرینه.خدایا منو ببخش واسه افکار مسخرم خدایا شکرت به خاطر نعمتی که بهم دادی هم دخترم هم پسرم عزیز ترین دارایی این دنیا هستن برام الهی خدا به همه آرزو دارا فرزند سالم بده خلاصه که دختر و پسر نداره بچه خیلی شیرینه و خدا بهتر صلاح ما آدما رو میدونه که بهمون دختر بده یا پسر
مامان آقا مبین🥊💥 مامان آقا مبین🥊💥 ۷ ماهگی
داستان بارداری پارت (دوازدهم)

خانواده شوهرم بشدت پسر دوستن یعنییی خیلی زیاد این برای من هم خوب بود هم بد دوتا نوه دختر هم داشتن از خواهر شوهرام
من میترسیدم بچم دختر بشه اینا اذیتش کنن یا اونقد ک باید بهش احترام نزارن و اذیت بشه حالا به هر نحوی ولی با اونا هم بد برخورد نمیکردن ولی خب براشون پسر یچیز دیگه بود مخصوصا پدر شوهرم خیلی حرص میزد میگفت سره بارداری اون دوتا نوه همش میگفت ن این پسره پسره ولی دختر در می‌آمدن ولی من جوری رفتار میکردم ک اگه بچم دختر هم باشه باید بهش احترام بزارم اینم بگم خیلی منو دوست داشتن کلا خیلی بهشون احترام میزارم مخصوصا مادر شوهر و پدر شوهرم خیلیییی باهام خوبن (البته هرچی بگی بچه هاشون😬❤️😐) پدرشوهرم همیشه بهم احترام میزاره و میگه طرز فکر خیلی خوبی دارم میگه افتخار میکنم ک تورو برای پسرم به همسری گرفتم حتی بارها شده جلوی دختراش بهم گفته من تورو بیشتر از دخترام دوس دارم چون درک بالایی داری بر حسب سن کمت این موضوع گاهی برای من عذاب بود هیچ وقت دوس نداشتم اینجوری بگه ک منو بیشتر از دختراش دوس داره چون اونا منو اذیت میکردن و برام فاز میگرفتن اونا فک میکردن چون سنم کمه باید گوش به فرمان همشون باشم ولی من خیلیییی کله شق و سره به هوا بودم هستم من خودم نخوام حرف شوهرمم گوش نمیدم چ به برسه ب کسی
مامان آریا 👶🏻🩵 مامان آریا 👶🏻🩵 ۱۵ ماهگی
من خیلی پسرمو دوست دارم 🥲🥹
یکی دوبار که خیلی گریه کرده اینو فهمیدم
دلش درد میکرد بچم و خیلی بی قراری میکرد وباعث شده بود گریه زیادی بکنه
دیدم اشکام باهاش سرازیر شد...
قلبم درد گرفت از دیدن گریه هاش
اونجا فهمیدم خودمو درگیر چه عشقی کردم با به دنیا آوردنش
اونجا بود که فهمیدم دیگه راه برگشتی نیست
تا همیشه یه تیکه از قلبم میمونه بیرون تنم❤
الان تو بغلمه
چهار روز دیگه تو بغلم جا نمیشه
چند سال دیگه میره و قلبش رو هدیه میده به دختری
من میمونم و همسرم
چقد فکر کردن به آینده عجیبه
همیشه نگاش میکنم
میگم ببین قدرت خدا رو
از هیچی همچین موجودی به وجود میاد
که انقد خواستنی و لذت بخشه
کوچیکه ولی .دست داره
پا داره . قلب و ریه و کلیه داره
و چقدر دیدن تکاملش برام لذت بخشه 🥹
خدایا شکرت
شاید کسی که بچه نخواد درک نکنه اینا رو
ولی من همیشه حس میکردم با داشتن بچه خودم و زندگیم کامل میشه . حس مادری رو دوست دارم
و چقدر شاکرم خداوند رو برای اینکه لایق دونست من رو ❤️
انشاالله هر کی بچه دار نمیشه و از خدا میخواد قسمتش بشه 🤲
و در آخر شاید زیبا ترین اتفاق زندگیمون باشن بچه ها
ولی در عین ها پر چالش ترین و سخت ترین روزهامون رو میگذرونیم وقتی بزرگشون میکنیم
واسه همین خسته نباشید به خودم و شما که کم نمیاری
داد نمیزنی سرش
دست روش بلند نمیکنی
و میدونی که باید صبر و تحملت رو زیاد کنی
هر چی بچه بزرگ تر میشه
صبرت باید بیشتر بشه باهاش🙃❤️