سوال های مرتبط

مامان دیاکو مامان دیاکو ۱ ماهگی
سلام خانم ها میخواهم تجربه زایمانم را براتون بگم جمعه ۲۱ آذر بود بعد از ظهر احساس کردم خیس شدم رفتم سرویس زیر پوشم را نگاه کردم دیدم خیسه خواستم دردام شروع بشه برم بیمارستان یکی از فامیل های شوهرم مریض بود رفت اونجا منم رفتم خونه مادر بزرگم تا مامانم بیاد ساعت ۳یا۴ بود خاله ام دختر اینجوری نمیشه پاشو بریم بیمارستان به شوهرم زنگ زدم گفتم با تاکسی بریم گفت نه خودم میام نیم ساعت طول کشید که بیاد وقتی اومد رفتم بیمارستان معاینه کردن گفتند اصلا باز نشده نوار قلب گرفتند گفتند خوبه به دکتر زنگ زدن توضیح دادن دکتر گفت اگه آب رفته باید ختم بارداری بشه بستری شدم قرص دادن هیچ خبری نبود آمپول فشار زدن بازم چیزی نشد معاینه کردن گفتند یه سانته بازم آمپول زدن دم صبح شد یک پرستار اومد معاینه کرد خواست کیسه آب را پاره کنه نشد گفتند چاره نیست باید سزریان بشه ساعت ۳/۳۵ رفتم اتاق عمل دکتر بیهوشی اومد آمپول زدن دردش خیلی خیلی کم بود از کمر به پایین بی حس شد ساعت ۴/۳۰ بچه را در آوردن انقدر گریه کردم نگم براتون از شوق و ذوق بچه را بهم نشون دادن و بردن بخیه هامو زدن یکم اونجا نگه داشتن بد منو بردن بخش ساعت سه شب هم پاشدم راه رفتم صبح بد از نهار رضایت شخصی دادم مرخص شدم خلاصه برام سزریان تجربه خوبی بود🥰🫀
مامان 🩷👧🏻ronisa مامان 🩷👧🏻ronisa ۱۰ ماهگی
سلام مامانا من هم اومدم از تجربه ی زایمانم بگم من بعد عید رفتم مطب که دکتر برام سونوگرافی نوشت برای وزن تو سونو زده بود که آب دور جنین کم شد رفتم پیش دکتر گفت هر روز باید بری nstبدی تا بتونیم بورو تا سی و هشت هفته نگه داریم چون سی هفت هفته بودم بهم گفت اگر nstخوب نباشه باید فورا زایمان کنی من چون میخواستم طبیعی زایمان کنم معاینه هم کرد و گفت دو و نیم سانت بازی من اون روز رفتم nstدادم که خوب بود برای فرداش هم دوباره صبح رفتم دو بار گرفت که خوب نبود گفت برو آبمیوه بخور و راه برو دوباره بگیریم دوباره گرفتن که باز هم خوب نبود و به دکترم زنگ زدن که دکتر گفت اورژانسی ببرید اتاق عمل من سریع خودمو میرسونم از اون لحظه ی تماس تا اتاق عمل کلا ده دقیقه نکشید و بیهوشم کردن و رونیسا خانوم دنیا اومد من خیلی استرس داشتم و وقتی اتاق عمل و دیدم بیشتر شد واقعا خوشحالم که بیخوشم کردن و چیزی نفهمیدم چون واقعا اگر متوجه اتفاقات دورم میشدم استرسم خیلی بیشتر میشد واقعا از سزارین هم رازی بودم و خدا رو شکر میکنم که هم خودم سالمم هم بچه و هم اینکه زایمانم سزارین شد چون درد معاینه کردن طبیعی از درد بخیه بیشتر بود و کلا درد زیادی نکشیدم برای زایمان فقط برای ماساژ رحمی درد داشتم حالا نمی‌دونم به خاطر رسیدگی عالی بیمارستان و ورسنلش بود یا کلا این بود ولی عمم بیمارستان دیگه ای زایمان کرد خیلی درد داشت پس حتما تو انتخاب بیمارستان دقت کنید