سوال های مرتبط

مامان دیاکو مامان دیاکو ۷ ماهگی
سلام خانم ها میخواهم تجربه زایمانم را براتون بگم جمعه ۲۱ آذر بود بعد از ظهر احساس کردم خیس شدم رفتم سرویس زیر پوشم را نگاه کردم دیدم خیسه خواستم دردام شروع بشه برم بیمارستان یکی از فامیل های شوهرم مریض بود رفت اونجا منم رفتم خونه مادر بزرگم تا مامانم بیاد ساعت ۳یا۴ بود خاله ام دختر اینجوری نمیشه پاشو بریم بیمارستان به شوهرم زنگ زدم گفتم با تاکسی بریم گفت نه خودم میام نیم ساعت طول کشید که بیاد وقتی اومد رفتم بیمارستان معاینه کردن گفتند اصلا باز نشده نوار قلب گرفتند گفتند خوبه به دکتر زنگ زدن توضیح دادن دکتر گفت اگه آب رفته باید ختم بارداری بشه بستری شدم قرص دادن هیچ خبری نبود آمپول فشار زدن بازم چیزی نشد معاینه کردن گفتند یه سانته بازم آمپول زدن دم صبح شد یک پرستار اومد معاینه کرد خواست کیسه آب را پاره کنه نشد گفتند چاره نیست باید سزریان بشه ساعت ۳/۳۵ رفتم اتاق عمل دکتر بیهوشی اومد آمپول زدن دردش خیلی خیلی کم بود از کمر به پایین بی حس شد ساعت ۴/۳۰ بچه را در آوردن انقدر گریه کردم نگم براتون از شوق و ذوق بچه را بهم نشون دادن و بردن بخیه هامو زدن یکم اونجا نگه داشتن بد منو بردن بخش ساعت سه شب هم پاشدم راه رفتم صبح بد از نهار رضایت شخصی دادم مرخص شدم خلاصه برام سزریان تجربه خوبی بود🥰🫀