۱۲ پاسخ

پاره شدیم از استرس 😑جرعت ندارم بخوابم

خب نخون خواهر من
منم دارم میبینم ولی تا میبینم واسه چی نوشته شده میرم بعدی. ، ب خدا ایمان داشته باش ، مطمئن باش بهتر از من و تو خیرمون رو میخواد

آره بخدا پسر من خوابیده بود منم بالاسرش بی،اختیار اشک می‌ریختم خدا کنه تموم بشه

شمال ک امنه کسی باااونجاکارنداره مردم همه دارن میان سمت شمال

دیشب ۵۰۰ متری مارو زدن خیلییییی بد بود امشب از ترس خوابم نمیبره😫

عزیزم انقدر خودتو ازیت نکن بسپار به خدا .. بخاطر بچتم نترس خب تو پیششی دیگ تنهاش نزار اصلا

اینجوری که تو حالت خرابه خدایی نکرده بمب نکشتت خودت خودتو میکشی بیخیال بسپار به خدا بخواب منم صبحی اینجا انرژی منفی زیاد گرفتم حالم خراب شد گوشیم جم کردم تلویزیونم خاموش حالم بهتر شد کاری از دستمون برنمیاد بگیر راجت بخواب

تازه تو صدا نمیشنوی و میترسی منم ۵ ۶ بار شنیدم خدا به داد اونا برسه که خونشون نزدیک فرودگاه و نیروگاه هواییه

رشت که چیزی نداره منجیل و اشکورات و هشتپر داره

من رشتم صدایی نشنیدم ک

ن دختر رشت خبری نیس شمال نمیزنن بخوس کور

جدی صدا میاد؟

سوال های مرتبط

مامان همتا 🐣 مامان همتا 🐣 ۱۴ ماهگی
من ۲۱ سالگی مامان شدم .
الان ۲۲ سالمه ولی احساس میکنم بازم بچه ام . یعنی از درون انگار هنوز قبول نکرده بودم و نکردم که مادر شدم . نه اینکه بچمو نمیخوام ها نه اصلا . اتفاقا جونمو براش میدم ولی یه حسی دارم احساس میکنم خودمم بچم . همه چیز خیلی سریع اتفاق افتاد. یهو عروسی کردیم ، یهو دیدم باردارم و یهو همتا به دنیا اومد ( هنوز وارد ماه ۹ نشده بودم ) . انگار همشون سورپرایز پشت سورپرایز بود .تا به خودم بیام الان میبینم یه دختر یه ساله دارم و هنوز احساس میکنم ۱۷ ، ۱۸ سالمه .
یکم صورتم بچگونس یا همون به قول بعضیا بی بی فیس.
مثلا هر کی میبینه فکر می‌کنه ازدواج نکردم چه برسه بچه داشته باشم .
موندم بعضیا چجوری ۱۸ سالشونه بچه دومی دارن .
کاش بتونم به خودم بیام . کاش از دنیای بچگیم یکم فاصله بگیرم . اون چیزایی که تو ذهنم ساخته بودم .
خیلی سختی کشیدم تو این زندگی با همسرم . ولی بازم مغزم هنگه. بگم بخاطر سختی و بعضی عذاب بزرگ شدم نه .بیشتر هنگم که من الان وسط این زندگی چیکار میکنم .
شده تا حالا همچین تجربه ای داشته باشید؟
پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک رفلاکس میاره رفلاکس پوشک پستونک