۶ پاسخ

سلام خداهمه بچه ها روحفظ کنه
الهی ازهر درد و..بری باشن
درد دندان که سخت هم هست
آفرین مادر آگاه شما بهترین کارانجام میدی
منم به دندون بچه حساسم واین وظیفه خیلییی مهمی که خانواده باید برای بهداشت دندان انجام بده
و۶ماه یکبار ویزیت بشه حتما
به قول مامانم طرف کلی طلا اویزونشه بعد دوتا دندون تودهن خودش نیست چرا چون خیلیا هزینه دندون پزشکی براشون سخته ولی بلموبش طلا میخرن
اینو دیدم که میگم
ولی دندون یه عمر باانسانه

منم پسرام هر۶ماه میبرم
پسربزرگم ۱۱ سالشه وسن دوسالگی برای ویزیت اولیه بردم وفیشور انجام داد وتاحالا برای اون دوندوهاش مشکلی پیش نیومده
وپسرکوجیکم هم دقیقا دوسالگی انجام داد
مامانا هزینه ها زیاده ولی خیلی جاها میشه ازیه سری کارها وهزینه های غیرواحب زد لطفا حواستون به دندونای کوچولوها باشه
درپناه حق

من با اینکه پسرم از بچگی هم مسواک میزد و فلوراید تمام ۸تا دندون خداب داره که دوتاشو با بدبختی برم درست کرد چون نمیمونه درست کنن میگن فقط بیار بیهوشی که من زیر بار بیهوشی نرفتم جنس دندون خیلی مهمه فقط مراقبت نیست انگار

مرسی عزیزم منم بچه هامو به خصوص دلوینو باید یه چکاپ‌ببرم یه مدت می گفت دندونم دوتا از دندونای خودمم که افتضاحه

پیش کدوم دکتر بردی؟من دکتر بزرگسالان بردمش نیلگون و‌یبار‌‌حتی دراز کش‌هم‌نکزد بچه‌و‌سرپا نگاه کرد گفت خوبه 😑

👏🏻👏🏻👏🏻

پسرت چندتا دندون داره الان گلم؟؟

سوال های مرتبط

مامان شاهزاده کوچولو مامان شاهزاده کوچولو ۵ سالگی
سلام خانما امروز اولین روز برد پسرمو بردم مهد چهارسالشه مربیش کلی چیز گفت بگیر منم گرفتم بردم خوراکی میوه چیزا که برا مهد لازم بود کلن یه میلیون شد رفتم دنبالش مربیش گفت به پسرت بگو دوستاشو نزنه خوب پسرم تا کسی دست روش بلند نکنه نمیزنه که هیچی نگفتم به مربی گفتم باش میگم بهش بعد میخواستم بیارمش خونه نمیومد به زور آوردمش جیغ میزد رفت او اتاق در میخواست ببنده من نیام خورد به یه دختربچه مربی رفت بغلش کرد بوس کرد منم پسرمو آوردم بیرون بهش گفتم برو از مربی معذرت خواهی کن بگو دیگه تکرار نمیشه رفت گفت مربی گفت مامان این دختر بچه رو دخترش خیلی حساسه آخه منم گفتم همه رو باهاشون حساسن گفت ن اینا یه جور دیگه حساسن هیچی نگفتم اومدم یکم عصبی شدم اولش که پسرم من روز اولش بود باید مربی درک می‌کرد بعدشم اگه اون رو بچش حساسه من هستم اومدم بیرون پسرم گفت دوستم منو زده الان چیکار کنم لطفا بهم بگید من ماهی دو میلیون میدم یکم بچم اجتماعی بشه آروم بشه ن اینکه ازش ایراد بگیرن بچس خوب بنظرتون مهدشو عوَض کنم یا با مربی حرف بزنم چیکار کنم لطفا کمکم کنید
مامان رایان مامان رایان ۵ سالگی
امروز خیلی خوش گذشت ولی کمی نگران شدم بازم.امروز ۵تا بچه بود همراهمون که اولین بار باهم بیرون میرفتیم. ۴تاش اوکی بود ولی یکی خیلی دست به زن داشت و فحش زبان اونم چه فحشایی میداد و احتماالا دیگه جایی اونا باشند من نمیرم واقع واسه خاطر اون.اما نگران مدرسه شدم اون نیمه دوم بود و ۹ ماه بزرگتر از پسر من ماشالله خیلیم تپل بود قدشم بلند بود از لحاظ قدی باز زیاد فرق نمیکردند ولی وزنی مطمئنم ۱۰ کیلو بیشتر از پسر من بوود.همه بچه هارو با وجود اینکه من کنارشون بودم خلاصه زد و موقع زدنم اصلا رحم نمیکرد هرچی تو دستش بود باهاش میزد در حد اینکه شاید اگه ما نبودیم بچه هارو میتونست آسیب برسون. حتی بکشه.اگه بچه ام با همچین بچه هایی هم مدرسه ای بشه چی باید کرد.چرا آموزش پرورش گیر نمیده به مدارس که قبل ورود از بچه ها و والدین تست سلامت و روان بگیر و خانواده هارو بر اساس سبک‌تربیتی جدا کنه.والا من ۵ سال کل عمر و جون و وقتمو گذاشتم برای تربیت پسرم با کسی که بچه اشو ول کرده تو کوچه پس کوچه تربیت کوچه بازار داره فرق داره .اصلا بحث دفاع از خودم نیست اینجور بچه ها کلا تربیت نشدند که حتی موقع زدن آگاه باشند که چطوری بزنند حداقل بچه مقابل آسیب خاصی نبینه.مقابله باهاشون مثل مقابله با ی ببخشید که اینو میگم در مورد ی بچه مثل مقابله با ی حیوان وحشی رام نشده اس.ی بچه ۵،۶ ساله که نمیدونه چطوری با ی بچه روانی مقابله کنه اون حرفایی که ما یاد دادیم به بچه رو که حالیش نمیشه اونا برای بچه های تربیت شده جواب نه اینا.والا دلیلی که این همه هزینه کردم برای پیش دبستان و مدرسه رایان فقط برای اینکه با همچین بچه هایی شانسش کمتر باشه روبه رو شه🥲
مامان مسدود شدیم مامان مسدود شدیم ۵ سالگی
#پارت67

دکتر از مکثش استفاده کرد و گفت:

- بخاطر جسه‌ی کوچیک و سن کمش از روزی سه تا قرص باید شروع کنه تا به بالا ولی...

دکتر مکث کرد ولی ملورین متوجه شد که منظور دکتر از مکث آخر جمله اش چیست!

هزینه‌ی داروهای شیمی درمان برای او به شدت بالا بود و به حتم نمیتواست از پسش بر بیاید!

ولی با این حال دفترچه‌ی مینو را از جیب کیفش بیرون کشید و روی میز دکتر گذاشت و گفت:

- میشه داروهایی که باید برای بگیرم و اینجا بنویسین؟

دکتر بدون مکث گفت:

- بله حتما! بیمه دارین فقط؟

سری به نشانه‌ی منفی تکان داد و برای اینکه خیال دکتر را راحت کند گفت:

- مشکل هزینش نیست!

دروغ که حناق نبود در گلویش ببندد!
بالاخره در این شهر بی در و پیکر جایی بود که بتواند پول در بیاورد!

دکتر نسخه‌ی مینو را نوشت و دفترچه‌ی قدیمی را به دست ملورین داد و گفت:

- این داروهاشه، دکتر داروخونه مینویسه که هر کدومو باید چطوری مصرف کنه، تنها خواهشی که ازت دارم اینه که به مینو کمک کنی که روحیشو حفظ کنه، حفظ روحیه واسه مینو از همه چیز مهم تره!

مینوی عزیزش خوب بلد بود که چگونه خودش را قوی نشان دهد.

در طول جلسات شیمی درمانی با وجود دردی که می‌کشید باز هم گریه نکرده بود.

هر بار که چشمش به اندام نحیف و لاغر و استخوان های بیرون زده‌اش می‌افتاد غصه می‌خورد ولی مینو... تنها می‌خندید!
مامان مسدود شدیم مامان مسدود شدیم ۵ سالگی
#پارت73

صدایش به قدری ضعیف بود که به گوش ملورین نرسد به همین خاطر گفت:

- ببخشید متوجه نشدم؟

محمد لبخندش را به سختی فرو خورد و دستی میان موهای نامرتبش کشید.

خواست حرفی بزند که همان لحظه صدای ناله‌ی تو گلویی توجه اش را جلب کرد.

سر چرخاند و چشمش به همان دختر دیشب افتاد که حال به سر و وضعی نامرتب روی تخت نیم خیز شده بود.

اخم در هم کشید و با دست جلوی میکروفون گوشی را پوشاند و گفت:

- هی؟

توجه دختر به او جلب شد و سر چرخاند.
محمد حتی نیم نگاهی به بالاتنه‌ی عریانش ننداخت و گفت:

- پاشو برو بیرون

حرفش را زد و دوباره گوشی را کنار گوشش گذاشت و با نیشی باز گفت:

- چخبر شده که شما بعد از یک ماه از ما سراغ گرفتین؟

ملورین لب گزید و با استرس عرقی را که روی شقیقه‌اش جریان گرفته بود پاک کرد و گفت:

- م...میشه لطفا...ببینمتون؟

محمد از خدایش بود که دوباره آن موجود ریزه میزه و دوست داشتنی را ببیند.

تمام این یک ماه فکرش به طرز ناجوری درگیر ملورین شده بود و او را میخواست!

ولی هیچ وقت بهانه‌ای پیدا نکرده بود که به سبب آن به دخترک نزدیک شود!