۷ پاسخ

سلام خداهمه بچه ها روحفظ کنه
الهی ازهر درد و..بری باشن
درد دندان که سخت هم هست
آفرین مادر آگاه شما بهترین کارانجام میدی
منم به دندون بچه حساسم واین وظیفه خیلییی مهمی که خانواده باید برای بهداشت دندان انجام بده
و۶ماه یکبار ویزیت بشه حتما
به قول مامانم طرف کلی طلا اویزونشه بعد دوتا دندون تودهن خودش نیست چرا چون خیلیا هزینه دندون پزشکی براشون سخته ولی بلموبش طلا میخرن
اینو دیدم که میگم
ولی دندون یه عمر باانسانه

منم پسرام هر۶ماه میبرم
پسربزرگم ۱۱ سالشه وسن دوسالگی برای ویزیت اولیه بردم وفیشور انجام داد وتاحالا برای اون دوندوهاش مشکلی پیش نیومده
وپسرکوجیکم هم دقیقا دوسالگی انجام داد
مامانا هزینه ها زیاده ولی خیلی جاها میشه ازیه سری کارها وهزینه های غیرواحب زد لطفا حواستون به دندونای کوچولوها باشه
درپناه حق

من با اینکه پسرم از بچگی هم مسواک میزد و فلوراید تمام ۸تا دندون خداب داره که دوتاشو با بدبختی برم درست کرد چون نمیمونه درست کنن میگن فقط بیار بیهوشی که من زیر بار بیهوشی نرفتم جنس دندون خیلی مهمه فقط مراقبت نیست انگار

سلام مامان رایان خوبید
شما واسه رایان جان فیشور سیلانت انجام دادید ؟؟

مرسی عزیزم منم بچه هامو به خصوص دلوینو باید یه چکاپ‌ببرم یه مدت می گفت دندونم دوتا از دندونای خودمم که افتضاحه

پیش کدوم دکتر بردی؟من دکتر بزرگسالان بردمش نیلگون و‌یبار‌‌حتی دراز کش‌هم‌نکزد بچه‌و‌سرپا نگاه کرد گفت خوبه 😑

👏🏻👏🏻👏🏻

پسرت چندتا دندون داره الان گلم؟؟

سوال های مرتبط

مامان شاهزاده کوچولو مامان شاهزاده کوچولو ۶ سالگی
سلام خانما امروز اولین روز برد پسرمو بردم مهد چهارسالشه مربیش کلی چیز گفت بگیر منم گرفتم بردم خوراکی میوه چیزا که برا مهد لازم بود کلن یه میلیون شد رفتم دنبالش مربیش گفت به پسرت بگو دوستاشو نزنه خوب پسرم تا کسی دست روش بلند نکنه نمیزنه که هیچی نگفتم به مربی گفتم باش میگم بهش بعد میخواستم بیارمش خونه نمیومد به زور آوردمش جیغ میزد رفت او اتاق در میخواست ببنده من نیام خورد به یه دختربچه مربی رفت بغلش کرد بوس کرد منم پسرمو آوردم بیرون بهش گفتم برو از مربی معذرت خواهی کن بگو دیگه تکرار نمیشه رفت گفت مربی گفت مامان این دختر بچه رو دخترش خیلی حساسه آخه منم گفتم همه رو باهاشون حساسن گفت ن اینا یه جور دیگه حساسن هیچی نگفتم اومدم یکم عصبی شدم اولش که پسرم من روز اولش بود باید مربی درک می‌کرد بعدشم اگه اون رو بچش حساسه من هستم اومدم بیرون پسرم گفت دوستم منو زده الان چیکار کنم لطفا بهم بگید من ماهی دو میلیون میدم یکم بچم اجتماعی بشه آروم بشه ن اینکه ازش ایراد بگیرن بچس خوب بنظرتون مهدشو عوَض کنم یا با مربی حرف بزنم چیکار کنم لطفا کمکم کنید
مامان سورن مامان سورن ۵ سالگی
دوستان امروز یه اتفاقی افتاد که واقعاً دلم رو گرفت و نمی‌دونم درست‌ترین واکنش چی بوده.
دختر همسایه اومده بود خونه‌مون که با سورن بازی کنه. من هم استقبال کردم، چون درمانگر سورن همیشه می‌گه: «بازی با بچه‌های عادی می‌تونه براش مثل درمان باشه.»
اما حدود نیم ساعت بعد، وقتی سورن حاضر نمی‌شد از ترامپولین بیاد پایین و با اون بچه بازی کنه، دست سورن رو لگد کرد و بهش گفت:
«چرا مثل دیوونه‌ها حرف می‌زنی؟»
من همون لحظه بهش گفتم که ما می‌خوایم بریم بیرون و بهتره بره خونه‌شون.
ولی چیزی که بیشتر از رفتار اون بچه منو ناراحت کرد، واکنش خود سورن بود.
الان نشسته و برای اون بچه گریه می‌کنه و می‌گه: «نی‌نی جون گم شده...»
انگار اصلاً متوجه نشده که اون بچه بهش آسیب زده یا بهش توهین کرده. 🥺
حالا واقعاً موندم باید چیکار کنم؟
اگر جای من بودید، دیگه اجازه می‌دادید این بچه بیاد با سورن بازی کنه یا نه؟
و مهم‌تر از اون:
چطور می‌شه به بچه‌ای که هنوز قلدری و رفتار آزاردهنده رو تشخیص نمی‌ده، یاد داد که بفهمه «این رفتار با من درست نیست» و از خودش دفاع کنه؟
مامان آراد مامان آراد ۵ سالگی
سلام سلام😎❤️
امیدوارم حال همگیتون خوب باشه💕بیاید یه نظری بدید بهم بعنوان یه مامان
اراد تقریبا دو ماهه میره مهد کودک ، از مربیش که هیچکس راضی نبود و ناچار شدن عوضش کنن چون حتی دوره ی مربیگری هم نگذررونده بود و متولد ۸۷ بود 🫤
الان یکی دیگه اومده چند روزه و من امروز از مدیر مهد پرسیدم این مربی جدید تحصیلات مرتبط با حیطه کاریش داره یا اموزش خاصی دیده؟ و خانم مدیر سوال من به مزاجشون خوش نیومد😑با لحن بد با من حرف زد ولی من چیزی نگفتم تا اینکه گفت پسر شما اصلا نقاشیم بلد نیست حرفم گوش نمیده منم گفتم یکی به نقاشی علاقه داره یکی نداره و اتفاقا بچه ی مودب و حرف گوش کنیه حتی اومد خونه به من گفت (( خانم مدیر بهم گفته اراد میندازمت بیرونا)) گفت نهههههه من اصلا همچین حرفی نمیزنم گفتم خب زدید که اومده گفته دیگه اگر مشکلی هست لطفا باهاش بد صحبت نکنید با من درمیون بزارید وگرنه ممکنه یهو دیگه نخواد بیاد مهدکودک اقا از من اصرار که شما گفتید از ایشون انکار که من نگفتم اخرم همکار خودش گفت که چرا دیگه گفتی بهش 😏😏 بعد گفت ارههههه یادم اومد رفته بود بالای میز مربیش بهش اینطوری گفنم بیاد پایین
یعنی میخواستم خفش کنم چون اراد به شدت ترس از ارتفاع داره و من مطمئنم که روی اون میز به اون بلندی نرفته و نمیره و با این حال چیزی نگفتم و فقط پرسیدم پس وقتی بچه ی من رو میز بوده مربی کجا بوده که ندیدتش!؟
هیچی دیگه این خانم مدیر کلا لج کرد با من و گفت اصلا بچه ی شما باید بره پیش دبستانی و هزار و یک دلیل و نظر
واقعا از ظهر اعصابم خورده حس میکنم اونطور که باید جوابشو ندادم شما جای من بودید چه رفتاری میکردید؟ میگذشتید و تمومش میکردید یا تو جای مناسبش و درصورت تکرارش محکم تر پاسخ میدادید؟