۹ پاسخ

عزیزم چرا فکر نمی‌کنید از محبت و علاقه زیاد به بچه ات هست که دست رد بهش نمیزنه و تحت هر شرایطی باز داره بغلش میکنه ؟ بچه ها هر چی سنگین تر میشن سخت تره بغل کردنشون و قطعا ایشون هم اذیت میشه .
صادقانه و با لحن خوب ،بگو مامان من خیلی نگرانم آراد بغل شماست یوقت یهو خودش و بندازه روی قابلمه خدایی نکرده هم خودش هم شما آسیب ببینید. بعد بگو به نظرتون چطور این عادت و از سرش بندازییییممم؟

چه خوشبختم بی مادرشوهرم

سر بچت از هیچکس خجالت نکشو حرفتو بزن ،خدایی نکرده فردا اتفاقی برا بچت بیوفته نمیگه ک من بچه رو بد عادت کردم اومد بغلم اینطوری شد ،میگه مادر عرضه نداشت بچه رو نگهداره
از منی ک چندتا بلا از سر گرروندمو فهمیدم مواقع سختی هیشکی دلسوزو همراه ادم نیست اینو یادت باشه
بچم دستش باذغال سوخت فقط من و شوهرم عذاب کشیدبم ،بقیه ی ساعت جلزو ولز میکردن ی ساعت دل میسوزوندن براش ،بعدش پی حال خودشون بودن

خب زیاد نرو پیششون

با احترام بهش تذکر بده

وقتی پسرت بهش میگه بغلم کن

بگو بیا پسرم اب داغه تو اشپزخونه خطرناکه مامانجون کارش تموم بشه میاد بغلت میکنه

خب بهش بگو اونجوری میکنی خطر داره آب داغ شوخی بردار نیست تازه بچه بد عادت میشه که شده

روراست باش بهش بگو میترسی

خوب رفت آمد خودت رو کم کن

سوال های مرتبط

مامان نیلا مامان نیلا ۱ سالگی
خانما دارم از حرص میترکم بیاین درد و دل
ما دیشب خونه مادرشوهرم بودیم خواهرشوهرم ایناهم اونجا بودن بعد دخترش سه سال شه ولی اندازه ی آدم ۱۸ساله میفهمه انقد پررو و خودخواه و نحسه ک نگم یعنی همه جی باید مال اون باشه
دیشب هم دخترم هرجا میرفت انقد جیغ میزد سرش داد میزد ک اونجا نشین اینجا نیا ب اون دست نزن دختر منم انقد دوسش داره فقط می‌خواد باهاش بازی کنه همش نازش می‌کرد هرچی برمیداشت میگفت مال منه دست نزن انقد جیغ میزد ک بچم فقط میترسید و گریه می‌کرد منم اعصابم خیلیییی خورد بود باز مامانش یکم دعواش می‌کرد ولی مادرشوهرم ک هییییج همش میگفت اشکال نداره اشکال ندارررره بچه س
منم اینو ک نمیگفت دلم میخواس خفه ش کنم
اخه پسر جاریم ۴سالشع اگه این دخترو بزنه ی شری میندازن ک نگوووو تو بزرگ تری تو مردی کار اشتباهی کردی برو بوسش کن بگو ببخشید
ولی حالا ک بچه منو اذیت میکنه و گریه ش میندازه ب اون حرفی نیس بچه س
ب شوهرمم میگم ب مامانت بگو خیلی هم اشکال داره اگه بچه اونا عزیزه واس منم برای خودم عزیزه
هی میگه ول کن بابا
گفتم انقد ساکت بودم همه دارن سواستفاذه میکنن
منم همش ب بچه‌خواهرشوهرم میگفتم داد نزن میترسه ولی نفهم گوش نمیداد اخه نمیدونین ‌ک چ‌داد‌هایی میزد الانم دخترم بخاطر این ترسو شده کلا از قبل چون همیشه کارش بوده
الان میخوام ب شوهرم بگم اگه نری ب مامانت بگی ک ما ناراحت شدیم و دفعه آخرش بوده ک سر بچه من داد میزده وگرنه ن من ن تو
خوبه؟ بنظر شما حق با کیه
اونوقت میاد خونه ما کل وسیله های بچه مو میریزه وسط اتاق بازی میکنه حتی چند تاس هم خراب کرده نتونستم چیزی بگم
خیلی رو مخه
ی چی میگم ی چی میشنوین 🤦🏻‍♀️😑
فرزند پروری زایمان شیر خشک