۷ پاسخ

من که اینقدر از دست فضولی های یاسین کلافه ام بیرونم میریم اینقدر اذیت میکنه پشیمون میشم بخدا
دلم لک زده واسه این که یکساعت برم روضه

من ۶ عصر میزنم بیرون فاطمه رو میبرم پارک قبلترش از گرما جایی نمیشه رفت

میریم بیرون نمیشه که خونه موند ،
ولی امروز اعصابم بابت غذا نخوردن پسری خراب بود دیگه حوصله نداشتم ببرمش پارک

پسرمن آهنگ عمو امید میذاره میگه برقصیم باز کارتن نگاه میکنه..باز میره بازی میکنه با ماشین و اسباب بازی .میره تو حیاط یکم..منم این فاصله غذا درست میکنم.ولی بازم حوصلم سر میره.🫢

منکه میرم بیرون باپسرم میرم خونه فامیلا تو خونه باشم دیوونه میشم 😂

والا منکه هروز تا سه شنبه ها کلاس قنادی میرم بعدش انقد سروکله با پارسین میزنم شب مث جنازه میوفتم😂

ماکه امروز پارک بودیم

سوال های مرتبط