۷ پاسخ

منو همسرمم ازوقتی زایمان کردم خیلی ازهم دو شدیم حتی رابطه هم نداریم خیلی دیر دیر سمتم میاد عصبی هستم ناراحتم افسردم یوقتایی ازخودم بدم میاد همش درگیر بچمم وقت نمیکنم ب خودم برسم منی ک قبل زایمان مدل ب مدل میپوشیدم میچرخیدم الان اصلا برام مهم نیس. تنها نیستی ماهم وضعمون همینه

ياخدا اين حاملگي و زايمان چه كرد با ما دقيقا منم همين بدبختي رو دارم

کاملا درکت میکنم عزیزم ، منم خیلی عصبی بودم الان دارم یکم بهتر میشم بی خوابی وخستگی و درگیر بچه بودن واقعا خیلی سخته اگر طرف مقابل هم درک نکنه دیگه سخت ترم میشه متاسفانه اکثر مردای ایرانی همینن
من و همسرمم خیلی خیلی از هم دور شدیم
نمیدونم درست میشه یا همینجوری میمونه و یا بدتر میشه

همه اینا خیلی طبیعیه منم این دوره رو گذروندم کم کم حال روحیت عوض میشه سعی کن خودتو شاد کنی بیرون بری آشپزی کنی آهنگ بزاری با بچه ات وقت بگذرون رابطتتو با شوهرت بهتر کن همه چیز بهتر میشه و اینکه کلان شوهرا همیشه همینجورین درک اینو ندارن که تو حالت بده تو باید حال خودتو خوب کنی منم شرایطم خیلی بد بود ولی الان حالم خوبه چون خودمو سرگرم کردم با بچه ام

طبیعیه بشین علمی توضیح بده از نظر هورمونی ثبات نداری و رو رفتارت اثر گذاشته برا هرکسی تاثیرش میتونه متفاوت یا کم و زیاد باشه
برا سرد شدن هم سعی کن رابطه جنسی منظم داشته باشید
کم کم خوب میشه
مردا عدم داشتن رابطه جنسی عصبیشون میکنه گیرای بیخود میدن

عزیزم این حس کاملا طبیعیه منم اینجوری بودم خیلی عصبی و کلافه و همسرم هم ناراحت میشد ولی ولی کم کم دارم خودمو کنترل میکنم سعی کن درستش کنی البته با همسرت صحبت کن بگو درکت کنه

کم کم اذیت بچه ت کم میشه رابطه تون درست میشه تو هم اعصابت اروم تر میشه حتما قرص اهن مصرف کن کم خونی خیلی ادم عصبی میکنه ..نگران نباش ب مرور همه چی درست میشه

سوال های مرتبط

مامان کوچولو بچه👼 مامان کوچولو بچه👼 ۷ ماهگی
من کسیو ندارم راجب این موضوع باهاش صحبت کنم خواستم با شما درد و دل کنم❌




تا قبل اینکه بچه دار بشم شوهرم رفتارش خیلی بهتر بود نمی‌دونم من حساس تر شدم یا واقعا اینجوریه میدونم قبلا هم شنیدم بچه باعث سردی رابطه میشه ولی واقعا تحملش سخته خیلی دوست دارم رابطمون بازم مثل قبلنا باشه من خودم خیلی خسته میشم بی خواب میشم ولی اون با اینکه شبا بیدار نمیمونه خسته تر از منه همش میخوابه انگار زیاد دلش نمیخواد باهام وقت بگذرونه قبل اینکه بچه دار بشیم اگه یه شب بغلم نمیکرد خوابش نمیبرد ولی الان کلا جدا میخوابیم من چون بارداری سختی داشتم استراحت مطلق بودم ۹ماه موندم خونه بابام حس می‌کنم به این وضع عادت کرده به جدا خوابیدن نمیگم دوسم نداره داره هم منو هم بچمونو ولی رفتارش رو مخم هست خیلی معذرت میخوام من خودم یه مدته هات شدم ولی میلش کم هست نسبت به من درحالی که قبلا زیاد اینجوری نبود رابطه زود زود داشتیم نمی‌دونم چیکار کنم اونو درست کنم یا خودمو عوض کنم ولی منم هی تو دلم ناراحت میشم سرد میشم
اینم بگم قبلا با لحن بچگونه و با ناز باهاش حرف میزدم اونم خوشش میومد ولی از وقتی بچه دار شدیم احساس می‌کنم حس میکنه بزرگ شدیم دیگ اونجوری رفتار نمیکنه این یهویی همه چی عوض شدن آزارم میده