سلام مامانا بالاخره امروز هم رسید و پسرم رو با کلی استرس و گریه بردیم ختنه کردیم
من که همراهش نرفتم داخل همسرم رفت
و اول ک شربت گف برو بخر خواب آور بود
بعدش ک گیج شد گف برو داخل امپول بی حسیش رو بزنه
خیلی کم گریه کرد ک اینم شوهرم گف ساکت بود یهو پستونکش افتاده گریه کرده ...
برای ختنه هم گفت اصلا گریه نکرده و قبلی که دکتر عملش رو انجام بده یه دارو بهش دادن که برای اون خوردن اون دارو بد قلقی کرد یکم
خلاصه موقع ختنه اذیت نشد الهی شکرررر🥺🥺خیلی گریه کردم پشت در واقعا ...
و از همون موقعی ک از دکتر در اومدیم روز اول هر ۲۰ دقیقه یبار داروی بی حسی با سرنگ دو قطره باید بریزی روی زخمش که اصلا درد متوجه نشه تا امشب ساعت ۱۲ باید بریزم من که زخمش خشک بشه
برای شستشو هم گف فکر کن اصلا ختنه نکردی همچین روال عادی پیش برو هیچ مشکلی نداره برای ادرار اولیش هم یذره خیلی کم گریه ریز کرد فقط بی حسی رو باید حتما سر ساعت ریخت وگرنه گریه جیغ مانند دوبار کرده که دلم ریش شده🥺😔
و خداروشکر تا الان که خوب بوده پسرم انشالا بعدشم راحت باشه واسش🥺🥲
کاش اصلا ختنه وجود نداشت پسرامون اذیت نمیشدن🥲🥺

۲ پاسخ

یچیزیم بگم بهتون حتما بچه رو تو سن کم ختنه کنید حتما حتما اذیت نمیشن و راحت تره پسرای بزرگتر از اهورا بودن خیلی اذیت شدن و گریه شدید میکردن🥲🥲

اسم داروی بی حسی چیه که استفاده میکنی چیه ؟
حلقه یا بخیه بود ؟؟؟؟

سوال های مرتبط

مامان آرن مامان آرن ۵ ماهگی
تجربه من از ختنه پسرم به روش حلقه ⭕ پارت ۲
بعد از اینکه بی حسی اثر کرد؛ دکتر برگشت برای شروع ختنه. از قبل با اینکه میدونستم اجازه نمیدن اما میخواستم با اصرار پیش پسرم بمونم. اما وقتی دکتر نشست که شروع کنه دیدم اصلا دلش رو ندارم 🥲 با همسرم پشت در منتظر موندیم و کلا ختنه کردنش هم ۵ دقیقه طول کشید که پسر من دو دقیقه آخرش رو حسابی و از ته دل گریه کرد 🥲 دیگه کم مونده بود منم گریه کنم که در رو باز کردن و گفتن بیا بغلش کن. سریع ادامه شیر رو دادم و پسرمم سریع تمومش کرد 😁 به همسرم گفتم توی اون یکی شیشه شیرش یکم شیرخشک براش درست کنه چون حسابی بی تابی میکرد و فقط شیر آرومش میکرد. حتی پستونک هم نمیگرفت. تا یک ساعت و نیم بعد از ختنه گاهی حسابی گریه میکرد و گاهی آروم بود تا اینکه خوابش برد. بهمون گفته بودن ۴ ساعت بعد بهش استامینوفن بدین اما من همین که رسیدم خونه بهش پاراکید دادم. بعد از اینکه بیدار شد انگار خیلی سرحال تر بود و کم کم داشت به روال قبل برمیگشت. ساعت ۱۱ (دیرتر از شبای قبل چون مادربزرگا و پدربزرگاش اومده بودن دیدنش) استارت خوابوندنش رو زدم و خیلی هم راحت خوابید و تا صبح طبق معمول دو بار برای شیر بیدار شد. امروز هم خداروشکر انگااار نه انگار که بچم ختنه شده. مثل روز های دیگه سرحاله 😍
مراقبت هایی که دکترش گفت انجام بدم: با اولین جیش پانسمانش رو باز کنم و محافظ ختنش رو تا افتادن حلقه بزارم. پوشک سایز بزرگتر ببندم و در روز سه بار پمادش رو بزنم. حمام و شست و شو اوکیه و منع نداره اما بتادین و الکل ممنوعه. ۱۰ روز بعد هم برای معاینه ببرمش.
الان حداقل خوشحالم که این پروژه هم تموم شد و به خیر گذشت اما اون یک ساعت و نیم اول واقعا کمر منو شکوند 🥲