۹ پاسخ

ببین منم آنقدر از دست شوهرم و خانواده بی همه چیزش کشیدم که دیگه اعصاب برام نمونده، همش سر بچه ام داد میزنم و دعواش میکنم و همش تو داد و بیداد و دعوا هستیم ، تو رو خدا به منم یاد بده، چطوری تمرین می‌کنی ؟

عزیزم مگه چقدر اختلاف وزن دارن ؟

خب معلومه اونی ک ورجه وورجه کنه بیشتر کالری میسوزونه

اگه شوهرم و خانواده بی شرف تر ازخودش بزارن اعصاب برام بمونه دیگه سرطفلک معصومم دادنمیزنم

عزیزم می تونم نظر شخصی م رو بگم. من اگر دوتا بچه داشتم و جایی می رفتم که بین بچه هام فرق می ذاشتن، دیگه نمی رفتم.‌ فک نکن بچه کوچیکه متوجه نمی شه، اتفاقا خوب متوجه می شن. اعتماد به نفس بچه ای که کمتر بهش توجه می شه رو نکشید لطفا. خیلی سختتونه نرید، پس برید ولی قبلش باهاشون صحبت کنید. قشنگ بودن و تپل بودن نمی شه دلیل توجه. شاید قل لاغرتر توانایی ها و استعدادهای داره که اون یکی نداره. همین که می گی قل تپلم تنبل تره، نشونه اینه مهارت های حرکتی قل لاغر بیشتره. هم خودتون توجه کنید هم به دیگران این طرز توجه رو‌گوش زد کنید. چون دیدم تاپیک زدید یه قل رو می برم گفتار درمان. اعتماد به نفس بزرگترین چیزیه که ما می تونیم برا بچه هامون یادگار بذاریم. البته شاید من از تاپیک هاتون این حس تبعیض رو گرفتم و در واقعیت این طور نباشه

جواب دیگه ای ندادی؟ فقط تو دلت دعا کردی؟!

آفرین چطور تمرین صبر کردی ب منم بگو

من آدم صبوری بودم اما الان فک میکنم نیستم داد میزنم عصبی میشم برا بچه

میگفتی والا هرکی میبینه میگه چقدر شبیه عمش حالا خداکنه بزرگ شد مثل عمش سربه هوا نشه

بهش میگفتی پس اون قل رو بقال سرکوچه تربیت کرده؟!

به منمممممم یاد بده

سوال های مرتبط

مامان دوتاتوت فرنگی🍓 مامان دوتاتوت فرنگی🍓 ۲ سالگی
سلام خانوما
بچه های من دختر و پسرن...شدیدا به همسرم وابسته هستند..نمی‌دونم شاید همش سرکار هست برا همین یا هرچی.....اما من واقعا اذیت میشم....مثلا میشه روزی که کلا نیست فرداش عصر یا شب میاد ....وقتی خونه هست همش بهونه می‌گیرند گریه میکنند حتی یه دستشویی هم می‌ره میرن وای میسن دم در دسشویی گریه میکنند خذمی میرم طرفشون منو پس میزنند ...وقتی بچه هارو میخوابونیم اون باشه بعد خواب بچه ها بره باشگاه یا بیرون
.اینا بیدار میشن مخصوصا پسرم یه سر گریه می‌کنه امروز حتی با من دسشویی هم نیومد پسرم از صبح هم نرفته بود دسشویی هرچی گفتم نیومد باهام دسشویی..همش گریه میکرد می‌گفت بابا بیاد منو ببره...بعضی وقتا واقعا کلافه میشم گریه میکنم پیششون میگم‌ مامان مگه من مردم گریه می‌کنی خب من مامانتم...پیشتم....نمی‌دونید چقدر غصه میخورم اینحوری میکنند با منم‌ اروم‌نمیشن....حالا باباشون دوروز بود سرکار بود اصلا خونه نبود...یا پنج روز منو بچه هارو کذشات خونه مامانم بخاطر اسباب کشی بخاطر این اخلاق بچه ها که بیاد خونه نمیذارن از خونه بره بیرون اصلا نیومد بچه هارو ببینه فقط بهم می‌گفت دلم برا بچه ها تنگه...از این ورم‌ میخواد مارو بذاره پیش خونوادش یه شهرستان دور یک ماه و خودش برگرده...میگه پدرومادرم هم حق دارن بچه هارو ببینن...من نمی‌دونم این پدر واقعا این ارزش رو داره بچه ها بخاژرش هق هق کنند...منی که سه سال از کارم از درسم از جایگاه شغلی م‌ از زیباییم گذشتم آنقدر برا بچه هام ارزش ندارم که اون داره...لطفا ارومم‌کنید ....😭😭
مامان مهراد👶🏻❤️ مامان مهراد👶🏻❤️ ۲ سالگی
دیشب رفتیم پارک خلوت بود یه خانواده اومده بودن دو سه تا بچه کوچیک داشتن دو تا سرسره بغل هم بود یکیشو یکی از بچه ها گرفته بود یکیشم داداشش گرفته بود که نذارن پسر من بره .مامانشونم نشسته بود نگاه میکرد .گفتم خاله بیا پایین بذار بقیه بچه هام بازی کنن گفت نه این سرسره مال منه اونم مال داداشمه.یهو حرصم گرفت گفتم نمیشه که سرسره ها مال همست همه باید بازی کنن بیا پایین ازونورم دست پسرمو گرفتم که بیادش پایین .بعد دختره اومد پایین گریه کرد و دویید رفت پیش مامانش ،مامانشم گفت خاله درست میگه همه باید بازی کنن .گذشت و اومدم نشستم وکلی هم حرص خوردم و از فرهنگشون نالیدم که چرا مامانه هیچی به بچش نمیگه و فقط نگاه میکنه و … بعد از دور داشتم نگاهشون میکردم که بچه هاش همش تو سرو کله هم میزدن و به شدت اذیت میکردن و یک خواهر معلول هم داشتن که نشسته بود و نگاه میکرد.به نظر خانواده ساده ای میومدن تو دلم خیلی پشیمون شدم از حرفی که زده بودم .با خودم گفتم حتما از فشار و گرفتاری زیاد اومدن پارک چند دیقه ای از مشکلات دور باشن کاش اونطوری نمیگفتم .چند دیقه بعد اومد پیش شیر اب پسر منم پیش شیر ایستاده بود و اشاره میکرد به شیر اب .خانمه شروع کرد به قربون صدقه پسرم رفتن و بهش گفت چی میخوای عزیز دلم و… یهو بهش گفتم تروخدا ببخشید به بچه ها اونطوری گفتم خیلی ناراحتم که اونجوری گفتم و ازونطرفم اون شروع کرد به عذرخواهی که ببخشید بچه ها اذیت کردن و میارمشون بیرون ابرومو میبرن و ازین حرفا..گفتم نه اینجوری نگو بچن و خلاصه هم من عذرخواهی کردم و هم اون خانمنتیجه گرفتم که هیچوقت زود ادمارو قضاوت نکنم و دوم اینکه تو بازی بچه ها ورود نکنم 🥲خیلی خانم مهربونی بود..
مامان آرین و عرشیا مامان آرین و عرشیا ۳ سالگی
سلام عیدتون مبارک...من پسرمو دو هفته س از پوشک گرفتم....یعنی روز بدون پوشکه فقط مهمونی و شب پوشکش میکنم....الآنم سه روز خونه مادر شوهرم بودم به شوهرم گفتم اونجا پوشکش نمیکنم....واسه از پوشک گرفتن یه سری تجربه بدست آوردم که انشاالله برا پسر دومم دیگه اذیت نمیشم
اینکه برچسب خیلی تاثیر داره و بچه رو ترغیب می‌کنه که جیشش رو بگه....رنگ انگشتی هم من شنیدم خوبه
اینکه بچه ممکنه خطا داشته باشه و جیش یا پی پی ش بریزه تو شلوارش که به قول دختر خاله م طبیعیه بچه دوسال تو پوشکش دستشویی می‌کرده حالا نمیشه یهو بگی جیش نکن
بچه اگه تو شلوارش دستشویی کرد اصلا دعواش نکنیم
بیشتر بچه ها ممکنه شورت آموزشی نپوشن که بجاش من شورت عینکی پاش میکردم که اصلا دستشویی ش نمیریخت رو فرش که کثیف بشه
تشویق و دادن جایزه خیلی تاثیر داره مثلاً من همش به پسرم میگم تو قهرمانی که جیشت رو میگی اون روز جلوی دختر عمه ش گفت مریم جیش دارم بعدش هم که اومد از دستشوی بلند گفت من تو دستشویی جیش کردم
بماند به یادگار از تجربه از پوشک گرفتن