۵ پاسخ

یه وقتایی ازجای دیگ پریم و زورمون ب هیچکس نمیرسه جز این طفله معصوما
منم هربار ک داد میزنم یا دعواش میکنم عذاب وجدان دیوونم میکنه...

آدمیم دیگه... گاهی صبرمون لبریز میشه. نباید بشه ها ولی خب میشه 😓 اکثرا شبیه همیم... تو این راه تنها نیستی

ببین یه چند روز بود منم الکی داد میزدم چند بارم زدم .بعدش به خودم قول دادم صدامو تحت هیچ شرایطی مگر دیگه خودم دلم داشت میترکید هشدار خطر بدم بالا نبرم و اینکه اگر ببینم مشکلی واقعا پیش نمیاد با خودم مگه روانیم مگه .ببین بخدا این جمله واسم معجزه کرد عر موقع خواستم عصبانی بشم تو دلم گفتم روانیم مگه .با خودت حین اعصاب خوردی تکرار کن اروم میشی.

دقیقا منممممممم

مادریم دیگه کل روز با بچه سر و کله می‌زنیم اعصاب برامون نمی‌مونه خودت سرزنش نکن عزیزم تو فکر جبران باش که دیگه تکرار نکنی سعی کن کمتر با خودت وقت بگذرونه ببرش بیرون با بچه بازی کنه

سوال های مرتبط

مامان مهرسا مامان مهرسا ۲ سالگی
مامانا شما بودید چه عکس العملی نشون میدادید
خواستم برم دستشویی دخترم جیغ و داد که باهات میام شوهرمم خواب بود
حمام و دستشویی مون یکیه
اگه تنهاش میذاشتم و میرفتم میدونم که کلی کارای خطرناک میکرد ناچارا بردمش و گذاشتم تو حموم گفتم بازی کن و پشتت به من کن
یه کم با شیر حموم ور رفت یه دفعه وقتی که من مشغول شستن خودم شدم و دیگه عذر میخوام دستم کثیف بود شروع کرد تمام اشیای توی حموم و دستشویی رو میزد تو سرم و میخندید
منم کاری ازم برنمیومد داد زدم و ازش میگرفتم و میخواستم ادامه بدم یه دفعه مثلا صندلی حموم میزد تو سرم
ناچارا طوری که دستم بهش نخوره به کمک آرنج با بدبختی از دسشویی بردمش بیرون برگشتم ادامه کارم دیدم عروسکش اورد پرت کرد تو دسشویی
در رو بستم دستم بشورم دیدم از نرده همه چی رو پرت کرد پایین و آشغال دونی رو انداخت زمین و درش باز شد
منم دستم شستم با یه حالت جنون آمیزی زدمش از عصبانیت داشتم منفجر میشدم عروسکش که خیلی دوست داشت پرت کردم
چند بار دیگه از لج کارای این مدلی میکرد و من میزدمش اونم فقط میخندید و گاهی به کم گریه میکرد
آخرش دیگه بی خیال شدم و فقط باهاش قهر کردم
الانم از اینکه زدمش از عذاب وجدان دارم میمیرم