دقیقا روی همین فرش و موکت ها بود که با دامن سفید و پفی اکلیلی قدم گذاشتم...👰🏻‍♀️

نمیدونستم چیا در انتظارمه
غم و شادی ها یکی پس از دیگری گذشت
الانم وضع همونه
سختیا یقه آدمو ول نمیکنن😬
اما الان مهم یچیز دیگه اس
یه نور امید خزنده موجوده که با هر بار دیدنش و درحالی که میخوای موهات رو از دستش بکنی(که البته خودش زحمتش رو میکشه)😂🤌🏻 ولی از ته ته دلت باهاش میخندی انگار که همه چیز قشنگه

انگار که همه چی بوی نی‌نی میده
وقتی براش نرده بوم میشی و ازت میگیره تا بهتر وایسه
وقتی باهاش یسری شعر نامفهوم رو همخوانی میکنی انگار به بهترین ادبیات جهان مسلط شدی😎
وقتی اون هر دقیقه با پرتاب هر چیزی درحال امتحان جاذبه زمینه تو قوانین فیزیک برات مرور میشه و همچنان فرهیخته باقی میمونی🥸

وقتی با بی ربط ترین چیزهای دنیا آنچنان مشغول و پر از ذوق میشه که به یاد اسباب بازی های رها شده بیچاره میفتی🧸

وقتی کلی زمان میذاری غذا میپزی اما ممکنه روی قاشق به نشانه اعتراض تف کنه و هیچی نخوره😆

تو دقیقا جا پای ردپای خوشبختی گذاشتی
تو بهترین جای تاریخی
موقعی میاد که اون منتظر نیست مدام دستش رو بلند کنه تا تو فقط بغلش کنی یا از دور نگاهت کنه تا با کوچکترین لبخندت قهقهه بزنه🫠

در نهایت؛
با کودکیت عشق می‌کنم مامان جون
ماهگردت مبارک🥹❤️

#زمزمه_مادرانه

@halee_khob

تصویر
۱۲ پاسخ

واقعا کیف کردم از خوندنش تمام لحظات زندگی جلو چشمم رژه رفتن وشادیهای دختر کوچولوم نمایان تر شدن.خدارو شکر واسه این هدایای بینظیر و خونه گرم.
ازت ممنونم ک یاد اور اینابودی😘😘😘😘😘❤

آفرین تو نویسنده کی هستی...نمی‌دونم چرا افتادم یادی جودی

به به چقدر زیبا بانو😍😍واقعا با تک تک کلماتت حس خوبی پیدا کردم .همین حس خوب شمارا منم الان بعد از اینکه دوباره بعد ۱۱ سال مادر شدم دقیقا حس میکنم وخداراهزاران بار شکر😍😍ماهگرد گل نینیت هم مبارکاباشه بانو😍

به دلم نشست بدجور🥰

چه قدر به دلم نشست
و مرور خاطره شد❤️😍
پسر منم کپ همین موتور رو داره

چقدر زیبا بود. ممنونم که انقدر وقت گذاشتی و این متنو برا ماها به اشتراک گذاشتی🥹🥰

چقدر حرفاتون به دل میشینه🥲♥️

عکس پسر خودته؟

ای جانم چه متن زیبایی کیف کردم

ای جونم ماهگردت مبارک کوچولوی ناز خیلی مامان با صفایی داری

طبیعیه که من بغضی شدم؟🥲

چقددددمتن قشنگی بودکیف کردم ایول❤️❤️

سوال های مرتبط

مامان سام مامان سام ۱۵ ماهگی
سامِ من...
الان خوابی، و من دوباره نشستم کنار تختت، زل زدم به صورت آرومت و دارم با خودم فکر می‌کنم...
چطور این‌همه زود گذشت؟
هفت ماه... فقط هفت ماه، ولی برام به اندازه‌ی یه عمر خاطره و عشق گذشته.

یادمه اون روزای اول، هر صدای کوچیکی ازت منو می‌ترسوند،
ولی حالا، صدای خنده‌ت شده قشنگ‌ترین موسیقی دنیا برای من.
یادمه اون دستای کوچولوت به سختی می‌تونستن انگشتامو بگیرن،
ولی حالا با همون دستا دنیا رو کشف می‌کنی، و من فقط نگاهت می‌کنم و بغضمو قورت می‌دم.

دارم یاد می‌گیرم که "بزرگ شدنِ تو" یعنی "گذشتنِ من از لحظه‌هایی که دلم نمی‌خواست تموم شن"...
هر روز یه‌کم از نوزادی‌ت دور می‌شی و من هر روز یه‌کم بیشتر عاشق اون پسربچه‌ای می‌شم که داری می‌شی 💫

سامِ من، تو خوابیدی، ولی دلم با دیدن هر نفسِ آرومت پر از حرف می‌شه...
می‌خوام بدونی، حتی وقتی بزرگ شدی، حتی وقتی رفتی دنبال دنیای خودت،
یه گوشه‌ی دلِ من همیشه همون مامانی می‌مونه که نصف شب بشینه کنارت، موهات رو نوازش کنه و زیر لب بگه:
«بخواب پسرم... فقط بخواب، که تا همیشه دوستت دارم» 🤍


●ساعت۰۱:۴۰
●وقتی که خواب بودی تو بغلم
مامان هاکان👼🏻🩵 مامان هاکان👼🏻🩵 ۱ سالگی
هاکانِ مامان…
۸ ماهه شدی. ۸ ماهه که دنیای منو زیر و رو کردی، قلبمو گرفتی و گذاشتی کف دستت.
از روزی که صدای نفس‌هات رو شنیدم، دیگه هیچ چیزی توی دنیا برام مثل قبل نشد.
من با تو یاد گرفتم مادر بودن یعنی چی. یاد گرفتم چجوری بی‌خوابی بکشم، اما با یه لبخند کوچولوت همه خستگیامو فراموش کنم.

هاکانم…
وقتی دستای کوچولوتو دور انگشتم حلقه می‌کنی، وقتی سرتو می‌ذاری روی سینه‌م و آروم می‌گیری، دلم می‌لرزه از این همه عشق.
گاهی که خوابی، فقط نگاهت می‌کنم و بی‌صدا اشک می‌ریزم. از ترس روزایی که شاید نتونم همیشه محافظتت کنم… از عشق زیادی که قلبم جا نداره براش…

پسر نازنینم…
اگه بدونی مامان چقدر برات آرزو داره…
آرزوی سالم بودن، قوی بودن، خوشبخت بودن…
آرزوی اینکه یه مرد مهربون، باوقار و عزیز بشی…
که دلت هیچ‌وقت نشکنه، که هیچ‌وقت احساس تنهایی نکنی.

هاکانم، تو دلیل زنده‌بودن منی.
اگه هزار بار دیگه هم به دنیا می‌اومدم، بازم آرزو می‌کردم مامان تو باشم.
با همه سختیا، با همه گریه‌ها، با همه شب‌بیداریا…
بازم می‌گم: “خدایا شکرت که هاکانو بهم دادی.”

دوستت دارم بیشتر از نفس کشیدن، بیشتر از هر چیزی توی دنیا.
مامانِ دیوونه‌ت، همیشه پناهت می‌مونه… تا آخر دنیا.
مامان فاطمه نورا🦢🦋 مامان فاطمه نورا🦢🦋 ۱۱ ماهگی
نه ماهه شدی عشقِ جونِ مامان…🥹💗
نه ماهه که نفس‌هام بوی تو رو گرفته،
نه ماهه که قلبم با هر خنده‌ت هزار تیکه آب میشه و دوباره فقط به اسم تو می‌تپه…🌸🕊️
دخترِ نازِ مامان،
تو اومدی و دنیا یه دفعه مهربون‌تر شد،
صبح‌هام روشن‌تر، شب‌هام آروم‌تر،
و من فهمیدم عشق یعنی قدِ یه قلب کوچولو که توی بغل جا میشه ولی یه دنیا احساس داره… 👧🏻🤍
نه ماهه که با یه نگاهت دلم می‌لرزه،
با یه اخمت نگران میشم،
و با یه لبخندت حاضرم همه‌ی دنیا رو بغل کنم…😍💖
الهی قربون اون دستای کوچولوت برم که قشنگ ترین مینیاتوری دنیایی♥️✨
قربون چشمات که قصه‌ی بهشتو بلدن،
قربون نفس کشیدنت که معنی زندگی منه…💞🦢
🎀دخترم،
تو معجزه‌ای که من هر روز بغلش می‌کنم،
فرشته‌ای که خدا گذاشت توی آغوشم تا بفهمم عشق یعنی چی… 🌸💗
تا همیشه مالِ من بمون،
مالِ قلبی که با اسم تو می‌تپه…
مامانت عاشقته تا بی‌نهایت و هفت دنیا بیشتر!..🤍♾️🌷
بمونه به یادگار: ۱۴۰۵/۰۲/۲۲ 🎀🌿✨