۷ پاسخ

مگه کارتون چیه؟. اگه واجب نبود کاش میشستین نه خودتون نه بچه تون ایقد اذیت نمیشد

شغلت چیه ؟

نهایت بزار پیش مادربزرگش

نزار اینقدر وابسته بشه

چرا گریه میکنه

چرا اینجوری میشه عزیزم؟

بچه من اینجوری نیست فقط وقتای که پیششم خیلی بهم وابسته هست از حالا باهاش صحبت کردم که مهد میری اونجا بازی میکنی و کلی سرگرمی داری
دوسالم پرستار داشت با اونم کنار میومد امسال میره مهد خداروشکر ذوق و شوق داره
من فقط وقتای که میمودم از سرکار حتما براش چیزی می‌خریدم مثل جایزه که امروز خونه پیش پرستارش مونده منم یک جایزه مثل ژله یا چیزهای که دوست داشت میخریدم و خوشحال بود میگفت مامان برو مدرسه برام جایزه بیار شمام همین ترفند استفاده کن شاید موفق شدی

سلام پسر من اولا خیلی گریه میکرد مهد ک میخواستم بذارم تا اونجایی ک اضطراب جدایی گرفت،یکی از بچه های فامیل ک باهاش خوبه بعد از مدتی رفت همون مهد پسرم(منم دیگه از مهد برش داشتم دیدم گریه می‌کنه)یه روز اتفاقی از جلو مهد رد می‌شدیم گفتم بیا بریم پیش دوستت رفتیم اونجا چون اون بود و باهاش دوست بود بازی کردن و حالا عاشق مهده

آخی طفلک گناه داره واسه چی گریه میکنه

سوال های مرتبط

مامان پسری مامان پسری ۳ سالگی
مامانا خواهش میکنم راهنماییم کنید
کسی بوده بچش با رفتن به مهد پست رفت کرده باشه چطوری بگم پسرم تا چهار ماه قبل که مهد نمی‌رفت یه عالمه شعر بلد بود ...اعداد ، رنگ ها ، حیوانات ، میوه ها همشون رو به فارسی و انگلیسی بلد بود حتی شمارش رو یاد گرفته بود من خودم باهاش کار می‌کردم و خیلی علاقه به یادگیری داشت از چهار ماه پیش که رفت مهد خیلی لجباز و بد اخلاق شد خیلی بهونه گیر شد و هیچی هم یاد نگرفته چیزایی هم کع بلد بود ازش میپرسم یادش رفته یا جواب نمیده ...هر روز برای رفتم به مهد غر میزنه ولی میره روزی سه ساعت هم میمونه ولی تو خونه هیچی راجب مهد نمیگه اصلا اسم دوستاش رو نمیگه اسم مربی ها رو نمیگه یعنی نباید تو چهارماه دوست پیدا کنه؟ یا مربی هاش رو دوست داشته باشه یا چیزی یاد بگیره ؟ هیچی یاد نگرفته فقط اخلاقش بدتر شده حالا بحث یادگیری به کنار چون تنها بود من دوست داشتم دوست پیدا کنه تو جمع باشه ولی مثلا دو هفته مریض بود یبار سراغ مهد و دوستاش رو نگرفت