۶ پاسخ

به نظرم حیا دختر و پسر نداره پوشک و باید تا جای ممکن فقط تنهایی عوض کنی چ دختر چ پسر بعدم تا یه سنی چه اشکالی داره باباش بشوره ولی وقتی بزرگتر شد نیاز به یه سری مراعات کردنا داره و اموزش که مربوط به اعضای شخصیشه

تووباباش اشکالی نداره
باباشم تایه تایمی مثلاً تا۳الی ۴سالگی ولی بقیه رونه ازاول حیای بچه ریخته نشه

حمومم فقط باخودم یامامانم خیلی کم رفته باباباش اصلا

من باباش عوضش میکرد،میشستش تاوقتی کوچیک بود
الان که بزرگ شده جیشش روخودم میبرمش البته شده گاهی باباباش بیرون بوده مجبورشده باباش ببرتش دستشویی
ولی فقط باباش ومن اجازه داریم هیچکس اجازه نداره،ازهمون نوزادی جلوی هیچکسم حتی لباسشودرنمیاوردم چه برسه به پوشکش

من ب دخترم یاد دادم کلا لباسشو کجا عوض کنه و حمومم کلا خودمم میبرم خیلی ک کوچیک بود باباش پیش میومد ببره دستشویی ولی در کل دختر خیلی کاراش با مادره الانم ک ۱۱ سالشه دیگه عادی شده

مامانم میگفت دختر باید ببری تو پستو عوض کنی اگر دخترت نشون بدی انگارخودتو نشون دادی البته نه جلو باباش تا۳ سالگی بچه است به بعدنبینه نه دختر پدرو نه پدر دخترو البته دخترندارم حرفامادرموتجربه خواهرام منم ارزومه دختربیارم ببرمش اون پشت مشتا ازدست داداشاش عوضش کنم منم حساس ازالان گفتم دختر بیاد من صدتاشلوارباید داشته باشم یه ثانیه لخت نمونه حالا خدابده پی همه سختیا به جون خریدم فقط یه دخمل نازخدابهم بده

بحث اعتمادنیست بحث حیایی هست ک بین پدرودخترباشه من ازنوزادیم پیش شوهرم عوضش نمیکردم ویااون کلانگاه نمیکردبقیه ک اصلا حتی خودمم بچه شیرمیدادم اصلا جلوی بابام نمینداختم بیرون کلاآدم حساسیم سزارین بودم شیاف بایدمیزاشتم بازورخودم گذاشتم دوس نداشتم مامانم ببینتم ولی درکل حرکت قشنگی نیست ک پدر دخترشو بشوره دست به جای خصوصیش بزنع خیلی زشته

سوال های مرتبط

مامان امید زندگی مامان امید زندگی هفته هفدهم بارداری
خانوما سلام خوبین شده تو بارداری همون اوایل مثلا 10 یا 11 هفتگی کسی شما رو ببینه بگه دختر داری ولی دختر نباشه ،من هر کی میبینه از رو چهره میگه دختر داری قشنگ معلومه حتی مامان بزرگم گفت دختره ،برا شما هم پیش اومده اینجوری بشه ولی برعکسش بشه ،من شوهرم براش هیچ فرقی نمیکنه چی باشه فقط میگه سالم باشه منم همیشه دعا میکنم خدایا فقط سالم باشه ،ولی نمی‌دونم چرا اصلا از دختر خوشم نمیاد همیشه میگم خدایا ده تا هم بچه داشتم همه پسر بشه دختر نشه ،نمیدونم همش فکر میکنم دختر غم و غصه زیاد داره فردا ازدواج بکنه همش باید غصه بخورم براش معلوم نیست چی بشه سرنوشتش کلا از دختر داشتن وحشت دارم هر چی خدا بده شکر میکنم ولی واقعا من دلم دختر نمیخاد حتی فکر میکنم دختر بشه شاید دوسش نداشته باشم اصلا نمی‌دونم چرا اینطورم،راستش خانواده شوهرمم خانواده خوبی نیستن به شدت بیتربیتن و هر حرفی دهنشون بیاد میگن خیلی حرفای بدی میگن اصلا نمیخاد توی اون خانواده دختر بیارم احساس میکنم دخترم بی حیا میشه چشم و گوشش باز میشه پررو و بیتربیت میشه چون واقعا ازشون خوشم نمیاد حتی بچه های ده ساله با بزرگتر دهن به دهن می‌کنن میگم اگه پسر باشه بهتره همش ترس دارم دختر بشه چیکار کنم ،
مامان ملکاومهدیار مامان ملکاومهدیار هفته هشتم بارداری