۷ پاسخ

حالا هرچی من میگم این حرفها غریبه و... اصلا مثل یخ نگاه میکنه

ای نننننهههه خدا حفظش کنه میفهمم چه قندی تو دلتون آب شده آفرین به هردوتون

مگه چندوقتشه
خداحفظش کنه

ای خدا ماشالله بهش

خیلی عالی....آفرین به شما و گل پسرت

ای جونم باید تشویقش میکردی من تو اینجور مواقع تشویقش میکنم برا همین با اشتیاق گوش میده به حرفم

خدا حفظش کنه گل پسرر

سوال های مرتبط

مامان 💙راد💙 مامان 💙راد💙 ۳ سالگی
دیروز برای عصرونه با یه جمع خونوادگی دور هم بودیم
موقع خداحافظی
خانوم مسنّی که تویه جمع بودن دست رادو گرفتن و باهاش خداحافظی کردن و چندتا بوس از لباش کردن
من موقع بوسیدنشون چون فاصله‌ام چند قدمی بود دیر رسیدم
و دستشو گرفتمو از اون خانوم دورش کردم به آرومی
و خودم شروع کردم به خداحافظی و گفتم خیلی خوشحال شدم دیدمتون، امیدوارم بزودی ببینیمتون و خیلی خوشحالتر میشم دفعات بعد اگر رادو هر جا دید اینکارو باهاش نکنید چون ما گفتیم لب جای خصوصیت و هیچکس اجازه اینکارو باهات نداره.
فاصله گرفتم بدون اینکه به عکس العملشون توجه کنم با بقیه صحبت کردیمو رفتیم سوار ماشین‌ شدیم.
ظهر هم این تذکرو به پدرشوهرم داده بودم
چون هر موقع رادو میبینن گوششو میبوسن یا گاز میگیرن
و راد اینکارو اصلا دوست نداره، و همیشه کلی داد میزنه و بهشون میگه کار درستی نیست اما باز هم تکرار میکنند
هر بار همسرم به پدرشون میگفت مامانشون به طرفداری از پدر شوهرم
و اینبار دیگه من کلافه شدم
و گفتم اگر میاد سراغتون برای اینه که خیلی دوستتون داره
اما شما اجازه ندارین با رفتار اشتباه اونو از خودتون دور کنید
و رادو بغل کردم بردم پیش مادر شوهرم، کنارشون نشستم
اینجوری که مخاطب مامان همسرم باشه گفتم گوش ویروس و قارچ رو سریع میگیره
الان هم فصلشه و از طرفی بهداشت دهان رو خیلی‌ها رعایت نمی‌کنند
ما باید به بچه‌مون یاد بدیم که کار درست چیه
رفتار درست غریضی نیست که بدونه
خلاصه دیروز رو منبر بودم هر چقدر تلاش میکردم یسری رفتارها رو نادیده بگیرم
اما چون پایه راد وسط بود نمیتونستم
ما‌مانها عزیز مراقب باشید چون یکسری چشم پوشی‌ها اصلا به نفعه بچه‌تون نیست
و این چشم پوشی‌ها احترام گذاشتن نیست در واقع سهل انگاریه

😍😍✌🏼✌🏼✌🏼
مامان پسرم مامان پسرم ۳ سالگی
خوشحالم که رسالت مادری رو با آگاهی دادن به فرزندم ، به درستی پیش میبرم ...
داستان اینه که وقتی این شخصیت ( لبوبو) ترند شد و تمام دوستان و اطرافیان ما شروع به خریدش کردند، من خیلی غیر مستقیم و با بازی و داستان و ... به پسرم گفتم که داشتن این عروسک اصلا نیاز ما نیست و ما نباید فقط صرف اینکه دیگران چیزی رو دارند و ازش استفاده میکنند بخریم ، بهش یاد دادم چیزهای بسیار زیباتری وجود دارند که ما میتونیم وقت و هزینه مون رو صرف شون کنیم و ....
دیروز که دوستم براش این کراکس ها رو هدیه آورد، بهش گفت من لبوبو دوست ندارم و حتی حاضر نشد امتحانشون کنه ، دوستم شوکه شد و کمی هم دلخور ، چون فکر کرد پسرم کلا هدیه ش رو دوست نداره، وقتی عروسکهاشو کندم ، کراکس ها رو بغل کرد و دوستمو بوسید و حسابی ازش تشکر کرد و ...
تاجایی که بتونم میخوام از این مسیر ترند و دنباله روی و پیروی از مد و غیره دور نگهش دارم ،دوست دارم انتخاب کننده خودش باشه و پیرو و دنباله رو صرف نباشه