۹ پاسخ

شک نکن کاری ک کردی عالیه
من حتی میگم کسی حق نداره بهت دست بزنه
حتی کسی از فامیل هم بغلت خواست بکنه بوس کنه دوست نداشتی اصلا اجازه نده

پسر منم کاملااا همینه همه میگن چ لوسه و فلان ولی ب نظرم خوبه

خیلی هم عالیه
میشه لطف کنی اسم کتاب ها رو بگی

خیلیم عالی تواین دوره نبایدبچهابه کسی اعتمادکنن اونم توپارک

نه عزیزم زیاده روی نیست خوب کردید اینارو به گل پسرتون گفتید این دوره به کسی نمیشه اعتماد کرد.

خیلی خوبه زیاده روی نکردی

نه خیلی خوبه
از طرفی هم پسرت چقد حرف گوش میده خیلی خوبه

نه خیلی خوبه اینجوری.من یه بار تو پارک چن تا بچه رد میشدن خیلی شیرین بودن گفتم ماشا...
بعد یکیشون بدو بدو رفت به مامانش گفت
اون لحظه یکم یه جور شدم ولی گفتم خیلی خوبه اینجوری که بچه بره به بزرگترش بگه

چه خوب آفرین...نه خیلی خوبه...چه کتابی میشه معرفی کنی؟

سوال های مرتبط

مامان مهراد💕زندگیم مامان مهراد💕زندگیم ۳ سالگی
مامان رادمان و دختری مامان رادمان و دختری ۴ سالگی
درویش هر چی بنالد درویش تر میشد😭 از صب کلی گریه کردم و ناله ک رادمان تنهایی بازی نمیکنه ..... عصری دلم گرفته بود با رادمان رفتیم خونه داییم تو حیاطشون تاب داره از این تاب های آهنی من رو یکی نشسته بودم رادمانم با بچه اا بدو بدو نوه داییم رو اون یکی تاب بود و محکم تاب میخورد یهو نفهمیدم چیشد رادمان پرید جلو تاب. تاب خورد ب گوش و سرش وااای گریه کرررد بغلش کردم دیدم خون میاد دیگ فقطط دیوونه شدم اصلا نمیفهمیدم چیکار میکنم کلیی گریه رادمان رو بغل کردم از اینور ب اونور. همون موقع باباش اومد دنبالمون رفتیم بیمازستان. خونا از گوشش اومده بود لاله گوشش پاره شده بود ولی گفتن نیاز ب بخیه نداره . برا سرش هم ترسیدم گفتم ی عکس بگیریم دکترم بی توجه براش سی تی اسکن نوشت. رفتیم گرفنتیم . ب دکترم بردیم نشون دادیم دکتر جدید اومده بود شیفت اون قبلی تموم شده گفت چرا سی تی اسکن گرفتین؟؟ گفتم برا خاطر جمعی گفت میدونی چقد اشعه بهش وارد شده؟؟؟ گفتم من چ میدونستم دکتر نوشته براش😭😭 گفت نه وقتی هوشیار بوده نیاز ب عکس نبوده
الان باز برا اون عکس نگرانممم
خدایی ادم سگ بشه کمد بشه مادر نشه😔
مامان پسرم مامان پسرم ۳ سالگی
خوشحالم که رسالت مادری رو با آگاهی دادن به فرزندم ، به درستی پیش میبرم ...
داستان اینه که وقتی این شخصیت ( لبوبو) ترند شد و تمام دوستان و اطرافیان ما شروع به خریدش کردند، من خیلی غیر مستقیم و با بازی و داستان و ... به پسرم گفتم که داشتن این عروسک اصلا نیاز ما نیست و ما نباید فقط صرف اینکه دیگران چیزی رو دارند و ازش استفاده میکنند بخریم ، بهش یاد دادم چیزهای بسیار زیباتری وجود دارند که ما میتونیم وقت و هزینه مون رو صرف شون کنیم و ....
دیروز که دوستم براش این کراکس ها رو هدیه آورد، بهش گفت من لبوبو دوست ندارم و حتی حاضر نشد امتحانشون کنه ، دوستم شوکه شد و کمی هم دلخور ، چون فکر کرد پسرم کلا هدیه ش رو دوست نداره، وقتی عروسکهاشو کندم ، کراکس ها رو بغل کرد و دوستمو بوسید و حسابی ازش تشکر کرد و ...
تاجایی که بتونم میخوام از این مسیر ترند و دنباله روی و پیروی از مد و غیره دور نگهش دارم ،دوست دارم انتخاب کننده خودش باشه و پیرو و دنباله رو صرف نباشه