۲ پاسخ

اصلا ذهنتو درگیر این چیزا نکن. یعنی شکمش کوچیکه. مهم نیست این چیزا

چرته ب منم همینو گفتن

سوال های مرتبط

مامان اهورا مامان اهورا ۳ ماهگی
اوايل جن بود
اسفند ماه
رفتم انومالى
دكترسونوگرافی برام نوشت كه استخوان ران و دست دو هفته عقبه از رشد
رفتم دكتر خودم , شانس من همين كه صدام كرد رفتم تو , نزديك مطب رو زدن
همه مادرا ترسيدن
جيغ فرار گریه
كل مطب ريخت بهم
دکتر براى اينكه فقط منو از سرش باز كنه
سريع برگه رو دید گفت مشكلى نيست بايد آسپرين بخورى تاخون رسانى بشه بچه رشد كنه یه ماه اسپرين بخور
روزى دو تا
ماه ديكَه بيا برو سونوگرافی ببينيم جيشده
بهش گفتم باز الان برم سونوگرافی ببينيم درست بوده يانه؟؟ گفت نه نمى خواد هزينه الكى نكن
خلاصه بخاطر شرايط جنگی همسرم منو برد شهرستان پيش پدر مادرم یه ماهى رو اونجا بودم
دقيقا بعد سيزده بدر اومدم
۱۶فروردين رفتم دكتر سونوگرافی برای رشد
باز گفتن دو هفته ران و بازو عقبه سرش يه هفته جلوعه

رفتم دكتر خودم ديدم رفته خارج گفتن از ا فروردين رفته ارديبهشت مياد
رفتم يه دكتر دیگه گفت باز هفته آينده برو سونو بده
هفته آينده شد اول ارديبهشت
رفتم تهران بيمارستان بهمن
ميخواستم اونجا زايمان كنم
همه چی عالى بود از نظرم
كلى ذوق و شوق داشتيم
اصلا فكر نمى كرديم اينطورى بشه

بقیش پارت بعدیک
مامان زهرا زارعی مامان زهرا زارعی ۱۷ ماهگی