۶ پاسخ

یه نوع بیماری خودایمنی
علائمش تب طولانی. قرمزی چشم. زبون توت فرنگی. ورم مفاصل. بثورات پوستی
البته دانیال فقط تب داشت
ک باعث التهاب رگای قلب و کم خونی شدید میشه

پسر من یه مدت خیلی بی‌تابی می‌کرد و گریه میکرد. اون زمان یه هرازگاهی هم تب داشت ک برده بودم دکتر چندین بار میگفتن طوریش نیست
حتی تب هم نداشت گریه میکرد. نمیخوابید. غذا نمی‌خورد. منم دیگه عصبی میشدم گریه ک می‌کرد یکم با صدای بلند میگفتم بسه دیگه
تا فهمیدم کاوازاکی داره.
الان با این ک 6 ماه گذشته از اون روز یادم میاد ک بد برخورد کردم گریه ام میگیره میگم بچه ام زبون نداشت بگه درد داره اذیته من چرا داد زدم
از اون روز بهش نازک‌تر از گل نگفتم
شما هم سعی کنید آروم باشین. آرامش به بچه هم منتقل میشه

چون خودت خسته و بی حوصله ای عزیزم.. بچه ها هم‌حس میکنند و بهونه میگیرن
اگه میتونی یکم از کسی کمک بگیر یه کم واسه خودت وقت بزار حالت بهتر بشه

منم همینم انقدر ک‌بچم گریه و نق میزنه دعواش میکنم سرش داد زدم چند بار بعد تو عذاب وجدانش موندم ولی خب منم آدمم چقدر میتونم تحمل کنم ما ک ربات نیسیم

غصه نخور همه همینن
سرشبی از سینم جداش کردم رفتم گاز رو خاموش کنم پشت سرم گریه شد چنان ریسه ای رفت ک نفسش بند اومد انقد خودمو زدم ولی چ فایده نباید جداش میکردم یا حداقل باید با خودم میبردم
به هر میخام بگم تنها نیستی ک خسته و کلافه ای
خداقوت

پسرم منم شب و روز نق میزنه نمیدونم باز از دندونه چیه

سوال های مرتبط

مامان nini مامان nini ۱۴ ماهگی
همیشه دلم میخواست یکیو داشتم موقع حال بدیام میرفتم کنارش خودمو خالی میکردم اما نبود یوقتا میام خودمو اینجا خالی میکنم
یکساعته دارم گریه میکنم دخترم امروز خیلی اذیتم کرده چن باری اطرافیان برای اینکه دخترم بره بغلشون گوشی نشون دادن بهش اینم عادت کرده از عصری بخاطر گوشی داره گریه یمکنه که بازش کن منم انقدر فشار رومه سرش بدجور داد زدم بعدش از ناراحتیم فقط گریه کردم راستش من از بعد زایمانم یه ادم دیگه شدم حس میکنم افسرده شدم چون مدام به همه چی عصبانی میشم دخترم که گوشی میخواس سرش داد زدم از حرصم گوشیمو پرت کردم صفحش یکم شکست بعد زدم تو سرخودم و دخترمم گریه میکرد فقط حس میکنم روانم دیگه متلاشی شده کم اوردم دیگه حتی خواب هم ندارم از دستش ناشکری نمیکنم دخترم نباشه منم نیستم اما دیگه خستم نه کمکی دارم نه کسی که درکم کنه فقط میدونم دارم میمیرم یوقتا قلبم چنان تیرمیکشه که حس میکنم از فشار زیاد دارم سکته میکنم تو این یکسالو نیم خوابمم کم شده عصبانیتم زیاد من یه مامان بدیم که انقدر سر بچم داد زدم نتونستم خودمو کنترل کنم که دراینده بچم ضربه میخوره دیگه میخوام هرجور شده شیرخشکیش کنم حتی شده کامل از شیر بگیرم ولی برم پیش روانپزشک شاید ارامبخش داد یکم اروم شدم دخترم بیشتراز شیر به یه مادر با روان اروم نیاز داره...هعععی
فرزندپروری #پوشک #شیرخشک