۱۰ پاسخ

من امروز خیلی خسته شد کار خونه زیاد بود از یه طرف بچه ام بهم می‌ریخت از خودم بدم اومد گفتم هر چه قدر سخت باشه باید صبور باشم هیچی به تار موی پسرم نمیرسه اینم دورانی خونه بهم ریخته باشه اما یه کوچولو سالم خوشگل بهم بریزه ارزش داره ‌‌‌‌‌
باید فقط صبور باشی هیچ درکی ندارن ..

من گاهیم میزنمش

ببین اون بچس اندازه من وتوتجربه نداره میخادکشف کنه یادبگیره پسرمنم همینطوریه منم گاهی ازکوره درمیرم ولی واقعاجدیدابرام مهم نیست ریخت وپاشش چیکارکنم بچس تازه من همسرمم توکل هفته دوسه روزخونس یعنی عملاگردن من بزرگ کردنش دیگه ول کردم
آدمیم باکلی مسئولیت حق داریم عصبی بشیم ولی خب گناه دارت کوچیکن
به این فکرکن که خداروشکربچت سالمه دعاکن براعاقبت بخیریش یه روزاتقدبزرگ میشه که دلت تنگ میشه برای این کارای بچگونش

منم مثل شماامروزمیخاستم بزنمش😢

خیلیییییی منی

دقیقا منم اینجورییم هی با خودم باید صبور باشم باید صبر کنم ولیییییی نمیشه نمیتونم خودمو میزنم هر از گاهی میزنم رو دست دخترم خیییییلیییی ناراحت میشم ولیییی اصلا دست خودم نیست همیشه غصه میخورم خیلی بدم میاد از خودم و از اینی که هستم

منم همینطور بودم هنوزم گاهی هستم یه کارگاه کنترل خشم والد و فرزند هفته پیش گرفتم پادکستای خوبی داره تاحدودی دارم روی خودم کارمیکنم ۲۹۰ تومنم گرفتم

چقدر مثل منی😀🤦🏻‍♀️
یعنی دقیقا انگار این متن و من نوشتم

مامان بدی نیسی منم مث توام چ کنیم خب

تقریبا همه همینیم
هر وقت میخوای سرش داد بزنی دستت را مشت کن و بشین تا اندازه اش بشی بگو خیلی کوچیکه بلد نیست
فقط دو ساله از تو شکمم اومده بیرون انتطار نداشته باش ازش

سوال های مرتبط

مامان رایان کوچولو👼 مامان رایان کوچولو👼 ۲ سالگی
از دست مامانم انقدر عصبی ام که معدم درد گرفته از حرص
من مجبورن خونه مامانم اینا زندگی میکنم بعد من به هرچی که به بچه میگم نه مامانم براش انجام میده با اینکه بهش هم میگم نکن این کارا رو بازم انجام میده و تازه جلوی بچه هی به من میگه ول کن بزار کاری که میخواد و بکنه یا به پسرم میگه بیا مثلا فلان چیزو مامان بهت نمیده من میده انقدر کفری ام میکنه کاری کرده که بچم با من بد شده و به خودش وابسته شده یعنی بیشتر از من بهونه مامانم و میگیره و دنبالشه بهش هم میگم نزار بچه عادت کنه گوش نمیده مثلا یه شب رفت بالا پیش مامانم بخوابه گفتم میبرمش پایین مامانم نزاشت الان چند شبه قبل خواب گیر میده که میرم بالا اونا هم تا دیروقت بیدارن
یا هرچی من از جلوش قند و شکر و دور کردم میره بالا مامانم بهش چای شیرین میده یا قبل غذا به بچه هله هوله میده
انقدر خودخوری میکنم دارم مریضی اعصاب میگیرم هر چی هم به خوبی میگم گوش نمیده میترسم آخر باهاش دعوام شه سر این کاراش یعنی کاری کرده بچه نیم ساعت هم خونه خودمون دووم نمیاره همش میگه میرم پیش مامان جون