خب تجربه زایمان طبیعی#پارت یک
من از ۳۵ هفته شروع کردم پیاده روی کردن و حموم آب داغ حرکات اسکات و اینم بگم تو کل بارداریم خیلی فعال بودم خیلیییی ها😅 خلاصه هر روز یه ساعت پیاده روی میکردن بعدش حموم میکردم و حرکات اسکات میزدم تا رسیدم به ۳۹ هفته ۳ روز بی صبرانه منتظر دخملم بودم وقتی ۳۹ هفتم بود رفتم زایشگاه ک معاینه شم گفتن یک سانتم برشتم خونه شروع کردم به پیاده روی یو ورزش هر کاری بگی کردم ولی بازم دردام شروع نشد 🤕۳۹ هفته ۲ روزم شد شب وقتی دراز کشیده بودم کمرم درد گرفت مث درد پریودی ولی جدی نگرفتم گفتم حتما باز درد کاذبه... صبح وقتی بیدار شدم باز همون درد بود ولی شدید تر و همراه با درد شکمی زنگ زدم مامانم گفتم مامان من درد دارم واسش توضیح دادم دردام چطوری گفت درد زایمانه !.تا این حرف مامانمو شنیدم از خوشحالی همین جوری تو خونه پیاده روی میکردم اونم تند تند به شوهرمم گقتم برو برام زعفران بخر امشب میرم زایشگاه اونم بنده خدا رفت خرید 😅خوردم خلاصه همسرم رفت دنبال مادرم ک بریم زایشگاه خلاصه رفتیم زایشگاه گفتن چیشده گفتم یکم درد دارم گفت چند هفتته گفتپ ۳۹ هفته ۳ روز گفت سنو انتیتو بده دادم گفت ن تو ۳۸ هفته ۶ روزی🤐منو میگی دوست داشتم جیغ بزنم گفت حالا برو دراز بکش ببینم چند سانتی رفتم دراز کشید گفتم خوبه دو سانتی 😍منو میگی شاد شاد بودم ... گفت برو یه ساعت پیاده روی کن تو بیمارستان و بیا باز معاینت کنم رفتم بیرون یه ساعت پیاده روی کردم برگشتم گفت ۳ سانت شدی برو ۱۲ بیا (۱۲شب چون من از ساعت ۹ اونجا بودم)خلاصه منم گرفتم‌پیاده روی کردم تا ۱۲ دیگ جونی برام نمونده بود رفتم داخل گفتم‌تورو خدا دیگ منو بیرون نفرست

۷ پاسخ

عزیزم برنامه بلو رو نصب کن کد دعوت بهت بدم بزن ۱۰۰ تومن هدیه میده ک میتونی بریزی تو کارتت
اینم کد دعوت PXHUKQ

خدا برات حفظ کنه منو بگو انقدر بی اورزم از گریه بچه میترسم از تنهایی میترسم از این یه لحظه تنها باشم
ولی عاشق آدمایی مثل توام ک انقدر مستقل و با ارزه ونترسی

سلام عزیزم ماشاالله ب این روحیت

خب ادااااااامهههه🥲

عزیززززم خدارشکر پس منم. پیاده روی و شرووووع کنم دیگ

بقیشووو بزاررر

بی‌صبرانه منتظر ادامه‌م😆

سوال های مرتبط

مامان آروکو💙🫀 مامان آروکو💙🫀 ۵ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی✅️
میخوام خلاصش کنم من از هفته ۳۵ پیاده روی رو شروع کردم روزی یک ساعت از هفته ۳۷ روزش هم شروع کردم از هفته ۳۸ بارداری هرروز روی سه بار دمنوش گل گاوزبون اویش و تخم شوید روزی سه بار پیاده روی تند ۲۰ دیقه و ورزش های بارداری ۳۸ هفته ۱ سانت بودم اینجوری ادامه دادم ۳۹ هفته بودم صبح پاشیدم ۴۰ دقیقه پیاده روی خیلی تند کردم بعدش رفتم خونه یکم خوابیدم با درد پاشدم نمیدونستم درد زایمانه تا شب همین جوری دردام داشت شدید میشد رفتم زایشگاه معاینه کرد گفت ۲ سانتو نیمی برو خونه دیگع تا صبح درد کشیدم صبح باز همون بودم دیگع امدم صبح ۲ ساعت رفتم زیر دوش اب گرم ورزش کردم اسکات ۵۰ تا رفتم سجده رفتم دردم اروم میشد ووقتی زیر اب گرم بودم دیگع دردام یکم شدید شد رفتم زایشگاه دوبارع معاینه کرد ۶ سانت بودم دیگه تا کار های بستری درست شد شدم هفت هشت سانت دیگه رفتم روی تخت امپول فشارم بهم نزدن واقعن درد های ک میامد سراقم قابل کنترل بود. هر یک دیقه میگرفت به مدت ۳۰ ثاینه اون ۳۰ سانیع رو باید تحمل کنی جیغ نزنی مشکل من فقط اینجا بود ک بلد نبودم زور بزنم دیگه خانومه گفت زور یه سره بزن منم چنتا زور زدم سرش امد بیرون دیگه همه دردم هام رفت راحت شدم اما بخیه زیاد خورم موقه بخیه زدن خیلی دردم امد دیگه خلاصه زایمان طبیعی خیلی خیلی بهتراز سزارین هست
مامان نخودک 🩷 مامان نخودک 🩷 روزهای ابتدایی تولد
تجربه ی من از زایمان طبیعی پارت (2)

از ۳۴ تا ۳۶ هفته روزی نیم ساعت پیاده روی میکردم ولی ورزش نمیکردم حال ورزش کردن نداشتم، از ۳۶ هفته به بعد طبق دستور دکتر روزی دوساعت پیاده روی کردم ورزشامم شروع کردم روزی نیم ساعت( اسکات،پروانه،چرخش کمر،سجده)

بازم هی با خودم میگفتم اخه من ورزشارو دیر شروع کردم مگه میشه
بتونم طبیعی بیارم کاش زودتر شروع میکردم

۳۷ هفته رفتم دکتر معاینم کرد دهانه رحمم بسته بود دکتر گفت از این هفته رابطه بدون جلوگیری داشته باش
من رفتم خونه کارایی که دکتر گفت انجام دادم
روزی یبارم میرفتم حموم زیر دوش ورزش میکردم به اندازه ۱۰ دیقه

۳۸ و ۶ رفتم دکتر معاینم کرد گفت یک و نیم سانت دهانه رحمت باز شده
اگه تا ۱۹ بهمن دردات شروع نشد برو بیمارستان با امپول فشار باید زایمان کنی
معاینه که شدم یکم زیر شکمم درد خفیف گرفته بود

دوروز بعد معاینه بود که من صبح با مامانم رفتم بازار یک ساعت راه رفتم بداز ظهرش دوساعت رفتم پیاده روی دوساعت راه رفتم
شبم رفتم خونه زیر دوش یکم ورزش کردم ،شوهرمم گفت بریم تا سرکوچه یکم پیاده روی کنی؟ گفتم نه امروز کلی راه‌رفتم 😐 گفت حالا بیا بریم پیاده روی برات خوبه 😐گفتم باشه دوباره یه ربع رفتم پیاده روی

من زیر شکمم خیلیییی خفیف درد میکرد و هر از گاهی انقباض داشتم
برگشتم خونه دراز کشیده بودیم داشتم میوه میخوردم نی نی هم داشت تو شکمم بازی میکرد یهو دیدم یچیز تو شکمم تقق صدا کرد 😐
گفتم شاید صدای لگدش باشه
مامان مهیار🤎 مامان مهیار🤎 ۹ ماهگی
تجربه زایمان طبیعی پارت 1
سلام بعد از 4 شب بی خوابی
خب من کلا ده روزی بود ورزش رو شروع کرده بودم اما کم روزی نیم ساعت پیاده روی فقط
این دو سه شب آخر دیگ کردم روزی دو ساعت پیاده روی 100تا اسکات و حموم آب گرم
و شیاف گل مغربی شب آخر دوتا گذاشتم و بعدشم رابطه بدون جلوگیری داشتیم بعد از رابطه دردام شروع شد ساعت 1 شب بود گرفت تا ساعت 6 دیدم ول نکرد و چون تجربه نداشتم کسیم پیشم نبود با همون درد رفتم بیمارستان که معاینه کرد گفت یه سانت نیمی برو بعدظهر بیا بعد ظهر رفتم همون بود ولی چون ظربان بچه نا منظم بود گفت ختم بارداری که چون مهیار تو سونوش‌ اکوژن قلب نشون داد و اون بیمارستان متخصص اطفال نداشت باید میرفتم یه شهر دیگ(شیروان) رفتیم اونجا گف دو سانتی ضربان بچه هم خوب شده و ما زیر سه سانت بستری نمی‌کنیم دیگ گف برو پیاده روی کن دور بیمارستان سه سانت بشی بستری کنیم من درد داشتم ولی هر سه چهار دقیقه می‌گرفت ول میکرد
رفتم قدم زدم ساعت ۱۲ شب رفتم ولی بازم دو سانت بودم