سلام از خستگی بیش از اندازه بی خوابی شدید
غر غر و حسودی های دخترم
دخترم دائما بهم چسبیده میگه بده آروغ بچه رو من بگیرم🫤🫤🫤
هممون خوابیم یهو میبینیم دخترم روی پسرمه😐پسرم کبوده🥲
دخترمو میخوابونم پسرم با جیغ های بنفشش بیدارش میکنه هم دخترم گریه میکنه هم پسرم نمیدونم پیش کی برم شیشه شیر دخترمو میکنم تو دهن پسرم یه دیقه آروم باشه براش شیر درست کنم دخترم بیدار نشه 😂😂داستان داریم فیلم هندی شدیم
پسرم خوابه دخترم بیدارش میکنه اونم چه مکافاتی خوابوندم
برقا میره هر دو پی پی کردن نمیدونم کدومو بشورم
دخترم بعد از ظهرا دست برنمیداره ببر بیرون
خلاصه گفته بودید دو تا بچه چطورین گفتم بیام یه خلاصه ای توضیح بدم ببینید چطور میگذرونم
خیلی سخته
ولی هر کی میبینه میگه بعدش راحتی
منم دلمو خوش کردم میگم بعدش راحتم جفتش باهم بزرگ میشه
هر روز خونه مامانمم خیلی کمکن ولی خب تو ذهنم مرور میکنم خیلی زود بود بچه هنوز از زندگی و تفریح و همسرم سیر نشده بودم ک دو تا بچه پشت سرهم
اصلا برا هم وقت نداریم کلا نمیبینیم همو
نای شب بخیر گفتنم‌ نداریم جفتمون خیلی خسته میشه
تایم بیرون و خرید و دو کلمه درد و دل هیچی دیگه فقط هم خونه ایم
ولی خداروشکر میکنم ب آینده فکر میکنم
همین دیگه ولی حس دو تا بچه داشتن بی نهایت خوبه🌻🥲

تصویر
۱۷ پاسخ

خیلی سخته عزیزم اصلا یه لحظه خودمو نمیتونم جات بزارم اما خداروشکر زود اوردی من الان به‌این سنم اصلا حوصله ی گریه ی بچه و شلوغیاشو ندارم🥲
ان شاالله آینده واسه تو عالی باشه

ای جونم تو کی زاییدی عاخه؟ مبارک باشه عزیزدلم😍😍
مث همیم ک منم پسرم ۱ سالشه زایمان کردم ۲۰ روزه🥹

خیلی سخته ولی خب باهم بزرگ میشن💜

خدا حفظشون کنه گلم اسمشو چی گذاشتی عزیزم؟

چرا انقدر تو تاپیکات میگن اسم بچهاتو بگو جواب نمیدی

مبارک باشه عزیزم
تو مامان قوی و توانمندی هس قطعا از پسش برمیای
سختی ها هم کاملا حق میدم بهت واقعا سخته من یه بچم 8 ساله دارم یه 1 ساله گاهی خیلی سخت میگذره برای شما ک دوتاشون کوچیکن
خداخیر ب اطرافیانت بده کمکت هستن😘❤

خداقوت پهلوان😁

فاصله ی سنیشون چقدره؟

❤❤عزیزم‌مرسی ک نوشتی برامون....
ایشالا طعم‌شیرینی هاش ۰ندبرابر سختی هاش براتون باشه و بعدها بگی چه خوب شد ک‌پشت هم اوردم

خدا حفظشون کنه
ولی خیلی نامردی آرزو به دلمون گذاشتی یبار عکسشونو ندیدم

تنها نیستی منم کلی چالش دارم بااین دوتا 🙃😎🖐🏻

چند سالشونه

وااای خیلی سخته بهترین کاری کردم و تصمیمی که گرفتم همین تک فرزندی ایهانه

سلام ب مادر پر توان ، خدا قوت سختیش تا زمانی ک پسرت چهار دسته و پا راه بره از اون موقع ب بعد خیلی بهتر میشه. ایشالا که همیشه سالم و شاد باشید

🤣🤣🤣عزیزم چقد بامزه تعریف کرده البته ک در لحظه گریه داره ولی نمیدونم چرا من خندم گرفت

منم با سه تا پسر هر روز داستان ها دارم اینا که جزئی از برنامه روزانمون هست الهی شکر باید تحمل کنیم ولی خیلی سخته اونم دست تنها دلم میخواد محو بشم بگیرم یکم بخوابم

منم مثل تو هستم دوتا دختر پشت هم پدرم دراومده

سوال های مرتبط

مامان آوینا.آریا🌈 مامان آوینا.آریا🌈 ۱۵ ماهگی
بچه ها میشه راهنماییم کنین . دخترم خیلی پدرشو دوست داره و واضحه از من بیشتر دوسش داره و وابستشه .‌ باباش خیلی خیلی باهاش خوبه و اون والدی ک جدی هست مخصوصا تو تربیت من هستم تو خونه تا پدرش🫤🫤 حالا امشب من گفتم آوینا دیگ باید کم کم تو و داداش جاتون رو جدا کنین چون من و بابایی باید شبا پیش هم بخوابیم و اینکه شما بین ما هستین درست نیست و ب مرور ما از هم دور میشیم ها (دخترم خیلی با درک هست ) خلاصه فقط سر اینکع دلش میخواد پیش باباش بخوابه بهونه آورد و خواهش کرد تا موقعی که خوابش ببره باباش بره پیشش بخوابه . حالا داشت برا باباش یه قصه تعریف میکرد ک تا حالا من نشنیده بودم و نگفته بودم . گفت ک یه روز یه جوجه کلاغ با باباش زندگی میکرد باباش رفت بیرون بهش گفت از خونه بیرون نری . وقتی باباش رفت بیرون جوجه کلاغ رفت بیرون و گم شد بعد باباش کلی گشت دنبالش دید تو یه باغ دیگه مامانش اونو زندانی کرده . میره جوجه کلاغ رو نجات بده اونو هم پیشش زندانی میکنن و جوجه کلاغه با باباش همیشه زندانی میمونن قصه ی ما ب سر رسید کلاغه ب خونش نرسید 🫤🫤🫤 حالا خیلی فکرم درگیره ک چرا این قصه رو ب باباش گفت . آخر هم بهونه گرفت و با بغض و گریه و التماس یجور خوابید بتونه دست باباش رو بگیره و بخوابه ‌ ... هوف
مامان مـاهان و فندوق مامان مـاهان و فندوق ۱۷ ماهگی
اومدم‌ی تجربه سخت از ی مادر خسته براتون بگم با دوتا بچه🥲🥲
واقعا خیلی سخته دوتا بچه کوچیک داشتن و منی د دیشب اصلا نخوابیدم چون پسرم صبحش تب کرد همش بیدار میشد از خواب و منم نتونستم بخوابم
از سختی بچه داری اینکه بیشتر خستم میکنه وقتی بچه هارو میخوابونم اگ پسرم بیدار بشه گریه بکنه همزمان با صدای اون دخترم از خواب بیدار میشه و یا اگ‌دخترم بیدار بشه از صدای اون پسرم از خواب بیدار میشه واقعا خیلی سخته مدیریت کردن دوتا بچه همزمان دیشب رسما کم آوردم 🥲🥲با اینکه شوهرم بود ولی پسرم گریه میکرد ک بغل من باشه و دخترمم ک باید اونم‌برمی‌داشتم
بنظر من آدم نباید با این تفاوت سنی اصلا بچه بیاره 😮‍💨😮‍💨
من واقعا خستم و دلم میخواد حداقل ی س چهار ساعتی راحت برا خودم باشم بگیرم بخوابم ولی اگ اینطوری باشه از عذاب وجدانم‌نمیتونم بخوابم درسته بچه ها آدمک کلافه میکنن دلی واقعا بدون اونا زندگی پوچه🥲
من از دیشب سعی میکنم هم پسرم هم دخترم همزمان بخوابونم تا منم یکم‌راحت بگیرم بخواب ب ی بدبختی این کارو کردم ولی کی منو میخوابونه الان وقتی بیدارن تا حد مرگ خوابم‌میاد وقتی میخوابن من خوابم نمیاد واقعا موندم چ مرضیه این..
وقتی هم بچه هارو خوابوندم خودم بجای اینکه بخوابم نشستم بالاسرشون هردوتارو نگا میکردم😶😶
شما با دوتا بچه هم شیر چکار میکنین سخته براتون روزتون چطور میگذرونین؟؟؟