۱۴ پاسخ

حالا من دختر اولم39هفته و4روز دنیا اومد مدفوع کرده بود

من امروزیکی ازفامیلامون زایید که من قبل ازاون بارداربودم خواهرم زنگ زدفلانی زاییدتوچرانه هم عروسم زنگ زدفلانی زایدپس توچی شد میخای بزاری شکمت گرفتم باشون دعواکردم بشون گفتم مگه دست خودمه هروقت میخات به دنیامیات زوری که نیست فوقش دیگه ۲هفته طول میکش اینم میگذره

خداکنه شما ب اون مرحله نرسید من ک وقتم تموم شده حمام میرم زیر دوش گریه می کنم پیاده روی میرم گریه می کنم دیگه واقعا نمیکشم 😭

راستی بچه چندمت؟؟

منم دقیقا امروز همینطور شد

من درسته الان تازه رفتم تو۳۸ هفته ولی ۲سونواخرکه دادم ۲هفته جلوتریعنی الان وارد۴۰هفته شدم تاریخ زایمانم ۲۸ مردادزدن

البته من امروزیکم پیاده روی کردم وخونه روجم وجورکردم

میخام دمنوش تخم گشنیزدرست کنم بخورم

هیچ دردی یاعلایمی نداری الان بعدازمعاینه تحریکی هیچ دردی نداشتی

ان اس تی هرموقع که رفتی میگیرن؟

انشاالله به سلامتی زایمان کنی عزیزم

خیلی سخته این ان اس تی دادن. ما خونمون تا بیمارستان خیلی فاصله ست. ادم کلافه میشه توترافیک. الان هم که اربعین و بعدم شهادت امام رضاست بیمارستان من هم سمت حرمه.

بابا کی حال داره تا ی هفته صبر کنه من درد کمر و شکم دارم نمیتونم اینطوری باشممم😭😭😭

انشاالله بسلامتی

سوال های مرتبط

مامان دخترم🩷🐣 مامان دخترم🩷🐣 ۱ ماهگی
تجربه من از زایمان طبیعی پارت ۱
من شنبه ۲۷ تیر رفتم مطب پیش دکترم شده بودم ۳۹ هفته و ۶ روز که اون روز اتفاقا داشتن تعمیرات تو مطب انجام میدادن و اتاقا همه پر بودن و اتاق دکترم پر وسیله بود و نمیشد که بزم دراز بکشم و راحت صدای قلبو گوش بدیم ایستاده صدای قلبو گوش کردیم که با دکتر کلی خندیدیم که اینم شد یه خاطره بعد دکتر گفت فردا طبق این دو هفته قبلی که هر هفته ان اس تی دادی برو بیمارستان و ان اس تی بده من روز بعد عصر رفتم و ان اس تی دادم و دهانه رحمم رو که چک کردن که اصلا باز نشده بود ولی واقعا درد داشت چک کردن دهانه رحم ان اس تی رو دکتر دید و گفت تکوناش خوبه و قلبشم خوب میزنه از فردا هر روز بیا برای ان اس تی که اگه مشکلی نبود بمونی تا اول مرداد روز بعد شوهرم منو خواهرمو بعد ناهار رسوند بیمارستان که من ان اس تی بگیرم ان اس تی خوب بود دکتری ک شیفت بیمارستان بود ان اس تی رو چک کرد و گفت دراز بکش دهانه رحمت رو ببینم قبلش هم ماما دهانه رحمم رو چک کرده بود که بسته بود دکتر هم چک کرد و گفت یه فینگر هم نیست شنبه هم یه سونو انجام داده بودم که داخل سونو زده بود وزن بچه ۳۸۵۰ ولی دکتر سونو میگفت وزنش بیشتره به ۴ یا ۴۳۰۰ میخوره دکتر شکمم رو هم چک کرد گفت بچه بهش نمیخوره ۴۳۰۰ باشه ولی اگه ۴۳۰۰ باشه نمیتونی بیشتر صبر کنی وزنش بیشتر بشه سخت میشه زایمان لباسامو پوشیدم رفتم پیش دکتر که گفت همسرت هست گفتم نه رفته سرکار گفت زنگ بزن بیاد کارای بستری رو انجام بده.......