مادره دیگه
این بی حوصلگی و بی عصابیشم بخاطر بزرگ کردن ماهاست
بهش میگم مامان جان نیومدم گفتم بچها اذیتت میکنن
راستش چون مامانمه یکم بهش گلگی میکنم بعد راه میوفتم میرم خونش دست و پاشم میبوسم
ادم ک از مادرش چیزی ب دل نمیگیره
من دیگ نمیرم
اول میگم خو اذیت میشدی با سروصدای بچه ها دیگه نیومدم
میدونی تند تند بری و بچه ها هم شلوغ کنن واقعا سنشون و اعصابشون نمیزاره که شکایت نکنن
من خودم کم میرم،کم برو اما برو بهش کمک من اونم مادره سنی ازشون گذشته
مامانا دیگه صبر و حوصله گذشته رو ندارن چون بچهاشونو بزرگ کردن تمام الان هم دوست دارن نوه هاشونو ببینن هم سرو صدا نکنن دیگه چاره ای نیست باید یه جوری راضی نگهشون داشت
میگم خودت گفتی نیا بچه اذیت میکنه،،، بچهم رو چکار کنم نمیشه که تنها بذارمش
خب میگم خودت گفتی نیام ک😶
مادر عزیزم شما به دل نگیر هر کاری از دستت میاد براش انجام بده
روزانه پیام مشاور، متناسب با سن کودکتون دریافت کنین.
سوالاتتون رو از مامانای با تجربه بپرسین.
با بازیهایی که به رشد هوش و خلاقیت فرزندتون کمک میکنه آشنا بشین.