۷ پاسخ

عزیزم به عنوان دوست میگم،مشورت کنید،ببینید از خانواده فامیل یا دوستان نزدیک باشه،خیلی بهتره،انشالله که جورمیشه

خدایا من فکر میکردم فقط منم که همچین شرایطی دارم من مادر ندارم دوتا خواهر داشتم که ازدستشان دارم دوتا زن داداش دارم هنوز هیچ کدامشان تعارفی ازم نکردن هی برای دلخوشوم یا بخاطر خانواده شوهرم چون غریبه هستن ...دوتا زن داداشام تمام مال وزندگی وزمین کشاوری پدرمو چند سال با اجازه خودشان بردن منم شوهرم آدم ساکتیه نمیزار حرفی بزنم یکی ازشان چند ساله بیخود وبیجهت بامن قهره اونیکی هم تاز دختر عموی مادرمه گفتم خوب این هم فامیل هم جای مادر وخواهرامو پر میکنه دوماه که باردار بودم ی روز تلفنی داشتم باهاش حرف میدم گفتی زنداداش اول امیدم ب خداس بعد تو برای زایمانم فقط اون یک شبی که بیمارستانم تنهام نزاری گفت باشه ب روح پدرم ب روح مادرم وجت خواهرام قسم از اون روز ب بعد دیگه باهام حرف نمیزنه 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭حالاچه تمام شادها وناراختی هاشان روی سر من وشوهرمه هروقت پولی میخوان از شوهرمن میگیره هروقت چیزی احتیاج داشته باشن ب شوهر من میگن پارسال پسر برادر بزرگم میخواست دختر برادر دوممو بگیره جفت زنداداشا زنگ زدن میگن هم عمه عروسی هم داماد بعد من بشوهرم گفتم الان شدم عمه ب شوهرم گفت یک میلیون بیشتر برای دیدن نمیدازم میبینم ۱۰میلیون انداخته شوهرم گفتم اینا منو بی ارزش میکنن تو چرا جوابشانو اینجوری میدی شوهرم گفت من فقط وفقط بخاطر ارزشی که تو پیشم داری این کارو میکنم

عزیزم تجربه من که تو شهر غریب بودم،بچه کوچیک نداشتم کمکی حتما بیار،انشالله که بسلامتی زایمان میکنی،مطمینا باش خیلی اوضاع بهتر پیش میره،حتما کمک بگیر از خانواده

من چی بگم ک ی بچه یازده ماه دارم و هشت ماهه باردارم ولی خب دست کمک دارم

دقیقا منم یک دختر ۲۳ماهه دارم این یکی هم دو روز دیگه انشالله دنیا میاد منم نگرانم من سه تا خاهر دارم ک یکیش کوچیکه یکیش بچه ۹ماهه داره نمیتونه بیاد بیمارستان پیشم یکیش سه تا بچه کوچیک داره مامانم کربلاس مادرشوهرم ۷۰سالشه نمیتونه بیاد خاهرشوهرمم گفته ساعت ۵ب بعدیتونه بیاد پیشم من موندم چیکار کنم کیو ببرم اخر توکل بخدا کردمو با خاهر کوچیکم میرم منکه کلی نفر دورمه بازم کسی نیست پیشم باز تو دورن

خدا خودش کمکت کنه که زایمان بدون دردرسروراحتی به سرکنی

انشالله که ازپس همه چی برمیای
خداخودش پشت و پناه خودت و جوجه هاته🫂♥️

سوال های مرتبط

مامان جوجه 😍 مامان جوجه 😍 ۱ ماهگی
سلام مامانا...
مامان دومیاا خصوصااا...میگم من نی نی دوومه..خیلی استرس دار قراره بعدزایمان چی به چ اتفاقی بیوفته منظورم خودزایمان میس.یه پسر ۶ساله دارم ک خیلی حساس شده وسایل نی نی رو ک نگاه میکنه همش میگ سر من چرا اینارو نخریدی میگم خریدم یا میگ سر من اینکارا رو کردی سر من اینطور بودی حسود نیس خیلیی ابجیشو دوسیت داره همش میگ مامان خابشو دیرم کوچولو بود..اما حب فکر میکنه باخودش ک چطور قراره بشه
..نمیدونم چ واکنشی خواهدم داشت واقعا میدونم سخته..مامانم قراره بیاد برای زایمانم..و بمونه بعد من برم باز خونشون بمونم بعد ک یکم نی نی جون گرفت و سرحال شدم خودم برگردم خونم..اا همش به پسرم فک میکنم ک چطور میشه با خودش چ فکری میکنه..خصوصا هی میگ مامان شلی ک بری بیمارستان من غصه میخورم همش نگرانه🥺🥺
وای یه چالش بزرگه واقعا دوستدارم زود ازش گذر کنم..فهمیده ک نی نیرهم عین من خردادیه همش میگ چرا من خردادی نشدم .
نمیدونم از پس برمیام یا نه اصلا زندگیم چطور میشه یعنی خدایا انقدر اینروزا بهش فکر میکنم ک چی میشه..چطور مامان دوتا بچ میشم..همه عشق و علاقم به پسرم بوده چطور به نی نی هم توجه کنم ک پسرم ناراحت نشه..وای خیلیی سخته ...🥲🥲
مامان نینی💙👼 مامان نینی💙👼 هفته سی‌ونهم بارداری
و بلخره شروع ماه 9 و رسیدن ب پایان این سفر..
حقیقتا نمیدونم باید شروع کنم از کجا..
هنوز باورم نمیشه..
من 9 ماهه ک ی موجود زنده دارم تو دلم پرورش میدم؟
9 ماهه ک مامان شدم؟
هنوزم وقتی میرم جلو اینه و شکم گردالو و دست و پاهای ورم کرده خودمو می‌بینیم باورم نمیشه فکر میکنم خابه..
این روزا برام مثل ی رویا بود اخه..ی قصه ی خیالی..
هیچوقت بهش فکر نمیکردم..
ولی الان بی صبرانه منتظر روزی ام ک جگرگوشمو بغل بگیرم..
هرشب دارم خابشو میبینم..ی پسر خیلی تپل و سفید ولی کچل😂
پسر قشنگم این روزا همش دارم با فکر ب تو و تصور کردنت تو بغلم،تو خونمون،تو اتاقت و...میگذرنمون..
ینی وقتی بیای قراره زندگیمون چ شکلی بشه؟!
همش ب این فکر میکنم ک وقتی بابا برای اولین بار ببینتت چ حسی داره؟!
یا اولین باری ک بغلت میگیره🥺🥺
آخه میدونی پسرم،بابای تو با احساس ترین مردیه ک دیدم..من تصورم از اون روز اینه ک قراره گریه بکنه از دیدنت🥹
میدونی مامان،بابای تو تاحالا هیچ بچه ای رو بغل نکرده!!همیشه میگف میترسم یا دوس ندارم..ولی الان دل تو دلش نیست و هر روز میگ کاش بشه زودتر ببینه تورو🤤😍


همه خانواده منتظر اومدنتن پسرِ من..
با ذوق بی حد و شوق فراوون ب انتظار اون روز نشستیم❤️
.