و بلخره شروع ماه 9 و رسیدن ب پایان این سفر..
حقیقتا نمیدونم باید شروع کنم از کجا..
هنوز باورم نمیشه..
من 9 ماهه ک ی موجود زنده دارم تو دلم پرورش میدم؟
9 ماهه ک مامان شدم؟
هنوزم وقتی میرم جلو اینه و شکم گردالو و دست و پاهای ورم کرده خودمو می‌بینیم باورم نمیشه فکر میکنم خابه..
این روزا برام مثل ی رویا بود اخه..ی قصه ی خیالی..
هیچوقت بهش فکر نمیکردم..
ولی الان بی صبرانه منتظر روزی ام ک جگرگوشمو بغل بگیرم..
هرشب دارم خابشو میبینم..ی پسر خیلی تپل و سفید ولی کچل😂
پسر قشنگم این روزا همش دارم با فکر ب تو و تصور کردنت تو بغلم،تو خونمون،تو اتاقت و...میگذرنمون..
ینی وقتی بیای قراره زندگیمون چ شکلی بشه؟!
همش ب این فکر میکنم ک وقتی بابا برای اولین بار ببینتت چ حسی داره؟!
یا اولین باری ک بغلت میگیره🥺🥺
آخه میدونی پسرم،بابای تو با احساس ترین مردیه ک دیدم..من تصورم از اون روز اینه ک قراره گریه بکنه از دیدنت🥹
میدونی مامان،بابای تو تاحالا هیچ بچه ای رو بغل نکرده!!همیشه میگف میترسم یا دوس ندارم..ولی الان دل تو دلش نیست و هر روز میگ کاش بشه زودتر ببینه تورو🤤😍


همه خانواده منتظر اومدنتن پسرِ من..
با ذوق بی حد و شوق فراوون ب انتظار اون روز نشستیم❤️
.

۶ پاسخ

ای جان مامان.ب سلامت بغلش بگیری مامان مهربون 😍❤️🍓🩵

وای قندددددد من قراره خیلی زود بیاددددد🥹🥹🥹🥹💃🏻💃🏻💃🏻

حس عجیبیه 🥲🥲🥲

😍😍😍😍

چقدر احساسام مثل شما بود؛ انشالله سالم نی نی هامونو بغل کنیم

آخی انشالله به سلامتی عزیزم 😍😍

سوال های مرتبط