۳ پاسخ

عااااالی👌👌👌👌🤌

بله و این روتین رو نباید از دو یا سه سالگی شروع کرد
من برای خواب پسرم از دو ماه و نیم سه ماهگی شروع کردم روتین سازی،آیا همیشه موفق بودم؟آیا اصلا میشه برا بچه سه ماهه یه روتین صد درصدی ساخت؟معلومه ک نه
اما ساختن روتین خواب و غذا و بیرون و .‌‌‌‌‌...... یه کار درست
و برای انجام دادن کار درست اگه شکست هم بخوریم هیچ اشکالی نداره و باید ادامه بدیم

ارومیه❌آرومیم✅

سوال های مرتبط

مامان ایلیا مامان ایلیا ۲ سالگی
اینروزها خیلی ها مثل من فکرشون مشغوله
خیلیا نگران آینده هستن
خیلیا از فکر و نگرانی اینکه قراره چی پیش بیاد برای اینده بچه ها خوابشون بهم ریخته. عصبی شدن. حوصله ندارن. تو یه حالت بلاتکلیفی زیاد به سر میبرن که حتی رمق انجام کارهای معمول رو هم ندارن. حتی یه آشپزی ساده توام شده با فکر و خیال و غصه...
بیشترمون هم تمام نگرانیمون بخاطر آینده بچه هامونه.
اگه تمام این حالتهارو دارین به خودتون حق بدید. مهمتر از همه اینه که خودمون با خودمون مهربون باشیم اگه همش خسته ایم و حوصله نداریم به خودمون اینروزها سخت نگیریم.
اگه نمیتونیم مثل همیشه بگیم و بخندیم به خودمون انگ افسردگی نزنیم.
واکنش طبیعی هر انسانی به این شرایط همینه.
ولی تنها کاری که میتونیم در حق خودمون و بچه هامون بکنیم اینه که بیشتر وقتمونو با بچه هامون بگذرونیم. اگه حوصله اشپزی نداریم مهم نیست با یه غذای ساده سر کنیم ولی همون تایم رو با بچه ها وقت بگذرونیم. کمتر سمت اخبار ناراحت کننده بریم هرچند خیلی سخته دنبال نکردن ولی مهم اینه که ما مادریم و مسئول.
زمانی که کنار بچه ها نشستیم و به هیچی جز بازی با اونها فکر نمیکنیم هم حال خودمون بهتره هم بهانه گیری و شیطنتهای کوچولوها کمتره چون اونا هم اینجوری حس ارامش بیشتری دارن.
یه مدت به خودمون کمتر سخت بگیریم. کمتر به کارهای خونه فکر کنیم. سعی کنیم آرامش رفته مون رو با نقاشی کشیدن و عروسک و ماشین بازی و کاردستی درست کردن با بچه ها به دست بیاریم.
به امید روزی که حال دل هممون خوب باشه. و بچه هامون در آرامش و حال خوب.
مامان ایرمان🤍 مامان ایرمان🤍 ۲ سالگی
مامان ساحل مامان ساحل ۲ سالگی
بد سرپرست 🤢🤢🤢
همسایه مادرم یه مرد تقریبا ۴۰یا ۵۰ساله س که زنش طلاق گرفته ،،،بعد یه زن دیگه ازین دخترای کم سن ،ساده روستایی ،،گرفت بعد این ۳قلو بدنیا آورد ۳تاش دختر
برعکس مرده بشدت پسر دوست بود
بعد این باز دوسال نشده حامله شد یه دختر. دیگه ،،،،که یواشکی هم تو بیمارستان فروخت
باز دوباره چندسال بعد حامله شد باز دختر
دیگه از بهزیستی مراقب بودن یوقت اینو هم نفروشه
خلاصه بچهه الان دوساله و ۳قلو ها ۹سال
بعد این دوسه ماه پیش
مادر خونه نیس ،،،۳قلوها فندک میگیرن رو بچه دوساله ها بچه آتیش میگیره
باباعه می‌ره لباس ها بچه رو تو تنش قیچی می‌کنه که سوخته و بعد تا مادر میاد بعد ساعتها جیغ و داد ،،،میبرن دکتر که کلی سوختگی داره و باید تا چندماه هرروز پانسمان کنم بیشتر پایین تنه سوخته
(شاید هم خود باباهه سوزونده الکی گف کار بچه ها بوده )
بعد دیشب یکی از ۳قلو ها سرماخورده باباهه بهش تریاک میده ،،اهر شب حالش بد میشه مادر میگه ببریم دکتر ،باباهه میگه باشه صبح
نصف شب حالش بد میشه تا می‌رسونن دکتر طفلی بچه تموم می‌کنه و میمیره
امروز دفنش کردن قبل اینکه پزشک قانونی بفهمه و بخواد تحقیق کنه
این باباعه معتاد و سرکار نمیره و پول یارانه و سهام و پولی که بهزیستی برای بچه ها میده و خرج می‌کنه
و اینو یادم رفت بگم چندسال پیش یکی از قل ها تب می‌کنه باز باباهه نمیبره دکتر ،تشنج می‌کنه و بعد اون هم مغزش یخوردع آسیب میبینه هم مدام هی تشنج می‌کنه ،،قبلش سالم بود